بررسی مسائل و مشکلات روانی اجتماعی کودکان و نوجوانان بی‌سرپرست شده از زلزله شهر رودبار

بررسی مسائل و مشکلات روانی اجتماعی کودکان و نوجوانان بی‌سرپرست شده از زلزله شهر رودبار

بررسی مسایل و مشکلات روانی اجتماعی کودکان و نوجوانان بی‌سرپرست شده از زلزله شهر رودبار

همزمان با مشارکت گسترده و تحسین برانگیز هم‌وطنان‌مان در ارائه کمک‌های مالی و  معنوی به زلزله‌زدگان کرمانشاه بویژه سرپل‌ذهاب شایسته است از سوی نهادها و مراکز  علمی و دانشگاهی، طرح‌های پژوهشی داوطلبانه‌ای به منظور بررسی مسائل و مشکلات روانی اجتماعی بلادیده‌گان بویژه کودکان و نوجوانانی که بی‌سرپرست شده‌اند انجام گیرد تا از بروز آسیب‌های عمیق‌تر روانشناختی جلوگیری و در حد امکان اقدامات پیشگیرانه‌ای انجام شود. در همین ارتباط مناسب دیدم چکیده پژوهش ارزشمند و کم نظیری که در سال ۱۳۶۹ به سفارش شورای پژوهشی دانشگاه تهران و سرپرستی جناب دکتر محسنی تبریزی و نیز همکاری بی‌شائبه تنی چند از همکاران پژوهشگر موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران انجام شده است، جهت مطالعه و بهره‌برداری علاقمندان و بویژه دانشجویان و پژوهشگرانی که به مطالعه در حوزه روانشناسی اجتماعی و احتمالا انجام مطالعه مشابهی در منطقه زلزله‌زده کرمانشاه علاقه‌مندند، منتشر کنم.
محمدمهدی فتوره چی

چکیده پژوهش میدانی

مجری و همکاران اصلی: دکتر علیرضا محسنی تبریزی (مجری) با مشاوره و همکاری مهناز زند، طاهره خزاعی، طیبه گردود فرشته خرسند،  زهرا مهذب (همکاران اصلی)
تاریخ انتشار: دی ماه ۱۳۷۱

بیان مسئله
پس از وقوع زلزلۀ استان گیلان و زنجان در ۳۱ خرداد ماه سال ۱۳۶۹ که به مرگ عدۀ زیادی از مردم و بی‌خانمانی بازماندگان این واقعه منجر شد، و نابسامانی و آشفتگی­‌های فراوانی از جمله صدمات روحی و جسمی کودکان و نوجوانان بی­‌سرپرست شدۀ بازمانده از این زلزله را به­ وجود آورد، مؤسسه مطالعات با هدف دستیابی به الگوی مطلوبی در زمینۀ سرپرستی کودکان و نوجوانان بی­‌سرپرست شده، انجام پژوهشی را دربارۀ مسائل و مشکلات روانی- اجتماعی کودکان و نوجوانان بازمانده از زلزله ضروری دانست. طرح تحقیقاتی انجام شده توسط شورای پژوهشی دانشگاه مورد تأیید قرار گرفت و سرپرست مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی وقت، مشاوره و همکاری با طرح را بر عهده گرفتند.

