ياد داشت ها

گزارش های سفر علمی جمعی از اساتید و پژوهشگران متعاقب بازدید از سدهای کارون ۳ و ۴ و نیروگاه‌های مجاور (دکتر محمدمهدی فتوره‌چی)

 گزارش اجمالی بازدید از پروژه های سد سازی کارون ۳ و ۴

در واپسین روزهای فروردین سال ۱۳۹۲ فرصتی مغتنم دست داد تا (با هدف افزایش آگاهی با فعالیت های مهندسی و نیز مسائل و مشکلات اجتماعی حاشیه طرح ها) به دعوت شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران -که پیشتاز طرح های سدسازی در کشور است- از دو طرح عمرانی سدسازی کارون ۳ و ۴ به همراه جمعی ازهمکاران موسسه و  دانشکده علوم اجتماعی بازدیدی بسیار مفید به عمل آوریم.
 از ویژگی های این سفر علمی که به زعم این جانب در نوع خود کم نظیر بود همراهی با بیش از ۲۵ تن از اساتید و پژوهشگرانی بود که به نحوی با مسائل و پیآمدهای ناشی از انجام پروژه های ملی عمرانی آشنایی داشته و یا طرح هایی را به انجام رسانده بودند و لذا هم جواری با این عزیران، امکان کسب اطلاعات و تجاب ارزنده شان را در طول سفر برای علاقمندان فراهم می کرد. پیش از چنین سفری، کمتر فرصتی برای بنده و احتمالا دیگران ایجاد شده بود که با این تعداد قابل توجه کارشناس و متخصص در علوم اجتماعی در بازدیدی دور از محل کار حضور یابیم و به تشریک مساعی و تبادل دانش و تجربیات خود بپردازیم. همچنین فرصتی دست نداده بود تا از نزدیک پروژه هایی تا بدین حد راهبردی و گسترده را از نزدیک مطالعه کنم و به جز مختصر اطلاعاتی که هر از چند گاه، از طریق رسانه های همگانی بویژه تلویزیون دریافت می نمودم و نیز مطالعه اجمالی گزارش چند طرح و مقاله، اطلاعات زیادی از وضعیت منابع آبی کشور و روند سد سازی و عملکرد عمرانی طرح های در دست اجرای شرکت آب و نیرو نداشتم. در طی مسیر، زمانی که یکی از مجریان طرح بررسی تبعات سدسازی کارون ۳ توضیحاتی را به طور شفاف و واقع بینانه ارائه می کرد و سخن از تخریب و جابجایی ۴۴ روستای واقع در دامنه رودخانه کارون می راند گاها برخی جلوه های ظاهری و غرورآمیز احداث این سدهای سرد و سنگین در نظرم کم فروغ تر می شد. گاهی با خود می اندیشیدم که این سازه های سر به فلک کشیده بتنی و شاهکارهای تحسین بر انگیز مهندسان ایرانی، استوار نشدند مگر به قیمت تخریب میراث روستایی و چه بسا باستانی دهی تاریخی که قصه و حکایت های بیشماری را زمانی در دل خود جای داده بوده است و یا حتی شاید به بهای از دست شدن حرفه و کار تعداد زیادی از ساکنین روستا نشینی که ناخواسته دیارآبا و اجدادی خویش را با انبوهی از میراث کهن فرهنگی ترک نمودند. در همان حال، زمانی که نیاز روزافزون شهروندان دور از مواهب طبیعی به منابع آب و برق، از جمله ساکنان شهر اهواز را در ذهن مرور می کردم گریزی از انجام چنین طرح های عظیم عمرانی نمی یافتم و آن را ضروتی اجتناب ناپذیر تصور کرده و تردید نداشتم که تعلل در عملیاتی شدن بسیاری از پروژه های سد سازی در کشور که کار مطالعاتی آن سال ها پیش انجام شده بوده است، حتما بخش عمده آن به دلیل مطالعه چندین و چندین باره مسائل انسانی و رعایت حداکثری حقوق ساکنین در حوزه آبگیری سدها بوده است. انتظار داشتم که در کنار داده های تصویری و متنی توجیه طرح، از سوی میزبان، گزارش های مکتوبی هم از نتایج تحقیقات انجام گرفته دریافت می نمودم تا با مشاهده نزدیک و گفت وگوی هم ذات پندارانه ای با روستائیان، تطابق دقیق تراطلاعات و واقعیت های عینی برایمان فراهم می شد و چه شایسته و لازم می نمود که این جمع کم نظیر کارشناسان مسائل اجتماعی، قبل از بازدید از سدها ی در