آثار ماندگار ترور در زندگی زنان قربانی ترور در ایران

آثار ماندگار ترور در زندگی زنان قربانی ترور در ایران
اعظم آهنگر سله بنه*

۱۷۰۰۰نفر عبارت ساده‌ای است که خبر از قربانیان ترور دراین مرز و بوم می‌دهد. قربانیان کینه توزی‌ها و دشمنی‌ها که ساده بیان می‌شود ولی عقبه بسیار سخت،ناگوار و شگفت‌انگیز دارد. زنان قربانی ترور را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد:

۱- کشته‌شدگان ناشی از ترور

۲- بانوانی که در یک حادثه ترور صدمه دیده‌اند اکنون آسیب جسمی و روحی و روانی و … برای آن‌ها باقی مانده است.

۳- بانوانی که والدین یا همسر خود را در یک حادثه تروریستی از دست داده‌اند و سال‌های باقی عمر را بدون عزیزان‌شان و با سختی و تنهایی زندگی کرده‌اند.

به راستی هر سه دسته از این عزیزان را باید قهرمانان ترور نامید زیرا آنکه قربانی شده مردم و جامعه هستند. این عزیزان با تمامی آثار ماندگار ناشی از ترور ایستادگی کردند و خم به ابرو نیاوردند.

زنان ستون جامعه هستند و زنان قربانی ترور در همه جای دنیا از جمله ایران از شانس کمتری برای استفاده از امکانات اجتماعی، رفاهی و عمومی برخوردارند و زندگی آن‌ها تمام مدت درگیر و تحت تاثیر این موضوع است. به خصوص کسانی که قربانی مستقیم ترور بوده و آسیب‌های جسمی و روحی و روانی دیده‌اند، چه به صورت قطع عضو و چه به صورت ترومای پس از حادثه تا پایان عمر با مسائلی دست و پنجه نرم می‌کنند که جبران‌ناپذیر است. خوردن قرص‌های آرام‌بخش و خواب آور، روان‌درمانی، درمان‌های پزشکی مادام‌العمر و محرومیت از مادر شدن و … از تجربه‌های زیسته این زنان است که فقط و فقط با مطالعات کیفی می‌توان به آن‌ها رسید و مفاهیم اساسی را استخراج کرده و بررسی کرد.

عدم مناسب‌سازی فضا و محیط شهری، محدودیت‌هایی در اشتغال، از دست دادن شانس یک ازدواج معمول موفق و پایدار، از دست دادن شانس مادری، تنهایی و مصائب تنهایی، افزایش هزینه‌های زندگی و بالا رفتن هزینه‌ها از حد نرمال، هزینه‌های درمانی و خدماتی ناشی از آن و باز هم تنهایی و تنهایی و تنهایی از آثار ماندگار بر زندگی قربانیان مستقیم ترور است.

از سوی دیگر با خانواده‌هایی مواجه هستیم که عزیزان‌شان را از دست داده‌اند. به خصوص زنانی که همسران‌شان را از دست داده‌اند. مسئولیت تربیت و بزرگ کردن بچه‌ها را به عهده داشته‌اند. بسیاری از این زنان شانس یک زندگی شاد و معمولی را از دست داده‌اند و مجبور شده‌اند به عنوان یک زن سرپرست خانوار مسئولیت بر دوش کشیده و اکنون که فرزندان سرانجام یافته و هر یک به زندگی خود مشغول هستند نه شانس ازدواج صحیح و پایدار را دارند و نه آرامش فردی و درونی به دلیل آثار ماندگار سوء روانی ناشی از این نوع قربانی شدن. از جمله استرس منتشر و گاه دچار سندرم آشیانه خالی بوده و نوعی غم مستمر در زندگی‌شان مشاهده می‌شود.

دختران! و باز هم دخترانی که پدران‌شان را در حادثه تروریستی از دست داده‌اند! می‌خواهم از دخترانی صحبت کنم که هر دو والدین‌شان را بدین شکل از دست داده‌اند. دخترانی که در مرکز سمیه شب و روز گذراندند و به جمع فرزندان شهدای حضانتی پیوستند. دخترانی که هنوز پس از اینکه بزرگ شده‌اند و خود اکنون مادر هستند از دردهای زندگی در پرورشگاه رهایی نیافته و آثارش در زندگی آن‌ها جاری است. از دخترانی بگویم که مادری درک نکرده و مادری نمی‌دانند. در زندگی معمول خود دچار مشکلاتی هستند زیرا شانس زندگی در یک خانواده را از دست داده‌اند. از دخترانی که با از دست دادن هر دو والدین یا یکی از آن‌ها حلقه‌های سرمایه اجتماعی خانوادگی آن‌ها قطع شده و دیگر چیزی تحت عنوان حامی در زندگی‌شان معنی ندارد.

فرزندانی که از سرمایه انباشته خانواده به دلیل قوانین موضوعه ارث محروم شده و بی‌سرمایه مالی و اجتماعی رشد کرده، دست بر زانو زده و قامت راست کرده‌اند و اکنون غیر از قهرمان نام دیگری زیبنده ایشان نیست.

از دیگر آثار ماندگار ترور بر جامعه می‌توان به کاهش احساس امنیت عمومی و اعتماد اجتماعی در فضای عمومی اشاره کرد. به طوری که سال‌های طولانی به دلیل این اقدامات تروریستی در کشور ما با حجم زیادی مهاجرت و به تبع آن از دست دادن نیروهای متخصص و سرمایه‌های مالی و اجتماعی، مختل شدن چرخه اقتصادی و کاهش گردشگری مواجه شدیم.

تروریسم آثار ماندگار بی‌شماری در کشور ما بر جای گذاشته است که برخی از این آثار مثبت بوده است. از این دست می‌توان به نفرت انباشته شده از منافقین و گروه‌های ضد انقلاب تروریست در کشور اشاره کرد که خود نوعی همبستگی درونی بین مردم ایجاد کرده است.

باز هم زنان، زنان قربانی ترور مستحق داشتن یک زندگی معمول هستند، تجربه زیسته آن‌ها خود سرمایه عظیمی است که می‌تواند موتور محرکه جوامع مدنی‌ای باشد که برای کاهش ترور و تروریسم تلاش می‌کنند. شاید بتوان با اقدامات سیاسی و نظامی تروریسم را تا حدی محدود کرد ولی اگر به دنبال یک راه‌حل فرهنگی برای مقابله با تروریسم باشیم کسی جز افراد قربانی تروریسم نمی‌توانند این موضوع را حمایت کنند.

*دکتری جامعه‌شناسی (مسائل اجتماعی)
*یادداشت مذکور نظر نویسنده آن است و بیانگر موضع رسمی موسسه نیست.