تاملی در فلسفه شکل گیری و گسترش قاچاق در گذر تاریخ

یادداشت علمی

تاملی در فلسفه شکل گیری و گسترش قاچاق در گذر تاریخ

       [1] محمد مهدی فتوره چی

در دنیای مصرف زده و تجمل گرای امروزی، گرایش به کالا ها و اجناس خارجی شتاب چشمگیری پیدا کرده تا جایی که برخی رفتارهای فرهنگی از جمله چشم هم چشمی و میل به ممتاز بودن و متمایز بودن در طبقات مختلف اجتماعی و بویژه طبقه متوسط جامعه، گرایش مستمر به تامین وسائل رفاهی، لوازم لوکس و کم مصرف و مواد آرایشی، بهداشتی و تزیینی را دو چندان و گاهی بیمار گونه کرده است؛ تا حدی که امروزه بخش قابل توجهی از هزینه های برخی خانوارهای ارزش گریزو مصرف زده از سنتی تا مدرن، صرف خرید این کالاها و مواد می شود. در پاسخ به این نیاز های تجملی و فخرآمیز، بیشتر از تولید کنندگان داخلی، تجار و بازرگانان کوچک و بزرگ در تکاپو و تدارک تقاضای مشتریان بالقوه برآمده و درهر بازاری به دنبال تهیه ارزانترین و جدیدترین کالاها و محصولات به هر سو از خاور نزدیک و دور تا کشورهای شمالی روان می شوند و در این میان البته کم نیستند افراد سود جو و فرصت طلبی که از طروق دیگر از جمله قاچاق، بخش قابل توجهی از نیاز کاذب مصرف کنندگان را از طروق مختلف وارد کشور کرده و بدین ترتیب ضمن دور زدن موانع قانونی، با مختصر ریسکی، علاوه بر سودهای کلان، چراغ بازار مصرف را روشن نگاه می دارند تا رنگ و لعاب سبک زندگی مترقی خواهانه شان همواره با تازه گی و جذابیت توامان گردد.

در این میان، البته کارشناسان و فرهنگ باورانی هستند که از این اشتیاق روزافزون طبقات مختلف اجتماعی ابراز نگرانی می کنند و فارغ از توجه به علل و عوامل فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی گرایش ایرنیان به تجملات و کالاهای لوکس خارجی، در پی پاسخ به این سئوال اند که در زمان تاخت و تاز اسب غیر قابل کنترل مصرف در جامعه، چگونه می توان دست کم از عرضه بی رویه و غیر قانونی و افسار گسیخته کالاهای خارجی جلوگیری کرد! در این گفتار کوتاه و پیش از مطالعه جامعه شناختی ابعاد این معضل فراگیر و قبل از مرور تجربیات کشورهای دیگر جهان لازم است در این فرصت، تامل مختصری داشته باشیم در چگونگی شکل گیری و گسترش قاچاق در گذشته کشور تا از این رهگذر، در فرصتی دیگر با درک ریشه های تاریخی، عوامل مختلف گرایش به قاچاق را از نظر بگذرانیم.

مطالعه اجمالی اسناد تاریخی و گزارشات چند دهه گذشته مربوط به شکل گیری قاچاق در کشور نشان می دهد که گسترش روابط بازرگانی بین هند و ایران از عصر صفوی (زمان سلطنت شاه صفی) از جمله مهم ترین دوره های ایجاد این معضل بزرگ اجتماعی است. در واقع، در پی رواج تجارت منطقه ای، نطفه فساد اقتصادی و متعاقبا سیاسی در کشور بسته شد و سوء استفاده از قدرت برای تحصیل ثروت در میان شاهزادگان و درباریان به امری رایج و مرسوم مبدل گردید و البته در این میان ایجاد راه ابریشم[2] ، این بزرگترین شاهراه ارتباطی که از فلات ایران می گذشت و در طی چند قرن، مسیر تجارت و انتقال ابریشم، پارچه و ادویه های چینی به اروپا بود، ذائقه تجار ایرانی را هم تغییر داد و روح تجارت را در آنان برانگیخت. اگر چه شاه عباس اول با انحصاری کردن تجارت ابریشم برای درباریان، روح تجارت پیشگی را در بازرگانان ایرانی کاهش داد ولیکن به نظر می رسد که با افزایش سرمایه داری و تجارت دولتی، برخی تجار و بازرگانان شاکی که به این پیشه خو گرفته بودند به فکر تجارت غیر قانونی از طریق مزدورانشان افتاده و ازآن زمان، واژه قاچاق- که در زبان ترکی به معنای فرار دادن می باشد- در دستورزبان و محاورات مورد استفاده قرار گرفت.

