ياد داشت ها

به بهانه برگزاری پنجمین همایش روز علوم اجتماعی در دانشگاه خوارزمی

به بهانه برگزاری پنجمین همایش روز علوم اجتماعی در دانشگاه خوارزمی

محمدرضا محمدی*

پنجمین همایش ملی آموزش علوم اجتماعی با گرامیداشت یاد مرحوم غلامحسین صدیقی و محمد امین قانعی راد در ۱۳ و ۱۴ آذر ۱۳۹۷در دانشگاه خوارزمی برگزار شد. دراین همایش اساتید نظرات خود را در زمینه مسائل و چالش های آموزش علوم اجتماعی بیان کردند و هر کدام دلائل خود را پیرامون پس ماندگی علوم اجتماعی در مقایسه با سایر علوم در زمانه حاضر مطرح کردند.به نظر نگارنده، اینکه علوم اجتماعی در نحوه آموزش و حل مشکلات جامعه چندان موفق نبوده  دلائل عدیده ای را می توان بیان کرد. رایج ترین پاسخ از دید عالمان اجتماعی این بود که جامعه شناسی مشتری ندارد چون دولت و مجموعه حاکمیت دوست ندارد سراغ علوم اجتماعی و جامعه شناسی برود چون دولت حاضر نیست غبار از زنگار واقعیت ها برداشته شود این نکته می تواند  تا حدودی درست باشد. گزاره دیگری هم وجود دارد؛ اینکه دولت تنها مشتری علوم اجتماعی نیست بلکه مجموعه مهمتر و بزرگتری به نام جامعه، مشتری علوم اجتماعی است و اتفاقا این مشتری حاضر است مورد نقد واقع شود اگر دولت حاضر نیست خود را در معرض نقادی قرار دهد جامعه مشتری جدی است که حاضر است برای مشکلات خود درتعامل با جامعه شناسان و عالمان اجتماعی باشد و از نظریات و یافته های آنان برای حل مشکلات خود بهره برداری کنند. کما اینکه جامعه شناسی در غرب در پاسخ به مشکلات و بحران های اجتماعی مانند رشد بی رویه شهرنشینی، گسترش حاشیه نشینی، مهاجرت، بیکاری و… شکل گرفت و موجد شکل گیری بسیاری از نظریه ها و تئوری های جامعه شناسی گردید که بسیاری از آنها هنوز هم خوراک اصلی علوم اجتماعی ماست. ما اکنون کدامیک از مشکلات موصوف را نداریم؟ مسئله اجتماعی به وفور داریم. علوم اجتماعی ایرانی یک مشکل عمده دارد و آن مصرف کننده بودن آن است چون کمتر در پی تولید مفاهیم و تئوری بوده است. لذا از  علم ترجمه ای نباید انتظار داشت قادر به حل مشکل جامعه خودش باشد. علمی که خود مصرف کننده باشند چگونه می تواند گره از مشکلات اجتماعی باز کند؟ اکنون جامعه ما  در شرایطی قرار دارد که بیش از همه به علوم اجتماعی و جامعه شناسی نیاز پیدا کرده است. جامعه شناسی ایران باید از تحولات اجتماعی سال ۱۳۴۲ که همزمان با اصلاحلات ارضی بود شروع می‌شد. ساکنان کشوری که ۸۰ درصد آنها ریشه قومی – قبیله ای و عشیره ای داشت به یکباره با اصلاحات فرمایشی به شهرها هجوم می آورد و با مشکلات عدیده ای در مراکز شهری ماندگار می شود و هنوز هم، نسل آنها مشکلات آن عده را با خود همراه دارند، افرادی که بدون هیچ داشته ای به شهر آمده بودند چه کارایی و قابلیتی می بایست از آنها انتظار داشت؟ در آن دوران تنها یک موسسه مطالعات وتحقیقات اجتماعی فعال بود و اصلا دانشکده و رشته ای به اسم  علوم اجتماعی نبود اما اکنون چندین دپارتمان علوم اجتماعی با چندین هزار دانشجوی علوم اجتماعی هست  که می تواند نوید بخش خوبی برای حل مشکلات اجتماعی باشد. با این اوصاف علوم اجتماعی می تواند خودش را باز یابد. اکنون فرصت جبران کمبودهای گذشته است. اکنون می توان دانشکده ها را به کلنیک های اجتماعی تبدیل کرد. بر همگان روشن است در دوره ای به سر می بریم که به دوره گذارمعروف شده است. یکی از ویژگی های این دوران بی اعتباری هنجارهای قدیمی و عدم تایید هنجارهای جدید است. اینجاست که نگاه عالم اجتماعی به عنوان ناظر با نگاه مردم عادی متفاوت می شود عالم اجتماعی می تواند به عنوان متخصص به درمانگری اجتماعی بپردازد و شیرازه های پراکنده اجتماعی را  به هم پیوند دهد.  اگر جامعه شناسی ایران قصد دارد قد علم کند و در حل معضلات اجتماعی کمک کند اکنون عرصه برای کار وجذب مشتری آماده است. اینکه علوم اجتماعی کم فروغ شده، امر ذاتی نیست و امید به پویایی بیشتری هست. علوم اجتماعی باید خودش را هم مورد نقد قرار دهد تا پیرایه های اضافه بر اندام آن محو شود. می توان با همتی والا علوم اجتماعی را زنده کرد و به مدد آن بر حل مشکلات اجتماعی غالب شد. در این مسیر، می توان از بزرگان جامعه شناسی این سرزمین؛ چون مرحوم غلامحسین صدیقی ها  و قانعی راد ها، که علم را با اخلاق، صداقت و تلاش مداوم آمیختند الهام گرفت. خاطره ای که توسط شاگردان مرحوم صدیقی از ایشان در محافل  وهمایش ها نقل می شود  این است: ایشان راننده خودش را که از چراغ قرمز چهار راهی رد شده بوده به پلیس معرفی می کند و تقاضا می کند تا پلیس ایشان را جریمه کند. شاید یکی از الزمات پایبندی به مکتب ساختی کارکردی در دوران استاد این گونه اندیشیدن  و عمل کردن بوده است اکنون اگر حرفی از پایبندی به قوانین به میان آید ممکن است با بی مهری مواجه شود زیرا طیفی از مکاتب -از کارکرگرایی تا تضاد- در اندیشه ها ساری است و شاید یکی از ویژگی های این دوران با دوران استاد همین باشد و دو راهه ای  که علوم اجتماعی بر سر آن بلاتکلیف مانده است ماندن یا نماندن! 

 

*دکتری جامعه شناسی و پژوهشگر موسسه

*یادداشت مذکور نظر نویسنده آن است و بیانگر موضع رسمی موسسه نیست.

نوشته های مشابه

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن