برداشت های نظری و  اکتشافی از سفری علمی به منطقه عسلویه

برداشت های نظری و اکتشافی از سفری علمی به منطقه عسلویه

«برداشت های نظری و  اکتشافی از سفری علمی به منطقه عسلویه»

(بازدید جمعی از اعضای کمیسیون پیوست نگاری فرهنگی شورای عالی انقلاب فرهنگی از منطقه پارس جنوبی و عسلویه)

                                                                                                                  محمد مهدی فتوره چی[۱]

برداشت اول(آثار سفرهای علمی)

سفر با هر هدف و مقصدی که انجام گیرد، بی شک با آموزه ها، تجربیات تلخ و شیرین، پندآموز و متفاوتی همراه است. اگر سفری با قصد و انگیزه افزایش اطلاعات، اکتشاف موضوع و شناخت ماهیت امر و واقعیتی با تبعات اجتماعی و فرهنگی انجام گیرد، بی تردید ثمرات متفاوتی بدنبال خواهد داشت؛ بویژه در سفر های علمی و اکتشافی که پژوهشگر پیش از اقدام به سفر، فاقد اطلاعات کافی  باشد و یا دست کم، دانسته هایش صرفا مبتنی برنَقل تجربیات، خوانش و دریافت های دیگران باشد؛ و لذا چون اطلاعات منعکس شده، حاصل مشاهده مستقیم پژوهشگران نمی باشد، اطلاعات حاصله، دست دوم یا چندم قلمداد شده و گاهی فاقد اعتبار کافی هم ارزیابی می شود؛ لذا سفری های علمی از این دست، افق های جدیدی برای مطالعه و تحقیق در پیش چشم افراد و بویژه پژوهشگران  می گشاید.

در ۲۶ مهر ماه۱۳۹۵ متعاقب دعوت رییس کمیسون پیوست نگاری فرهنگی خود را در میان جمعی از کارشناسان اجتماعی و علاقمند به موضوعات ومسائل فرهنگی و اجتماعی یافتم. از اولین سفر علمی مشابهی که با گروهی از صاحب نظران و پژوهشگران این حوزه انجام شد ۲ سالی می گذرد؛ سفری که با آموخته ها و تجربیات در خور توجهی همراه بود و آغازی شد برای تکرار رفتن، دیدن، شنیدن و تامل و مداقه در مسائل و تبعات توسعه صنعتی و درک عمیق تر آثار و تبعات زیستی و اجتماعی- فرهنگی که در مناطق دور افتاده و پیرامونی گاهی بیش از نواحی مرکزی مغفول مانده و یا آنگونه که باید و شاید بدانها عنایت نشده است.

این بار نمی دانم از کجا باید سخن آغاز کرد و رشته کلام را به دست گرفت؛ و نیک نمی دانم با چه رویکرد و عینکی به توصیف و تحلیل دیده ها و شنیده ها بپردازم؛ گستره حوزه مطالعه در ظاهر امر، نه آنقدر وسیع است که بنا به تعبیر پیر بوردیو، دچار گم کشتگی در میدان تحقیق شویم و نه آنقدر کم اهمیت که بتوان به سادگی از آن گذشت و از همین روست که با صاحب نظرانی رفتیم تا در پی مشاهده ای نزدیک، ابعاد واقعیت موجود را آنگونه که هست مطالعه نمائیم. پیش از این سفر اکتشافی، چند باری تجربه سفر علمی با جمعی از اساتید دانشگاهی را به منظور فهم عمیق تر مسائل جوامع متاثر از سد سازی و مسائل و مشکلات دریانوردان را داشتم؛ ولیکن هیچگاه به مسائل و دغدغه های ذهنی و تالمات روحی کارکنان و ساکنان جوامع محلی طرح های توسعه صنعت گاز، علی رغم مطالعه گزارش های تحقیقات انجام شده از سوی همکارانم( در موسسه و دانشکده علوم اجتماعی) تا این اندازه وقوف پیدا نکرده بودم و لذا سفر علمی به منطقه پارس جنوبی و بازدید از تاسیسات عسلویه و فازهای فعال آن فرصت مغتنمی بود تا راقم سطور با جمعی از اعضای مشتاق کمیسیون پیوست نگاری فرهنگی و پژوهشگران علوم اجتماعی بتواند با حضور در منطقه ای محروم و در حال توسعه و شکوفایی صنعتی، از نزدیک با محیط کار، شرائط رفاهی و خدماتی و زیر ساخت های فنی و تاسیساتی و نیز کارکنانی که رنج دوری از خانه و خانواده را بسختی تحمل می کنند آشنا شود؛ مقاوم مردانی که جهت امرار معاش و تامین هزینه های زندگی، ناگزیرند اوضاع بد آب و هوایی و زیستی منطقه را  به تنهایی و بعضی در کنار خانواده هایشان تحمل کنند که در صورت عدم همراهی خانواده هایشان می بایست در هر ماه حداقل ۱۵ روز از خانه و خانواده و خویشاوندانشان دور باشند تا هدایتگر شعله های پیوسته گازحیات بخشی باشند که شهرها و حتی خانه های محقر و کوچک دورافتاده ترین روستاهای کشور را با گرمای خود آسایش و امنیت بخشد.

برداشت دوم(کلیات مسئله/لزوم  رویکرد اجتماعی فرهنگی در توسعه)

احداث تاسیسات صنعتی بزرگ در کشور از دوران سازندگی و توسعه نامتوازن و شتابزده آن بدون ملاحظه ابعاد اجتماعی و فرهنگی آن بی تردید پیامدهای نامطلوب و مخربی داشته و خواهد داشت. بی تردید فقدان رویکرد اجتماعی به توسعه عواقب ناگواری بر حیات اجتماعی و محیط زیست مناطق صنعتی و بومی در پی دارد. نتایج برخی مطالعات( از جمله پژوهش طالبیان و همکارانش، ۱۳۸۴)[۲] نشان داده است که آسیب های فراوانی در سطوح مختلف اجتماعی و فرهنگی به موازات توسعه صنعت گاز در منطقه عسلویه بروز کرده و در اکثر ابعاد بررسی شده منطقه با معظلات جدی روبرو بوده است؛ و لذا بی تردید تنها با رویکردی اجتماعی و فرهنگی و برنامه ریزی دقیق و منسجم می توان بر مشکلات فائق آمد. همچنین مطالعات و و دیگر شواهد و قرائن تجربه شده دراین سفر حاکی از این واقعیت تلخ دارد که در طرح ها ی توسعه صنعتی منطقه، معیارهای اجتماعی و فرهنگی در کمترین حد انتظار مورد توجه و عنایت مسئولان مربوطه نبوده و گسترش روز افزون آن علاوه بر ایجاد مشکلاتی برای مجریان طرح، مناطق مسکونی و جوامع محلی را نیز بشدت تحت تاثیر قرار داده است. از اینرو لازم است مسئولان و مجریان برنامه های توسعه صنایع گاز و پتروشیمی، پیوسته در این اندیشه باشند که از ایجاد و گسترش ناموزون طرح های صنعتی در چنین مناطق محرومی چه سازمان و افرادی بیشترین نفع و ضرر را متحمل می شوند؛ باید نیک بنگرند که اینگونه طرح ها چه نوع تنش و چالش ها ی را موجب و چه هزینه هایی را بر جوامع محلی تحمیل می کند؛ لذا مجریان و مدیران عالی این صنعت باید برای کاهش بلایا بویژه تاثیرات مخرب زیست محیطی و نهدید کننده هویت فرهنگی و تاریخی منطقه و نیزافزایش منافع طرح ها با ایجاد اطاق فکری از متخصصان جامعه شناس، روانشناس، محیط زیست متعاقب انجام مطالعات جامع میدانی چاره ای بیاندیشند.

برداشت سوم(مروری بر اهم مسائل و راهکارها)

نتایج گزارشات دریافتی از فعالان نهادهای مردم نهاد و مذاکرات انجام شده با مسئولان محلی و کارشناسان منطقه عسلویه در خصوص مسائل و دغذغه های جوامع محلی و کارکنان تاییدی بود بر یافته های تحقیقاتی که در طی سال های گذشته در این منطقه انجام شده است که برخی از مهم ترین این نگرانی ها و آسیب های بر شمرده شده از سوی نمایندگان تشکل های مردمی و پژوهشگرانی که طرح هایی را در این منطقه به انجام رساندند در ادامه خاطر نشان می گردد:

-ورود نیروی کار به منطقه بویژه به مناطق فاقد امکانات گسترده شهری، امنیت اجتماعی و اقتصادی منطقه را تهدید می کند؛

-تورم ناشی از تقاضای بالای کالا و خدمات، بالا رفتن پتانسیل جرم، افزایش ترافیک و حمل و نقل، پایداری اجتماعی منطقه و جوامع محلی را تهدید می کند؛

-تحت تاثیر قرار گرفتن بخش وسیعی از مناطق مسکونی بومیان از جمله راه ها، آلودگی محیط زیست، گسترش روابط تجاری مبتنی بر قاچاق در منطقه و تاثیرات مخرب آن بر اقتصاد خانواده، ورود نیروی کار غیر بومی، تغییر نظام کار و معیشت، انتقال و اسکان اجباری مردم و ایجاد نظام معیشتی جدید و افزایش تمهیدات امنیتی و کاهش اعتماد عمومی به مسئولان صنایع گاز و پتروشیمی؛

-کمبود شدید امکانات تفریحی و بهداشتی و درمانی در شهر عسلویه و نخل تقی و  پایین بودن سطح خدمات بهداشتی و درمانی حتی در شهرستان های جم از جمله نبود متخصصان ماهر در رشته های مختلف پزشکی؛

– عدم پیش بینی های لازم برای دفع بهداشتی زباله و فقدان مدیرت مطلوب پساماندهای مخرب محیط زیست؛

-عدم تمهیدات لازم برای اطلاع رسانی و آگاهی بخشی جوامع محلی از عوارض و تاثیرات زیست محیطی بواسطه نگرانی از افزایش مطالبات آنان؛

-عدم بکارگیری و تامین تجهیزات لازم و کسب دانش لازم برای کاستن از سوخت فلرها و کاهش تاثیرات  مخرب زیست محیطی و تهدید کننده بهداشت و سلامت کارکنان و بومیان منطقه بویژه عوارض پوستی و وریوی؛

به نظر می رسد علی رغم سپری شدن بیش از ۲۰ سال از زمان احداث مجتمع های گازی در منطقه عسلویه، توسعه صنعتی تاثیر قابل توجه و انتظاری در اوضاع و شرایط رفاهی و خدماتی بومیان نداشته و برعکس پیامدهای اجتماعی ناگواری در پی داشته است. شواهد گواهی می دهد که بومیان منطقه تنها در یک دوره زمانی مشخصی منافع کوتاه مدتی را تجربه کرده و متاسفانه توسعه ناموزون صنعتی و سرازیر شدن سرمایه های دولتی موجب اختلاف فاحش و نابرابری اقتصادی شده است.

با عنایت به مسائل و مشکلات یاد شده به نظر می رسد که با ایجاد اطاق فکری متشکل از کارشناسان امر و اتخاذ سیاست های مداخله ای و تسهیلگرانه می توان تا حدی از وارد شدن آسیب های بیشتر به محیط زیست و جوامع محلی اجتناب کرد و با آینده پژوهی و پیش بینی روندها و تبعات و آثار احتمالی طرح های توسعه ای اتمام یافته و یا در حال اجرا نیز انتظار می رود از بروز آسیب های بیشتر فرهنگی و اجتماعی و زیست محیطی اجتناب کرد. در همین راستا و متعاقب بحث و گفتگوهای پراکنده با کارشناسان امر و نمایندگان تشکل های مردمی و موسساتی چون توسعه پایدر نایبند، ضمن مرور فرصت ها و تهدیدهای توسعه صنعت گاز و فراورده های پتروشیمی در منطقه، پیشنهاداتی برای بهبود و برون رفت از چالش های موجود مطرح شد که در ادامه به برخی از مهم ترین آنها اشاره می شود:

  • با توجه به کاهش فرصت های شغلی و محدودیت هایی در جذب بومیان منطقه، اتخاذ تمهیداتی برای توسعه امکانات زیر ساختی ترانزیت خارجی به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس ضروری به نظر می رسد.
  • با عنایت به تبعات و زیان های زیست محیطی طرح های توسعه که بی تردید بر سلامت ساکنان منطقه و کارکنان، صدمات جبران ناپذیری می زند، احداث و توسعه مراکز خدماتی مجهز و تجهیز امکانات بهداشتی و درمانی باید در اولویت برنامه های پیشگیرانه و مداخله ای باشد.
  • انتظار می رود حال که جوامع محلی بیشترین آسیب ناشی از توسعه صنعت گاز را متحمل می شوند در سرمایه گذاری طرح های آتی نیز نقش و سهم بیشتری ایفا کنند.
  • مطابق پیش بینی های اولیه انتظار می رود با اتخاذ تمهیداتی برای توانمند سازی و دانش افزایی بومیان مستعد و بویژه اعطای بورسیه به دانشجویان نخبه و با استعداد منطقه از ظرفیت پیش بینی شده استخدام برای جذب متقاضیان بومی استفاده شود.
  • اگر چه اجرای طرح های نخبه پروی و روستا مرکزی تا حدی موجب دلگرمی و توانمند سازی نوجوانان مستعد منطقه می شود ولیکن باید ضمن اجتناب از استفاده مکرر از کلمه نخبه که افراد را تهییج به مهاجرت می کند بهتر است با اتخاذ تمهیداتی از جمله ارتقای سطح خدمات آموزشی و علمی(با دعوت از زبده ترین مدرسان استان و تامین نیازهای رفاهی شان) و نیز ساخت ابنیه و تجهیرات نهادهای آموزشی(همچون هوشمند سازی مدارس) و اعطای فرصت های شغلی به آنان، در حین تحصیل، زمینه جذب و افزایش علاقمندی ایشان را به خدمت در منطقه میسر و یا ارتقاء داد و بدین طریق با جذب حداکثری نیروهای بومی در صنایع گاز و پتروشیمی موجبات کاهش هزینه های مادی و روانی ناشی از اشتغال کارکنان اقماری را فراهم کرد.
  • با توجه به اینکه که مهاجرت بی رویه کارگران مجرد به بحران های اجتماعی و اخلاقی منطقه دامن می زند باید تمهیداتی اتخاذ شود تا حتی الامکان متقاضیان متاهل در اولویت استخدام قرار گیرند.
  • برنامه ریزی فرابخشی و حتی فرامنطقه ای به عنوان یک سیاست راهبردی باید در دستور کار مسئولان و مدیران عالی صنایع مربوطه قرار گیرد.
  • به موازات ارایه و بهبود خدمات درمانی و بهداشتی در منطقه باید تمهیدات بلند مدت پیشگیرانه ای هم برای کاهش بحران های روحی کارکنان اقماری اتخاذ و از بروز مشکلات بیشتر ناشی از مهاجرت و  عدم جامعه پذیری و فرهنگ پذیری خانواده هایشان جلوگیری کرد.

 

برداشت چهارم(نتیجه گیری)

در آخر اینکه، تداوم اجرای سیاست هایی برای اصلاح رویه های جاری اقتصادی و ارتقای سطح بهره وری، توجه به نقش فرهنگ و فرهنگ گرایی در امر توسعه آن، در کنار تشکیل سازمان های محلی به منظور مدیریت موثر تر مسائل و مشکلات و جلب مشارکت های مردمی و نیز اتخاذ تمهیداتی برای کاهش شکاف مرکز-پیرامون بی تردید تضمینی به حفظ منافع صنایع و جوامع محلی و افزایش اعتماد مردم به اقدامات توسعه ای دولت در منطقه خواهد بود. تحقق موارد و راهبردهای یاد شده تنها در صورتی قابلیت اجرا خواهد داشت که به شروط پایداری های توسعه ای از جمله به پایداری انسانی، پایداری اجتماعی، پایداری زیست محیطی و نیز جلب مشارکت محلی عنایت کافی شود که این مورد اخیر از اهمیت خاصی برخوردار بوده، زیرا  بر اساس دیدگاه پاول(۱۹۸۷) فرایندی است فعال، که بهره برداران علاوه بر سهیم شدن در منافع طرح بر جهت گیری و اجرای آن نیز تاثیر می گذارند.

به نظر می رسد که توسعه متوازن و مبتنی بر گرایش به فرهنگ یا توسعه فرهنگ گرا برای تمامی دغدغه های یاد شده پاسخی درخور داشته باشد؛ توسعه ای که با تحقق آن بی تردید به پایداری اجتماعی و امنیتی هر چه بیشترنیز خواهد انجامید.

اکنون که این سفر علمی به پایان رسیده است با خود می اندیشم که به عنوان پژوهشگر اجتماعی، در این میان چه نقشی می توان ایفا کرد تا ذره ای در کاهش دغدغه های فکری مردمان صبور و کارکنان غیور صنعت گاز آن منطقه سهمی داشت. تردیدی ندارم که با کمی تامل، هم اندیشی و مطالعه عمیق در ابعاد مختلف موضوع با دعوت از خُبرگان حوزه های مختلف علوم اجتماعی و بویژه حوزه روانشناسی اجتماعی و سلامت و نیز متعاقب انجام مطالعاتی جامع نگر و با بهره گیری از تجارب زیسته در کشورهای دیگر، می توان تا اندازه زیادی موجبات کاهش مسائل روانی پرسنل شاغل در مناطق آزاد پارس جنوبی و نگرانی های خانواده های ایشان را فراهم کرد و بدین ترتیب گامی هر چند کوچک در جهت افزایش سلامت روحی و رضایت این قشر صبور و خانواده های محترمشان برداشت.

 

 

[۱] پژوهشگر اجتماعی و  مدیر گروه مطالعات رسانه و فرهنگ موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران

[۲] طالبیان، سیدامیر؛ فاضل، محمد ؛ دغاقله عقیل  (۱۳۸۴)، تحلیل تأثیر اجتماعی توسعه صنعتی در منطقه عسلویه، نامه علوم اجتماعی، شماره ۳۳، بهار ۱۳۸۷