البته عوامل مهم دیگری در دوره های تاریخی بعد، در شیوع پدیده قاچاق در کشور نقش بارزی داشته است که می توان به اسکان اجباری عشایر در دوره رضا شاه اشاره کرد. در گذشته نه چندان دور،” یکی از راه های تامین معیشت در برخی جامعه عشایری، و البته بیشتر در زمان فقر و تنگدستی و تحمل خسارت مادی، غارت و چپاول گری بود که در مقطعی از تاریخ، همچون پیشه ای رسمیت یافته بود. رضا شاه با اسکان اجباری عشایر، خلع سلاح آنان و نیز سلب قدرت از سران عشایری و منع رسم غارت، یکی از مهم ترین منابع درآمد جامعه عشایری را از بین برد و جامعه عشایری اسکان یافته، بویژه در مرزهای جنوبی و شرقی کشور که فاقد امکانات و مهارت های حرفه ای برای ورود به بازار کسب درآمد و تامین معاش بودند با استفاده از پتانسیل های بالقوه موجود، در مرزهای آبی و خاکی کشور و در کنار مبادلات مرزی به قاچاق انسان و کالا روی آورده و در عمل، قاچاق را جانشین بلافصل غارت نمودند”( به نقل از صفابخش، محسن، مصاحبه: 1394). همچنین بررسی های اسنادی نشان می دهد که عوامل دیگری چون مهاجرت های غیر اجباری ارامنه در سال 1021که طی آن حدود 3 هزار خانواده ارمنی از جلفا به اصفهان نقل مکان کردند[3] و نیز در پی رفت و آمدهای این فرقه به سرزمین و دیار مادری، صادرات و واردات اجناس و کالاهای دو کشوربرای طرف مقابل ارزش ویژه ای پیدا کرد و زمینه خوبی را در ابتدا برای تجار ایرانی و سپس افراد فرصت طلب و سود جو فراهم آورد تا از این طریق در پی تامین غیر قانونی نیازهای کالایی مردم برآیند.

معدود عوامل یاد شده اگر چه در جای خود مهم و در خور مطالعه و مداقه می باشد، با این حال امروزه کمتر کسی پیوندی بین انگیزه های یاد شده و علل سیاسی –اقتصادی گسترش آن همچون “تلفیق اقتصاد دولتی با قدرت سیاسی،بسته بودن اقتصاد و محدودیت های شدید تجاری، وضع تعرفه های نامناسب گمرکی،تشریفات اداری و بوروکراسی شدید حاکم بر اخذ مجوزهای قانونی واردات و صادرات، کیفیت بالای کالاهای خارجی و ارزانی نسبی آنها، سودآوری کلان اقتصاد زیرزمینی، وجود ارتباطات ناسالم بین قاچاقچیان و تعدادی از کارکنان برخی از دستگاه ها، ناکارآمدی سیاست های اقتصادی، اختصاص اعتبارات و تسهیلات بانکی در جهت فعالیت های غیر مولد، عدم وجود اشتغال مولد و افزایش نرخ بیکاری”(نوری، جعفر، وب سایت آفتابیر) قائل هستند. در حالی که ریشه های تاریخی گرایش به قاچاق کالا و ارز بیش از آن که فرهنگی باشد بی تردید دارای بن مایه های اقتصادی و اجتماعی بوده است و در این میان، در سایه گسترش فناوری های نوین ارتباطی، رخ نمایی پدیده جهانی شدن و از بین رفتن مرزهای فرهنگی، به نظر می رسد که در دهه های اخیر، این پدیده سهم بسزایی در مصرف کالاهای فرهنگی بیگانه و تغییر سبک زندگی ایرانیان داشته است.

تردیدی نیست که برخی خلقیات و خصلت های ذاتی و فرهنگی مردم این مرز و بوم از جمله از خود بیگانگی و عدم اعتماد به تولیدات داخلی، بیگانه پرستی و خود کوچک بینی در عرصه نوآوری ، بلند پروازی و به گزینی ناشی از سلطه تاریخی پادشاهان، تنوع طلبی درارضای نیازهای جسمانی و رفاهی، و تنبلی و راحتی در کسب و کار و امرار معاش(بینش کار نازک و نان کلفت) در شیوع این معضل اقتصادی و اجتماعی بویژه در چند دهه اخیر تاثیر قابل توجهی داشته است که تشریح هر یک از آنها در جستارهایی، بعدی از ابعاد این کلاف پیچیده را آشکار می کند .

امید آن که در سلسله گفتارهایی این خلقیات و ویژگی های فرهنگی در حد بضاعت مورد بازخوانی و تامل بیشتر قرار گیرد.

منابع

 http://www.aftabir.com/articles/view/social/psychopathology/c4c1259576858_trafficking_p1.php

 http://www.Danesh.roshd.ir

http://www.aftabir.ir



پژوهشگر علوم اجتماعی و ارتباطات و مدیر گروه رسانه و فرهنگ موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران

mmfatorehchi@ yahoo.fr

این شاهراه از کشور چین شروع می شد، از فلات ایران می گذشت و پس از گذر از بین النهرین و شامات ، به انطاکیه در کنار دریای مغرب (مدیترانه ) می پیوست (پیرنیا و افسر، ص 85؛ بولنوا، ص 50 ـ51، نقشه ). [2]

Danesh.roshd.ir