بخش تازه تاسیس فقر و نابرابری های  اجتماعی موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران به یکی از مباحث قدیمی مهم و اساسی می پردازد، که جامعۀ معاصر را بیش از گذشته درگیر خود کرده است؛ به‌طوری‌که نمی‌توان هیچ ایدئولوژی و فلسفۀ سیاسی، نحلۀ فکری، و طرح و سیاستی را یافت که به این موضوع بی‌اعتنا بوده و بر له و علیه آن نپرداخته باشد. به همین سبب نمی‌توان مشاهده کرد که دولت‌ها به‌ویژه دولت‌های معاصر و احزاب اعم از راست‌گرا و ‌چپ‌گرا یا بنیادگرا و اصلا‌گرا در سطح ملی در برنامه‌ها و سیاست‌گذاری‌های‌شان به آن بی اعتنا باشد. در سطح بین‌المللی نیز نمی‌توان نهادی را یافت که محوریت برنامه‌ها و اقداماتشان بر امر نابرابری و موضوعات مرتبط با آن مانند تبعیض و فقر استوار نبوده باشد. شاید دلیل عمده این جهت‌گیری‌ها و تأکیدات دغدغه‌های توسعه‌ای، انسان‌گرایانه و به‌‌ویژه پیامدی آن باشد. با این حال، براهین نظری و شواهد تجربی، ‌‌بیش از همه حاکی از این است که توزیع‌های‌ ناعادلانه در بعد اجتماعی زمینۀ عینی وفاق اجتماعی را با مشکل مواجه‌ می‌کنند و در بعد سیاسی مشروعیت نظام سیاسی را تقلیل‌ می‌دهند. نظامی که عمیقا‌ گرفتار تولید و بازتولید نابرابری‌ها در حوزه‌های‌ مختلفی چون قدرت، ثروت، درآمد و فرصت‌هاست، به‌ندرت از دیدگاه کسانی که غیر از آنها از نظام بهره می‌برند، مشروعیتی پایدار خواهد داشت. از این‌رو، به‌ندرت نظام‌های دوراندیش‌ و غیرانحصار و انسدادگرا می‌توانند به‌دلیل اطمینان نداشتن بر استمرار خود نسبت به وجود و گسترش آن بی‌اعتنا باشند. پس مجبورند راه مهار اختلالات را در فرایند نهادینه‌سازی نظم اجتماعی عادلانه بجویند، که اکثریت یا همه را بر اساس اصل همه بنی آدم اعضای یک دیگرند/ که در آفرینش ز یک گهرند منتفع‌ گرداند.

قاعدتا مطالعات فقر و نابرابری باید به ارائۀ دیدگاه تحلیلی جامع‌تر از اشکال، علل و پیامدهای فقر نابرابری‌های اجتماعی معطوف باشد. جهت‌گیری‌ها باید بر فرض چندبعدی بودن این موضوع و رد مفروضات تک‌سبب‌بینانۀ نابرابری استوار باشد تا با تبیین گونه‌های فقر و نابرابری برنامه‌ها و راه‌کارهای کلیشه‌ای عامه‌پسند یا به‌ظاهر سهل‌الوصول و مصلحت‌گرایانه مانند دیدگاه‌های صرف اقتصادی، حقوقی و سیاسی را کوتاه مدت و مضر تلقی کنند و سیاستگذاران و مدیران جامعه از مبنا قرار دادن این نوع تحلیل ها اجتناب ورزند. چرا که آنها در نهایت با متعالی‌سازی یا تقلیل‌گرایی مفهومی به طرح‌های ساده‌انگارانۀ به‌ظاهر تحقق‌پذیر، ولی گذرا منجر‌ می‌شوند و از ارائۀ راه‌حل‌های اساسی‌ و واقعی باز‌می‌مانند. از این‌رو، به نظر می رسد با تشریح ابعاد و اشکال گستردۀ نابرابری و فقر به فهم بهتر و ارائۀ راه‌کارهای ‌کارآمدتر کمک ‌کند. در این باره نیز، مباحث نابرابری و فقر باید در چارچوب گستردۀ تاریخی، فرهنگی و بین‌‌المللی‌ آن نگریسته شود که  در جهان درهم تنیدۀ امروزی چنین رویکردی برای داشتن فهمی عمیق از ماهیت و اهمیت نابرابری در جامعه ضروری است. چرا که با چنین رویکردی است که می‌توان نشان داد که چگونه می‌توان نابرابری و فقر را بدون توسل به تأملات نظری و ذهنی صرف تبیین کرد‌؛ چگونه آن ابعاد مختلف زندگی ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد و دربارۀ آن چکار باید کرد. استدلال‌ این است که چنین رویکردی ما را در اتخاذ موضعی بی‌طرفانه‌تر شامل انواع دیدگاه‌ها و اطلاعات، کمک‌ می‌کند و به‌ویژه برای تصمیم سازان، سیاستگذاران و پژوهشگرانی که علاقه‌مند به موضوعات فقر و نابرابری هستند بسیار مفید خواهد بود.

