عقلانیت و توسعه‌نیافتگی

عقلانیت و توسعه­ نیافتگی جامعه ایرانی

خالد جاذبی

دانش آموخته کارشناسی ارشد مطالعات توسعه

در یادداشت نوشتار قبلی با عنوان «خلقیات ما ایرانیان و توسعه­ نیافتگی­ مان» ۱۱ مورد رفتار اخلاقی و فرهنگی را برشمردیم که وجود آنها در جامعه ­ی غربی را به عنوان عامل توسعه­ یافتگی و فقدان آن­ها در جامعه­ ی خودی را از جمله دلایل توسعه ­نیافتگی جامعه ­ی ایرانی دانستیم.

در یادداشت کنونی نیز سعی خواهد شد که از همان منظر متفکران رویکرد نوسازی که بر این باور هستند که برای بررسی دلایل توسعه­ یافتگی یا عدم توسعه یک جامعه بهتر است امور داخلی و رفتارهای فرهنگی ـ اجتماعی مردمان آن جامعه مورد بررسی قرار گیرند، از همان رویکرد به بررسی عامل مهمی به نام “عقلانیت” بپردازایم. همچنان­که در یادداشت قبلی بیان شد کسی نمی­ تواند منکر دلایل متفکران رویکرد وابستگی شود و همه بر اهمیت عوامل بیرونی تاریخ گذشته ایران از حمله ترکان آسیای میانه و مغول­ ها گرفته تا استعمار و استثمار پرتغالی­ ها و سپس انگلیسی­ ها و روس­ ها و آمریکایی­ ها در چند سده اخیر واقف هستیم. در واقع هیچ کس نمی­تواند منکر این شود که جنگ­ های مداوم و غارت دائمی اموال کشور از جانب بیگانگان بر وضعیت فعلی توسعه ه­ای ما تاثیرگذار بوده است؛ اما نمی­ توان تمام تقصیر عقب­ ماندگی و توسعه­ نیافتگی کشور ایران و دلیل توسعه­ یافتگی غرب را نتیجه وجود این پیوند نابرابر دانست. بدون شک پیش زمینه­ های تاریخی، درونی و ساختاری هر یک از این دو قطب نقش بسیار پررنگ­ تری از این عوامل خارجی داشته­ اند و ما نیز بر این اساس در نوشتار فوق عامل “عقلانیت” را در این زمینه مورد بررسی قرار خواهیم داد.

عقلانیت، فکر و عملی است که آگاهانه و مطابق با قواعد منطق و معرفت تجربی باشد و در آنها هدف ها و مقاصد دارای انسجام و هماهنگی هستند و برای نیل به آنها از مناسب­ ترین وسایل استفاده می­ شود. از نظر وبر «عقلانی کردن» یعنی زندگی اجتماعی را تابع نظم دقیق قرار دادن و تنظیم کردن از راه استفاده از روش­ های محاسبه دقیق در اقتصاد و کاربرد روش های علمی در تولید و اداره جامعه. تنظیم عبور و مرور در خیابان ها از طریق استفاده از چراغ ها و علایم راهنمایی، خط­ کشی خیابان­ ها، تعیین سرعت مناسب برای وسایل نقلیه و غیره نمونه­ هایی از عقلانی کردن است (صبوری، ۱۳۸۵: ۳۶). عقلانی و عقل از یک ریشه­ اند: باورها و اعمال معقول آنهایی هستند که مبتنی بر دلایل و احکام معتبرند. آدم معقول کسی است که قوه­ ی عقل و استدلالش را به کار می­گیرد؛ آدم نامعقول کسی است که این قوه را به کار نمی­ گیرد و از این رو دلایل درست اقامه نمی­ کند. غیر عقلانی اشارت دارد به انکار یا نبود عقلانیت که در تقابل با عقلانی واقع می­ شود و معنای پوچ و باطل یا «خارج از معنای عقل» را افاده می­ کند (ترنر،۱۳۹۰ :۷). وجه مقابل عقلانیت، مفاهیم احساسات و هیجان و تخیل و مزاج است.

در واقع مشخص است که منظور از عقل جهل­ گریزی و تخیّل­ گریزی و وهم­ زدایی و خرافه­ زدایی است. جامعه­ ای می­ تواند رو به سوی توسعه و پیشرفت بگذارد که علم بر جای جای زندگیش حاکم باشد و از ضدیّت­ های آن دوری جوید. توسعه قبل از آنکه به پول و ثروت و تکنولوژی‌های ماشینی نیاز داشته باشد به تفکر و اندیشه و تعقل نیازمند است. وجود عینی این امر را در تاریخ کشورهایی که اکنون تحت عنوان کشورهای توسعه یافته نام‌گذاری شده­ اند و در دورانی تحت عنوان دوران «رنسانس» به خوبی می­ توان دید. دورانی که هدف اساسی آن مقابله با تفکرات خرافی برخاسته از حاکمیت کلیسا در دوران قرون وسطی بود. این مسیر شفاف­ سازی در آن­جا روز به روز قدرت بیشتری می­ یافت و در قالب نحله­ هایی همچون روشنگری فربه­ تر می­ شد.

در تاریخ فرانسه، قرن هجدهم میلادی عصر روشنگری نامیده شده است. آن مکتب فکری که این عبارت معرّف آن است، برخی از بزرگترین نام ها در تاریخ بشریت را شامل می­ شود. این جنبش [فرهنگی] فقط به گروه کوچکی از نخبگان منحصر نمی­ شد، بلکه پایه­ ی وسیعی در طبقه متوسط داشت. مع هذا ایده ی روشنگری بیان کلاسیک خود را در آثار فلسفی اصحاب دایره­ المعارف یافت. ماهیت این جنبش را می­توان با دو نقل قول از ولتر مشخص ساخت: «ای فیلسوف، مشاهده­ ی دقیق تجربه­ های [علم] فیزیک، حرف و صنعت، اینها یعنی فلسفه حقیقی». و دومین نقل قول که متعلق به همان اثر است، می­ گوید: «خرافه­ پرستی تمام جهان را به آتش کشید؛ فلسفه شعله­ های این آتش را خاموش می­ کند. جنبش روشنگری، که به راستی وجه مشخصه­ ی تمدن غرب است، بیانگر این باور است که پیشرفت علم سرانجام بت­ پرستی را نابود خواهد کرد (هورکهایمر،۱۳۹۰ :۱۷۱).

مجموعه اصولی مانند علم­ گرایی، اجماع نظر نخبگان، هوّیت مستحکم، فرهنگ اقتصادی غنی، آرامش سیاسی، نظام قانونی، نظام آموزشی پویا و تفکر استقرایی، مجموعه­ ای هستند که می­ شود آنها را اصول ثابت توسعه­ یافتگی دانست و ما در کنار این اصول عقلی، الگوهای عملی توسعه­ یافتگی را داریم. الگوی سودآوری نامحدود، صنعتی شدن نامحدود، دولت سالاری، حاکمیت مطلق بخش خصوصی، فردگرایی مطلق، دنیاپرستی و … الگوهای عملی انتخاب ملت­ ها و دولت­ ها هستند؛ بنابراین مشاهده می­ شود که مبانی عقلی توسعه­ یافتگی اصول ثابتی هستند که نخبگان و یا مردم یک جامعه علاقمند به توسعه نمی­ توانند با اینها سلیقه­ ای برخورد کنند (سریع القلم،۱۳۷۲: ۵۰).

این اصول رفتارهای عقلانی باعث شکل­ گیری جهانی صنعتی شدند که خود با تولید کالاها در برابر طبیعت مصنوع بازی­ای به راه انداخت و جهانی فنّی و صنعتی را برای خود شکل داد. ماشین برتری یافت. ضربان زندگی به شیوه ی مکانیکی تپید. زمان تقویمی و مکانیکی شد و تقسیمات ساعت آن را به گونه­ای موزون منظم کرد. انرژی جایگزین نیروی عضلانی شد و پایه­ ای را برای جهش­ های بزرگ در بهره­ وری، یعنی تولید انبوه کالاهای استاندارد فراهم آورد که خود مشخصه­ ی جامعه صنعتی است. این جهان، جهان زمانبندی و برنامه­ ریزی شده­ای است که در آن آدمیان و مصالح و ابزارها، برای تولید و بازتولید کالاها جفت و جور شده­ اند (بل،۱۳۹۰: ۱۶۰).

حال با توجه به این توصیف مختصر از جامعه­ ی غربی مشاهده می شود که جای بسیاری از این اصول در فرهنگ ما خالی است و به راحتی می­ توان فقدان این اصول عقلی و الگوهای عملی را در جامعه­ ی ایران و سپردن امور به تقدیرات و تنبلی گزیدن را در رواج مثل­ هایی نظیر«هر چه پیش آید خوش آید»، « هرطرف باد بیاید، بارش بدهد»، «هر چه بادا، باد»، «بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین»، «از این ستون تا اون ستون فرجه» و … دید که نشانگر موقتی و تصادفی بودن و تقدیری بودن مسیر زندگی دنیوی ما ایرانیان است.