روش تحقیق
در این پژوهش، اطلاعات از طریق مکاتبه، مراجعه به منابع و مآخذ و مصاحبه با مصیبت‌‌‌دیدگان ساکن در شهرهای رشت، رودبار و تهران جمع آوری گردیده است.[۱]
جامعه آماری شامل کلیه دختران و پسران دانش آموز کلاس‌های سوم ابتدائی تا سوم راهنمایی و متولدین سال های ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۲ بوده است که ساکن رودبار بوده و پدر و مادر خود را از دست داده بودند. نمونه‌ها، شامل ۱۴۱ کودک و نوجوان بوده که بیش‌ترین تعداد آن‌ها در رده سنی ۶ تا ۱۰ سال (۴۸ نفر) قرار داشته‌اند.
دلیل انتخاب نمونه در این رده سنی، قابلیت تست‌پذیری و امکان مقایسه وضعیت تحصیلی ایشان بوده است. گروه کنترل نیز از میان دختران و پسران دانش‌آموزی که پدر و مادر خود را بر اثر وقوع زلزله از دست نداده بودند، انتخاب و همتاسازی شده‌اند. از کل افراد در گروه‌های سنی ۱۰ تا ۱۴ ساله، تعداد ۸۴ نفر پدر و ۱۹ نفر مادر و ۳۸ نفر پدر و مادر خود را از دست داده بودند که با توجه به شرایط خاص این مطالعه و امکانات و محدودیت‌های گروه تحقیق، محقق گروه سوم را مورد مطالعه و بررسی قرار داده است.
تعداد نمونه‌های انتخابی مورد مطالعه، ۱۵ نفر از جامعه آماری مورد نظر بوده (۸ نفر دختر و ۷ نفر پسر) که در زمان وقوع زلزله در شهر رودبار ساکن بوده­‌اند.
در جمع ­آوری اطلاعات از ابزار پرسش­نامه و مصاحبه، مشاهده و تا حدودی مشارکت استفاده شده است. به طور کلی، گروه‌هایی که جهت گردآوری اطلاعات مورد نیاز با آن‌ها مصاحبه شده و پرسش نامه­‌ها را تکمیل کرده­‌اند، شامل:
افراد گروه آزمایشی افراد گروه کنترل سرپرستان فعلی افراد گروه آزمایشی مسئولان و مربیان آموزشی مدارس محل تحصیل افراد گروه­‌های آزمایشی و کنترل مسئولان ادارات و نهادهای مربوط به زلزله
پرسش­نامه­‌ها در چهار فرم تهیه و تنظیم شده است که هر یک مختص به یکی از چهار گروه ذیل بوده است:
مسئولان ادارات، مسئولان آموزشی کودکان و نوجوانان، دو گروه تجربی و کنترل سرپرستان کودکان و نوجوانان
در این مطالعه، شش فرضیه تنظیم شده است که برای تمامی فرضیه­‌ها متغیر مستقل فقدان پدر و مادر و متغیر وابسته شامل افسردگی، پرخاشگری و تند خویی، افت تحصیلی، ناامیدی، انزوای اجتماعی و اضطراب لحاظ شده است.

یافته­‌ها و نتایج
در این بررسی، بین دختران و پسران دانش ­آموز زلزله­‌زده بدون پدر و مادر و گروه کنترل، تفاوت معناداری مشاهده نشد.
نتایج این تحقیق نشان داد که تفاوت معناداری در خصوص هنجارهای اجتماعی چون پرخاشگری و تندخویی بین دو گروه وجود نداشته است. هم‌چنین بین دو گروه مورد مطالعه تفاوت معناداری در خصوص افت تحصیلی تأیید نشد.
شدت ناامیدی در میان افراد هر دو گروه مشابهت داشته و نتایج به دست آمده بازگوی وضعیتی بوده که شدت ناامیدی در گروه کنترل بیش‌تر بوده است.
هم‌چنین نتایج این پژوهش نشان دهندۀ این بود که فقدان پدر و مادر ارتباط تعیین ­کننده‌ای با احساس انزوای اجتماعی در جامعۀ مورد مطالعۀ این تحقیق نداشته است و دو گروه وضعیت مشابهی داشته­‌اند.
نتایج این مطالعه نشان داد که میزان احساس اضطراب در دو گروه کنترل و آزمایشی به یک اندازه بوده است.

واژگان کلیدی: زلزله، مشکلات روانی- اجتماعی، کودکان و نوجوانان، بی­‌سرپرست، شهر رودبار