با تشریح اشکال، علل و پیامدهای فقر و نابرابری‌ها، می توان چالشی مهم و در عین حال محققانه  را در مقابل سیاست‏مداران و سیاست‏گذاران مطرح کرد، تا درخصوص مسئولیت‌شان برای هدایت جامعه و آحاد آن برای زندگی منصفانه و انسانی و همچنین در ایجاد توانایی مردم در مردم برای سوق به سوی شکوفایی و تحقق توانایی‌های‏شان دقیق‏تر بیندیشند. از این رو، با لحاظ کردن جامعیت مباحث و طرح دیدگاه‌ها و مسائل می‌توان نتایج مطالعات فقر و نابرابری را برای طیف وسیعی از دانش‏پژوهان و دانشجویان رشته‏های مختلف دانشگاهی از جمله علوم اجتماعی، علوم سیاسی، فلسفه و اقتصاد مفید فرض کرد. در عین حال، رهنمودی پیش روی کارشناسان، سیاستگذاران و تصمیم‌سازان حوزه سیاست اجتماعی گذاشت.

نابرابری‌ها به دامنۀ وسیعی از مباحث اشاره‌ می‌کند که با توجه به تجربه تاریخی جوامع به ویژه در دوره جدید باید به برملا کردن این حقیقت معطوف باشد که فقر و نابرابری بیش از همه یک برساخت اجتماعی بوده و جنسیت، قومیت و نژاد تنها بخشی از آنهاست. نتیجه این امر، همۀ اشکال نابرابری‌ها به گونه‌های مختلف و ماهرانه‌ای با نهادهای اجتماعی و سیاسی رسمی و غیررسمی موجود و با فرایندهای انگ‌زنی، مشروعیت‌بخشی و غیره تداوم پیدا‌ می‌کنند و بازتولید‌ می‌شوند و براساس باورهای رایج و دیدگاه‌های شبه‌علمی سبب پیدایش انواع مظالم اجتماعی و سرکوب می‌شود. به همین سبب فقر و نابرابری نه اجتناب‌ناپذیر بوده و نه ذاتی جوامع و افراد است، به واسطه اینکه فقط برساخت اجتماعی است. این بدین معنی است نابرابری اصالت ندارند و برای ایجاد جامعه انسانی باید  مناسباتی که آن را ایجاد کرده مورد بازبینی و اصلاح قرار داد . لازمه این موضوع این است که رهبران و سیاستگذاران می‌بایست نسبت به مناسبات موجود و نابرابر بی‌تفاوت نباشند و به واقعیت‌های تاریخی شکل‌گیری مناسبات نابرابری بین انسان‌ها توجه کنند. چرا که اکنون مشخص شده که تأثیر این برساخت‌ بر مقوله‌هایی چون سرمایۀ اجتماعی، ارتکاب جرایم، شانس‌های‌ زندگی افراد از نظر سلامت فیزیکی و روانی، و دسترسی به نیازهای اولیه در سطح محلی، ملی و بین‌المللی مهم است. این وظیفه دشوار را فقط تحقیقات گسترده، مستمر و فراگیر می تواند تا حدی به سرانجام برساند. بخش فقر و نابرابری موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی با این اهداف شروع به کار می‌کند و موفقیت آن منوط به عزم حقیقی از سوی نهادهای مسئول در تامین منابع مالی و تلاش موسسه در جذب نیروهای ماهر و مجرب در این حوزه است.

 

*مدیر گروه: دکتر علی شکوری

*دبیر بخش: دکتر محمدرضامحمدی