انتخابات و اهمیت مشورت در آموزه های دینی

انتخابات و اهمیت مشورت در آموزه های دینی

( با تاکید برآموزه های قرآن و نهج البلاغه)

علیرضا قبادی[۱]

پژوهشگر گروه مطالعات دین

موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی

دانشگاه تهران

مردم در حیات اجتماعی خود گاهی ناچار به انتخاب اند؛ در انتخاب هر امری افراد یا به آن آگاهی دارند یا فاقد دانش لازم برای گزینش آن هستند. در اموری که مردم ناآگاه و یا کم اطلاع بوده و دچار بلاتکلیفی هستند چاره چیست؟ این امر خصوصا در جامعه امروز که هر روز بیش از گذشته تخصصی ترشده دشوارتر است؛ بویژه آنکه افراد نتوانند همه تخصص های لازم را کسب کنند . جامعه شناسان یکی از خصوصیات جامعه جدید را تقسیم کار پیچیده در آن می دانند.پیچیدگی و تخصصی شدن کارها در جامعه امروز سبب شده است که افراد فقط در حوزه های خاصی صاحب تخصص و نظر شوند و در انتخاب و گزینش سایر امور حتما نیازمند به مراجعه به اهل فن و دانش می باشند. بنابراین، مراجعه به متخصصان و سوال و مشورت در امری که از آن ناآگاه هستیم گریز ناپذیر و یک ضرورت عقلی است. چنانچه مولانا نیز در بیتی به زیبایی اینگونه به آن اشاره کرده است:

مشورت ادراک و هشیاری دهد                     عقل ها مر عقل را یاری دهد 

اما متون و آموزه های دینی نه تنها به ضرورت اصل مشورت و شورا و سئوال از عالمان تاکید دارد، بلکه به خصوصیات و ویژگی های این امر عقلی نیز اشاره کرده است.

قرآن کریم در دو آیه تقریبا مشابه، رجوع به عالمان و اهل الذکر را یادآور شده است. در سوره نحل(آیه۴۳) آمده است: «و ما ارسلنا من قبلک الا رجالا نوحی الیهم فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون» ،« و ما ارسلنا قبلک الا رجالا نوحی الیهم فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون»( ۷ انبیاء). و پبش از تو نیز نفرستادیم مگر مردانی را که به آنها وحی می کردیم؛ پس اگر خود نمی دانید از اهل ذکر بپرسید. اگرچه در برخی روایات، اهل ذکر، اهل بیت معرفی شدند اما   با توجه به “لا تعلمون” در آیه می توان به معنای وسیع تر «ذِکر» یعنی آگاهى و اطلاع اشاره داشت که همه آگاهان و اهل اطلاع در زمینه هاى مختلف را شامل می شود.

نکته دیگر این که در ذیل این آیه، هم نا آگاهان به سوال و مشاوره دعوت شدند و هم عالمان موظف به راهنمایی و پاسخگویی دانسته شده است علامه صباطبایی در ذیل تفسیر آیه ۵۷ سوره نحل آورده است «در الدر المنثور است که ابن مردویه از جابر روایت کرده که گفت: رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: سزاوار نیست که عالمى بر علم خود مهر سکوت بزند، و سزاوار نیست که جاهل بر جهل خود سکوت کرده و از اهل علم نپرسد؛ زیرا خداى تعالى فرموده: «فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون » پس سزاوار بر هر مؤ منى است، اینکه بداند عملى که انجام مى دهد بر هدایت است یا بر خلاف هدایت» طباطبائی،۱۳۶۷: ۴۱۴). چنانچه ملاحظه می شود هر دو گروه وظیفه دارند تا مسیر هدایت را طی کنند.

در آیاتی دیگر نیز به مشورت و شورا تاکید شده است «مشاوره» و «مشورت» از ماده «شور» به معناى استخراج رأى و نظر صحیح است و «شورا» به معناى آن پیشنهاد و کاری است که در باره‌‌‏ آن مشاوره می‌شود.در قرآن مجید، سوره ای با همین نام آمده است که در آیه ۳۸ آن در خصوصیات اهل ایمان آورده است «و امرهم شوری بینهم» و کار شان مشورت کردن با یکدیگر است و در آیه ۲۳۳ سوره بقره در نگه داری فرزند به مشورت میان پدر و مادر تاکید کرده است. « فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَنْ تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَ تَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْهِمَا»…. و همچنین از جمله خصوصیات رهبری پیامبر رحمت در قرآن مشورت با مردم است:«و شَاوِرْهُمْ فِی الاْءَمْر»ِ( آل عمران ۱۵۹) و با آنان در کار(ها) مشورت کن.

تاکید و دعوت به مشورت و مراجعه به اهل دانش و همچنین موظف کرده عالمان به آگاهی بخشی ناآگاهان در فرازهایی از نهج البلاغه نیز فراوان تاکید شده است. حضرت علی ع در خصوص اثرات مشاوره می فرماید « من استقبل وجوه الاراء عرف مواقع الخطاء » هر که از آراء دیگران استقبال کند، به مواضع خطا آگاهی می یابد (حکمت ۱۷۳).

در نامه ۵۰ نهج البلاغه یکی از حقوق مردم بر حاکم ر ا مشورت کردن او با مردم بر شمرده است و می گوید:« أَلاَ و َإِنَّ لَکُمْ عِنْدِی أَلاَّ أَحْتَجِزَ دُونَکُمْ سِرّاً إِلاَّ فِی حَرْبٍ، وَلاَ أَطْوِیَ دُونَکُمْ أَمْراً إِلاَّ فِی حُکْمٍ……

بدانید، حقى که شما بر عهده من دارید، این است که هیچ رازی را از شما مخفى ‏ندارم، جز اسرار جنگ را و کارى را بى‏مشورت شما نکنم مگر اجرای حکم خدا را ……»؛ و در خطبه ۲۱۶ نیز به ضرورت مشورت دادن به حاکم تاکید دارد. «…. فَلا تَکُفُّوا عَنْ مَقالَه بِحَقٍّ، اَوْ مَشُورَه بِعَدْل…..»؛ «هرگز از ارائه گفتار حق به من یا مشورت با من برای اجرای حق و عدل، خویشتن داری نکنید. …..» و یا در نامه خود به محمد بن ابی بکر نوشته است : «وَ اَنْصِحِ الْمَرءَ اِذَا اسْتَشْارَک؛ انسانی را که از تو مشاوره و نظر می خواهد، راهنمایی کن». حضرت در نامه ۵۳ به مالک اشتر به ضرورت مشاوره او با عالمان تاکید دارد و می فرماید: «اکثر مدارسه العلماء»؛ با دانشمندان فراوان گفتگو کن و در همان نامه به مالک اشتر سفارش می کند که کارگزارانش را با مشورت انتخاب کند : «….ثُمَّ انْظُرْ فِی أُمُورِ عُمَّالِکَ، فَاسْتَعْمِلْهُمُ اخْتِبَاراً وَلاَ تُوَلِّهِمْ مُحَابَاهً وأَثَرَهًاً، فانهما جماع من شعب الجور و الخیانه».

«در کار کارگزارانت‏ بنگر و پس از آزمایش به کارشان برگمار، نه به سبب دوستى با آن ها؛ و بى‏مشورت دیگران به کارشان مگمار؛ زیرا به راى خود کار کردن و از دیگران ‏مشورت نخواستن، گونه‏اى از ستم و خیانت است».

حضرت امیر ع همچنین به صورت سلبی به برخی از خصوصیات مشاوران در همان نامه اشاره کرده است

«وَ لاَ تُدْخِلَنَّ فِی مَشُورَتِکَ بَخِیلاً یَعْدِلُ بِکَ عَنِ الْفَضْلِ وَیَعِدُکَ الْفَقْرَ وَلاَ جَبَاناً یُضعِّفُکَ عَنِ الاَُْمُورِ، وَلاَ حَرِیصاً یُزَیِّنُ لَکَ الشَّرَهَ بِالْجَوْرِ…….»

«هرگز در مشورت‌ها بخیل را داخل مکن که تو را از بخشش و احسان باز می‌دارد و وعده فقر به تو می‌دهد و آدم ترسو را هم در مشورت دخالت مده؛ زیرا تو را به ناتوانی می‌کشاند و آدم حریص را از این کار مهم دور بدار؛ زیرا لئامت را از روی تعدی در نظر تو می‌آراید…. ».

با نگاهی به آیات و روایات می توان، ایمان، علم، دانش، تجربه، خیر خواهی و .. را از خصوصیات مشاوران بر شمرد.
بنا به آنچه بیان شد مراجعه به اهل دانش و فن در هر زمان در حیات اجتماعی و سیاسی امری ضروری است. تاکید به “امر” در آیات و”امور” در روایات، اشاره به ضرورت و اهمیت مشورت در کارهای مهم و تاثیر گذار دارد. بنابر این مراجعه به اهل علم، تقوا ، خیرخواه و … در گزینش و انتخاب صحیح در امور فردی و اجتماعی که تاثیرات بیشتر ی بر آن مترتب است مهم تر و اصلی اساسی است . این مراجعه و به فعلیت رساندن امور، در انتخابات سیاسی که واگذاری مهم ترین امور اجتماعی و سیاسی و تعیین مصالح و مقدرات یک جامعه به منتخبین ملت است بسیار ضروری می نماید وتاسی به قرآن و راه و روش اهل البیت (ع) برای کسانی که داعیه پیروی آن را دارند هم لازم و هم راهگشا خواهد بود. امید است با مراجعه با صاحب نظران و متخصصان در امور سیاسی و اجتماعی ضمن مشارکت گسترده در انتخابات پیش رو نامزدهای اصلح و شایسته فرصت انتخاب را بیابند که کار و امور دشوار جامعه پر چالش وپر مسئله تنها از سوی نمایندگان خبره، مطلع و با تقوا میسر می گردد.

قرآن کریم

نهج البلاغه

راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص ۴۶۹، واژه «شور».

طباطبائی، سید محمد حسین، ۱۳۶۷المیزان فی تفسیر القرآن، دفتر انتشارات اسلامی، قم. جلد ۱۲، ص ۴۱۵ ج ‏۱۸، ص ۶۳

زمخشرى، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج ‏۴، ص ۲۲۸، دار الکتاب العربی، بیروت، ۱۴۰۷ق.



 ghobadi1087@gmail.com

{phocadownload view=file|id=173|target=s}

 

* یادداشت مذکور نظر نویسنده آن است و بیانگر موضع رسمی موسسه نیست.