تحریم اقتصادی و مسئولیت اجتماعی شهروندان

محمدرضا محمدی[۱]  

 

مسئله تحریم های اقتصادی موضوعی نیست که بتوان به سادگی از آن عبور کرد. با توجه به اعلان قبلی مسئولان آمریکایی مبنی بر اعمال تحریم های جدید علیه کشور، در ماه های آتی، امکان وقوع هر گونه ناهنجارهای اجتماعی وجود دارد که نیاز به کنکاش علمی و تحلیل های جامعه شناختی دارد. اولین تکانه­ی شدید رفتاری مردم در مواجهه با تحریم در ماه های اخیر، در بازار سکه و ارز کلید خورد به گونه ای که برخی از اقشار مردم در همان ایام به صرافی ها و دلالان ارز و سکه هجوم بردند و از ترس کاهش سرمایه های خود  با حرص و ولع سیری ناپذیری،  ریال خود را به دلار تبدیل کردند تا مبادا در نوسانات بازار دچار خسران شوند؛  غافل از اینکه همین هجمه  های غیر قابل تصور مردم ، سبب به هم خوردن تعادل قیمت در بازار سکه و ارز، بر طبق قانون عرضه و تقاضا شده و سبب کمیابی دلار در چند روز اول و افزایش چند برابری آن در برابر ریال وطنی شد. مشابه تحریم هایی که در ماه های اخیر برای ایران اعمال شد با کیفیتی متفاوت برای ترکیه نیز اعمال شد اما عکس العمل مردم ترکیه بسیارمتفاوت  بود؛  به گونه ای که  در همان لحظات اولیه هشتک های ” در برابر آمریکا گردن خم نخواهیم کرد” به ترند اول توییتر در شبکه های اجتماعی تبدیل شد و آنها بر خلاف ما، در صرافی ها حضور پیدا کردند اما  دلار و طلاهای خود را به پول خود،  لیر تبدیل کردند و با این عمل به تقویت ارزش پول خود و همبستگی اجتماعی شان کمک شایانی کردند.آنچه جای بررسی دارد و باید بدان پاسخ داده شود این است که چرا مردم ایران همچون مردم ترک و مسلمان همسایه عمل نکردند. این اولین بار نیست که کشورمان مورد تحریم های شدید اقتصادی قرار می گیردو یا گاها تهدید به جنگ می شویم. در اوایل انقلاب نیز شدیدترین تحریم ها را در شرایط جنگی تجربه و از آن عبور کردیم؛ اما اکنون با کوچکترین تهدید و فشار، دچار ضعف و انفعال روانی و روحی می شویم و نا امیدی را بر امید ترجیح می دهیم و هریک از ما به نحوی بر طبل بی ثباتی و تغییرات بی فرجام می کوبیم و با اتکاء به رفتارهای غیر طبیعی، اثرات تحریم ها را موثرتر می کنیم. در این میان، البته عده ای عملکرد دولتمردان را سبب چنین وضعیتی می دانند که تا اندازه ای درست هم به نظر می رسد که این برداشت بی تردید نشانه ای از عدم اعتماد آنها به دولت تلقی می شود.

برخی مطالعات جامعه شناختی نشان می دهد که آحاد مردم قبل از تحریم ها هم اضطراب هایی را تجربه کرده اند و این قبیل رفتارها در روحیه­ی اغلب ایرانی ها بخوبی در ادوار مختلف بخوبی هوید بوده است؛ اما نکته اینجاست که اکنون، این اضطراب چند برابر شده و کسی هم نیست که دلائل و ریشه های تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آنرا تبیین و تحلیل نماید. چاره کار این است که ما باید به دوره های نه چندان خیلی دور بازگردیم. جامعه ایران در یک و نیم قرن گذشته بی ثباتی های بسیاری را تجربه کرده  و آنها را در حافظه ی تاریخی خود انباشته و اکنون باید به آنها مراجعه کند؛  از جمله، نگاه کوتاه مدت به زندگی و ترجیح منافع فردی خویش بر منافع جمعی و بسیاری رفتارهایی که بیشتر آنها غیر توسعه ای و بلکه ضد توسعه هستند. برای مثال، چنانچه برای فردی فرصت و موقعیت اداری- سیاسی پیدا شود،  آنرا آخرین فرصت برای خود تلقی کرده و با تمام توان، همت خود را صرف استفاده (سوء استفاده) را از آن می کند چون آن فرصت را برای خود طلایی فرض کرده و گاهی امکان تکرار دوباره آنرا برای خود غیر ممکن می پندارد؛ زیرا به شایستگی خود به اندازه قدر کافی ایمان ندارد. این قبیل مدیران، در فرصت کوتاه مدیریت ، سعی در جلب نظر آشنایان، فامیل، دوست و هم ولایتی های خود کرده و با این کار حقوق دیگران را نا دیده می گیرند  و از این طریق به گسترش ظلم و تبعیض و بی عدالتی در جامعه کمک می کنند و این سلسه کنش های ماست که  سرآغاز شکل گیری نابسامانی ها و فسادهای مختلف در کشور شده است.  روند رو به رشد این قبیل سوء رفتارها  سبب شده عموم مردم، از هرفرصتی برای رشد و توسعه  ی خود استفاده کنند و سعی می کنند صرفا گلیم خویش را آب بیرون بکشد و کاری به بقیه نداشته باشد. تداوم این وضعیت در رفتار تک تک ما ایرانیان به خصوص در شرایط تحریم کاملا مشخص است؛  ارزش هایی  چون “ایثار” جای خود را به “احتکار” داده و” انبار” جای “انفاق” را گرفته است.” انسان اجتماعی” تبدیل به “انسان اقتصادی” شده که معیار پول، واحد سنجش همه داشته های انسانی شده؛ اما این شیوه عمل و رفتار مغایر با تعریفی است که از جامعه می شود. در تعریف جامعه گفته شده:” جامعه متشکل از عده ای از افراد است که دارای اهداف مشترک و جهت گیری مشترکی هستند”. کجای این رفتار و اعمال ما با تعریف جامعه همخوانی و مطابقت دارد؟! باید به گذشته بازگشت و به نقد عملکرد خود بپردازیم و به خود نهیب بزنیم. می توانیم به جای هجوم به فروشگاه­ها، برای ذخیره مواد مصرفی ماه­های آتی و خرید بی ضابطه ی کالاهای سرمایه ای، خلاقیت هایمان را به کار بگیریم و به فکر رفع موانع و محدودیت های تحمیل شده باشیم و با سوق سرمایه های اندک به سوی تولید وسرمایه گذاری، بخش صنعت را رونق بخشیم.

واضح است دولت مسئولیت سنگینی در ارایه ی آموزه های لازم به مردم  بویژه در شرایط بحرانی مانند تحریم و سایر بحران ها دارد؛ اما باید دانست که دولت نیز برخاسته از همین ملت بوده و  تصور اصلاح همزمان دولت بدون اصلاح ساختارهای فرهنگی و  رفتارهای اجتماعی کاری عبث است و شانه خالی کردن یکایک مردم از مسئولیت ها و انداختن همه تقصیرها و عقب ماندگی ها بر گردن دولت، نوعی فرافکنی اجتماعی و فرار رو به جلوست که بی تردید عواقب زیانبار آن دامنگیر همه­‌ی هم وطنانمان از پیر و جوان و غنی و فقیر خواهد شد چرا که همه مسافر یک کشتی هستیم.

 

[۱] دکتری جامعه شناسی اقتصادی و توسعه (پژوهشگر موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی)

 

*یادداشت مذکور نظر نویسنده آن است و بیانگر موضع رسمی موسسه نیست.