در واقع ما مردمانی احساسی هستیم که تفکر کردن را سخت ترین کار می­ دانیم؛ شایعات را به راحتی می­ پذیریم و سوال کننده تربیت نشده­ ایم و غالباً فرد سوال کننده دچار مشکلاتی می­ شود و جامعه و ساختار اجتماعی یک حس هشداری ایجاد می­ کنند که پرسشگری در فرد ایجاد نشود؛ نخبگان سیاسی خیلی راحت و با یک سخنرانی و میتینگ و جو سیاسی ما را با نظریات خود همسو می­ کنند؛ نگاهمان به زندگی چیزی است که باید گذراند و نه چیزی که باید رفت و کشف کرد؛ در موضوعی که کمترین اطلاع درباره­اش داریم اظهار نظر می­ کنیم؛ زیاد غر می­ زنیم و کمتر راه­ حل ارائه می­ کنیم؛ تقدیرگرا هستیم و مبرهن است که وقتی که مردم جامعه­ ای همه چیز را به خیر و شر و تقدیر و زندگی تصادفی بسپارند، به آینده فکر نمی­ کنند، افسوس گذشته را می­ خورند و حال را نه به امیدواری، بلکه به یاس و سرخوردگی می­ گذرانند؛ و این در حالی است که در دوران عقلایی مهمترین اصل این است که مردم و زندگی مردم و حرکت­ های اجتماعی بنا به معانی آگاهان ه­ای اداره شود که مردم به آن اعتقاد دارند و در تصمیم گیری های آن شریک هستند و این یعنی زندگی مردم عملاً به دست مردم اجرا شود (تنهایی، ۱۳۷۷: ۳۱۲).

در واقع در رفتارهای­ مان بیشتر بر اساس نفسانیات عمل می­ کنیم و عقلانی فکر و عمل نمی­ کنیم. دکتر سریع القلم در این باره بیان می­ کنند که: با اعتقاد پشت چراغ قرمز نمی­ ایستیم؛ دیر رفتن به جلسات برای ما مهم نیست؛ جواب تلفن کسانی را می دهیم که سمت مهمی دارند؛ پرچم کشورهای خارجی را به پشت ماشین مان می­ چسبانیم؛ احترام به رأی دیگران موضوعی جدیدی در بافت فرهنگی ما نیست؛ وقتی اشتباه می­ کنیم عذرخواهی نمی­ کنیم؛ نسبت به عملکردها و دستاوردهای خود غرور خارج از تناسب داریم؛ هیچ کس را قبول نداریم و … (سریع القلم، ۱۳۸۶: ۲۲).

بنابراین در حوزه عقلانیت نیز باید سعی کنیم رفتارهای عقلانی و جهل­ گریزانه، تخیل­ گریزانه، وهم­ زدا و خرافه­ زدا را بر اعمال­ مان حاکم کنیم و از رفتارها و اعمال غیرعقلانی، توهمی، خیالی و خرافی دوری گزینیم و هر وقت بخواهیم سراغ رشد، توسعه، بهبود و تمام مشتقات توسعه­ یافتگی برویم باید از فکر، عقلانیت و مطالعه استفاده کنیم و باید این را هم بدانیم که عقلانی فکر و عمل‌کردن خیلی زحمت می‌خواهد. به‌عبارتی فائق آمدن بر نفسانیت، تمرین و ممارست بسیار می‌طلبد.

منابع:

  • ابوالحسن تنهایی، حسین (۱۳۷۷). درآمدی بر مکاتب و نظریه های جامعه شناسی. چاپ دوم. تهران: نشر مرندیز
  • بل، دانیل (۱۳۹۰). دین و فرهنگ در جامعه پساصنعتی، ترجمه مهسا کرم پور. مسائل نظری فرهنگ (مجموعه   مقالات). چاپ سوم. تهران: سازمان چاپ و انتشارات
  • ترنر، استیفن(۱۳۹۰). عقل و تصمیم: آموزه های محوری وبر و انتخاب های ارزشی، ترجمه علی مرتضویان. عقلانیت (مجموعه مقالات). چاپ سوم. تهران: سازمان چاپ و انتشارات
  • سریع القلم، محمود (۱۳۷۲). عقل و توسعه یافتگی. چاپ اول. تهران: نشر سفیر
  • سریع القلم، محمود (۱۳۸۶). عقلانیت و آینده توسعه یافتگی ایران. چاپ پنجم. تهران: مرکز پژوهشهای علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه
  • صبوری، منوچهر (۱۳۸۵). جامعه شناسی سازمان ها، تهران: نشر شب تاب
  • هورکهایمر، ماکس (۱۳۹۰). عقل علیه عقل، ملاحظاتی در باب روشنگری، ترجمه یوسف اباذری و مراد فرهاد پور. عقلانیت (مجموعه مقالات). چاپ سوم. تهران: سازمان چاپ و انتشارات
  • {phocadownload view=file|id=90|target=s}
    • * یادداشت مذکور نظر نویسنده آن است و بیانگر موضع رسمی موسسه نیست.