دست اجرا، امکان بازدید از شهرک های جدید احداث شده برای ساکنین روستاهای تخریب شده را نیز فراهم می کردند تا مواجه ای غیر رسمی با مهاجران شکل می گرفت با این امید که  به درک بهتری از شرایط جدید زیستی و سنجش دقیق تری از میزان رضایت و مشکلات فعلی آنان برسیم. در همین ارتباط، پیشنهاد می گردد که مسئولان امر با ایجاد مراکز مطالعاتی و تحقیقاتی در شهرک های جدید، پس از بهره برداری از پروژه های عمرانی هم، مسائل و مشکلات و دغدغه های ساکنین مهاجر را به طور پیوسته مورد مطالعه و بررسی قرار دهند شاید در مواردی بتوان با راهکارهایی از بروز برخی بحران های روحی ناشی از گم گشتکی هویتی و همگونی سریع با شرایط نا بهنجار جدید جلوگیری کرد و نیز آنان را برای فرهنگ پذیر شدن تدریجی در موقیت جدید آموزش داد.
صنعت سدسازی در جهان بیش از چند دهه ( همزمان با شتاب گرفتن توسعه) از موضوعات چالش بر انگیز و قابل بحث و نقد در محیط های دانشگاهی و در سطوح کارشناسی اعم از محیط زیست و غیره  بوده است و بر اساس شواهد و مطالعات انجام گرفته، مخالفان اینگونه پروژه ها با بر شمردن دلایل قابل تاملی، این شیوه بهره گیری و مدیریت منابع آبی را مطلوب نمی دانند، با این حال بر اساس شواهد و نتایج بسیاری از یافته های علمی، سیاست کلی حاکم بر کشورها و لزوم حفظ و بهره گیری حداکثری از منابع طبیعی در جهان، توجه به آثار و تبعات انسانی و اجتماعی اینگونه طرح های ملی را در حد انتظار صاحب نظران مسائل اجتماعی مد نظر قرار نداده است تا جایی که امروزه در مطبوعات از پدیده ای نوظهور و اجتماعی با عنوان: “سدزدگی”سخن گفته می شود.
نگارنده این سطور و بسیاری از همکاران شرکت کننده در این بازدید بی تردید گواهی می دهند که اجرای ۱۴ پروژه سد سازی در حاشیه کارون، بدون خسارات های زیست محیطی و اجتماعی و فرهنگی از جمله از بین رفتن زمین های کشاورزی، مراتع و خانه های روستائیان ساکن در حاشیه رودخانه ها، از دست رفتن امکانات معیشتی، و بیکاری هزاران روستایی و عشایر ممکن نخواهد بود و با این همه، این جانب بر این اعتقادم که با مطالعات دقیق تر و مستمر اجتماعی و فرهنگی قبل از اجرای طرح ها و بررسی پیآمدهای احداث اینگونه پروژه های ملی اجتناب ناپذیر از سوی پژوهشگران زبده و موسسات مطالعاتی ذیصلاح و صاحب تجربه، می توان اثرات ناخوشایند زیستی و تهدید کننده امنیت و سلامت اهالی روستا نشین و یا عشایر ساکن در مسیر طرح های سدسازی را به حداقل رساند و بی شک در همین ارتباط، مطالعه و بهره گیری از تجربیات و دانش اجتماعی کشورهای پیشرفته و بویژه همسایگانی که در مسیر ذخیره سازی منابع آبی با چالش هایی مشابه مواجه بودند در کاهش تبعات احتمالی و خسارت های انسانی سودمند خواهد بود.
امید است که بازدیدهایی در این سطح ممتاز کارشناسی، از یک سو پژوهشگران علوم اجتماعی را به انجام طرح های اجتماعی سدها راغب تر نموده و از سوی دیگر، زمینه ای فراهم سازد تا مدیران و مسئولان اینگونه پروژه های ملی در حل حداکثری مسائل و تبعات انسانی و اجتماعی ساکنینی که به ناچار از خانه و املاک آبا و اجدادیشان دست کشیدند اهتمام جدی تری نمایند تا مردمانی که ناگزیر به مهاجرت شدند نیز در حس غرور ملی برافراشته شدن پرچم جمهوری اسلامی بر تاج سدهای سترگ منطقه زیستی شان بیشتر سهیم شوند.
با تشکر صمیمانه از کسانی که فرصت این بازدید مغتنم را فراهم کردند. 

محمد مهدی فتوره چی
 مدیر گروه مطالعات رسانه و فرهنگ موسسه
مطالعات و تحقیقات علوم اجتماعی دانشگاه

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن