“تاملي در شيوه هاي اقناعی و بیدارگری زينب(س)، بزرگ مبلّغ قيام عاشورا “

“تاملي در شيوه هاي اقناعی و بیدارگری زينب(س)، بزرگ مبلّغ قيام عاشورا “

                                                                                                                                             محمد مهدي فتوره چي[1]    

                

                                                                                 

مقدمه

تبليغ به عنوان كوششي سازنده در گستره اديان، همواره مورد توجه پيامبران الهي و پيروان آنان بوده است. قرآن كريم اهميت تبليغ را در دعوت بشريت به هدف خلقت و اجتناب از كفر و طاغوت دانسته است. امام حسين (ع) با توجه به رسالت عظيم خود در هدايت بشر به عنوان امام جامعه، دعوت خود را از راه قيام آغاز كرده و با شهادت خود و اسارت اهل بيت (ع) بهترين شيوه ابلاغ دين را در آن زمان بكار بردند (مروت، طيبه، قدس، 1382)

بعد از واقعه عاشورا، حضرت زينب (س) به عنوان رهبر كاروان اهل بيت (ع) به وظيفه خودكه نشر اهداف قيام حسيني و آشكار كردن ماهيت قيام ابا عبدا… الحسين(ع) بود، عمل نموده و با بيان خطبه‌هاي مهييج و آتشين با مضامين و محتواي ارزشمند، رسالت امام حسين (ع) را به اتمام رسانيد، چنانچه بسياري از مورخين اسلامي اذعان داشته‌اند كه اگر زينب (س) بعد از قيام عاشورا حضور فعال خود را در اين جايگاه به اثبات نمي رساند، واقعه كربلا در همان جا مي‌ماند (همان،نقل به مضمون).

اگر چه نام زينب كبري (س) با واقعه عاشورا پيوند خورده است ،وليكن نبايد نقش اين بزرگوار را تنها در كربلا خلاصه كرد، رسالت زينب (س) در به ثمر رساندن پيام عاشورا، برآيند يك جريان تربيتي برنامه ريزي شده و شناخت عميق ديني در سايه سار پرورش امامي همچون علي و مادري چون زهراء(س) است، علاوه برآنكه جامعه شناسي، روان شناسي و مخاطب شناسي او گواهي بر فكر و انديشه بلند اين شخصيت الهي است؛ و بي شك توفيق آن بزرگوار در حركت سياسي، فرهنگي ابلاغ پيام مظلوميت حسين (ع) را مي‌بايد با ساختار فكري، علمي و نظري عميق ايشان كه در غالب خطبه هاي آتشين متجلي گرديد و همچنين بهره گيري مناسب وي از شيوه هاي تبليغي در پيام رسان واقعه عاشورا مرتبط دانست.                                                                                                                    

انگاره‌هاي نظري قيام عاشورا

در تحليل قيام تاريخي عاشورا و تبين فلسفه و چرايي آن، نظريات گوناگوني ارائه شده است كه بعضاً در تقابل با يكديگر قرار دارند. نظرياتي چون: شهادت، امر به معروف و نهي از منكر(يا تبليغ)، احياي دين و مبارزه با بدعت(يا بيدارگري)، شفاعت، حكومت، اتمام حجت، تبليغ كتاب و … در اين بيان قول مشهور و رايج در تحليل قيام كربلا همان نظريه شهادت است كه حركت امام حسين عليه السلام به همراه ياران و بستگان خويش از مدينه به كربلا را به مقصد شهادت و در جهت افشاي مظالم يزيد، بيدار سازي و تحريك مسلمانان به قيام بر ضد خلافت وجور و در نهايت زمينه سازي براي تشكيل حاكميت توحيد در زمين ارزيابي مي‌كند. (راز جاودانگي،نقل به مضمون، 1382)

بر پايه نظريه شهادت، امام حسين (ع) با علم كامل به فرجام خونين خويش به حكومت طاغوت « نه» گفته و خود را به آتش خشم يزيديان زده است تا معياري جاودانه براي مسلمين در شناخت سنت نبوي(ص) از فتنه‌ها و بدعت‌هاي اموي باقي گذارد و اسلام در نقطه اوج حاكميت « نفاق»، براي اثبات «خلوص و بندگي» خويش، نياز به چنين نمايش فداكارانه اي داشته است؛ البته براي پرهيز از تحليل‌هاي تك ساحتي و يا تك علتي، نظريه ديگري به نحوي” جامع” تضادها و تناقص‌هاي ظاهري ميان آنها را آشكار كرده و مي‌توان از آن با عنوان «بداء» يا « رضا به قضا» ياد كرد. نظريه اخير، علاوه بر « چندمرحله اي » انگاشتن قيام حسيني، آن را در گوهر، داراي «پرده هاو لايه‌هاي تو در تويي مي‌شمارد كه عملاً همراه و همدوش با هم، سرشت و سرنوشت قيام را رقم مي‌زنند و فهم كامل و عميق» جنبش عاشورا، به مثابه نهضتي با اهداف چندمنظوره در گرو شناخت « نظام مند» آن لايه‌ها و تعامل دقيق آنها با يكديگر است (همان، نقل به مضمون).

از ميان نظريات فوق، به نظر مي رسد كه نظريه” احياي دين و مبارزه با بدعت” به نوعي، از جمله مهم ترين اهدف اصلاحگرانه و متعا لي امام معصومي است كه تنها در سايه بذل جان شريف و گران بها ي خود و اهل بيت طاهرينش تحقق مي يافت و لذا نظريه شهادت نيز در پرتو چنين رويكرد و هدف بلندي مي تواند قابل تبين و تعميم به نظريه احياي دين قرار گيرد، بويژه آنكه قتل مظلومانه فرزند پيامبر (ص) سبب رسوايي خلافت جور، بي‌اعتبار شدن بدعت‌هاي آشكار در دين، بيداري و قيام مسلمانان براي ستيز با ظلم و نهايتاً پي افكندن نظام عدل و آزادي گرديد.

چنانچه دراين بررسي،نظريه شهادت ونظريه احياي دين و مبارزه با بدعت (يا بيدارگري) را توآمان به عنوان انگاره اي غالب بر قيام عاشورا مورد پذيرش واستناد قرار دهيم، بي‌شك مي‌توان نقش و رسالت حضرت زينب (س) را نيز در ابلاغ و نشر پيام مظلوميت خونين امام برحق، با هدف تكميل رسالت حسيني و نيزافشاي چهره پليد حاكمان فاسق و فاجر بني اميه و با نقش آفريني بي مثال حضرت زينب(س)در نشر پيام خون بار حسين(ع) را در راستاي بسط آين ا نگاره تلفيقي در اين بررسي اجمالي تعميم داد؛ بويژه آنكه بازگويي حكايت پر رمز و راز واقعه عاشورا و رسوائي آن خاندان گمراه و افشاي مظالم بي شمارامويان، بدون حركت كارواني غم بار از اسراي اهل بيت و بي حضور و راهبري پيام آور صادقي چون زينب(ع)، پرورش يافته در مكتب انسان ساز پدري، چون علي(ع)، ممكن نمي‌گرديد.

زينب، پيام آور عاشورا، منبعي گواه ، صادق و بي همتا

بي شك يكي از مهم ترين ويژگي هاي اثر بخشي هر پيام و در نتيجه اقناع مخاطبان آن، وجود منبع موثق و معتبري براي بازتاب و بازگويي هر رويداد و واقعه اجتماعي، فرهنگي و تاريخي است، به گونه اي كه ضامن صحت و درستي هر خبري در گرو وجود منبعي صادق و آگاه است، تا آنجا كه كارشناسان فن در اولين ارزيابي ، خبر غير موثق و نادرست را به بي اعتباري منبع آن منتسب مي كنند. بيان واقعه جانگداز عاشورا و شرح مصائب و صحنه هاي جانسوز آن، مطابق با واقعيات تاريخي رويداد، به گونه اي كه حق مطلب ادا گردد و رسالت ابلاغ پيام احياگر دين كه تنها با ريختن خون امام راستين و برحقي چون حسين كامل مي گرديد، بدون وجود مبلّغي عالم، شجاع، متوكل وصبور ممكن نبود.

حضرت زينب با آن روح بزرگ و قدسي از ايفاي رسالت ابلاغ حقانيت حسين(ع) و افشاي ماهيت پليد خاندان امو يان ،با تحمل بلا ها و مصائب جان فرسا به بهترين صورت قابل تصور بر آمد، و بي شك بدون بر خورداري از ويژگي هاي شخصيتي متعالي و فضائل علمي و اخلاقي برجسته چنين موفقيتي در ابلاغ پيام حسين امكان پذير نبود؛ اگرچه گوهر وجود بي مثال آن حضرت، بنا به تعبير استاد مطهري، بعد از واقعه كربلا و تحمل مصائب جانفرسا، عظمت و شكوه بيشتري هم يافت.اما لازمه ايفاي رسالت سنگين ابلاغ پيام مظلوميت حسين(ع ) و افشاي شجاعانه و اثر بخش ماهيت حاكمان بني اميه،متضمن برخورداري از خصائصي است كه در ادامه اين گفتار، برخي از مهم ترين آن ويژگي ها در حد بضاعت و در راستاي تبيين ابعاد وجودي وي كه به درك شخصيت مبلّغ آن پيام خونين، سودمند واقع گردد بر شمرده مي شود.

ابعاد وجودي و كمتر شناخته شده پيام آور عاشورا

زينب كبري در خانه پدر، ،مونس و همدم پدري چون علي بود و در دامان مادري چون فاطمه (س) به فضايلي آراسته شد كه هيچ دختري در مدينه به آنها دست نيافته بود؛ اگر چه متأسفانه گاهاً برخي واعظان و منبريان بر روي نكاتي از شخصيت ايشان انگشت مي‌گذارند كه كاركرد احساسي داشته تا بر مخاطب تأثيري گذرا بگذارد، اما ابعاد مختلف شخصيت و نقش آن بانوي گرامي تا اين زمان براي جامعه بدرستي شناخته نشده است. به عنوان مثال، كمتر مورخي از جلسات پرسش و پاسخ سلسله وار علمي ايشان ، جلساتي كه به طور مرتب و پيوسته به منظور تفسير قرآن وحديث و تشريح عدم ديني بر پا مي‌گرديد ، سخن گفته‌اند؛ كمتر شنيده شده است كه حتي مردان براي طرح احكام فقهي خود به ايشان مراجعه مي‌نمودند ويا حتي در مواردي ، حضرت امير ،حل برخي اختلاف نظرهاي موجود در جامعه را به ايشان واگذار مي‌كردند (حاتمي، افسانه، 1383، نقل به مضمون). آشنايي عميق با علوم ديني، تفسير و بصيرت و شناخت آن بزرگوار با تاريخ و معرفت شناسي ديني بسيار قابل توجه است و لذا خطبه‌هاي آن حضرت به واسطه يك چنين پشتوانه علمي حاوي بحث هاي مهم تفسيري، روايي، كلامي، و اعتقادي است. ارزش و عظمت زينب كبري، به خاطر موضع و حركت عظيم انساني و اسلامي او در پيام رساني مظلوميت حسين براساس تكليف الهي بودو لذاپس از شهادت حسين بن علي كه دنيا ظلماني شد، اين عقيله بني هاشم به سان نوري در دل و جان و آفاق عالم درخشيد و به جايي رسيد كه فقط والاترين انسان هاي تاريخ بشريت، يعني پيامبران مي توانند بدانجا راه يابند. (خامنه اي، 1370: 1) او به خوبي مي‌دانست كه زاده و پرورده شرافت و عزت است و بي ترديد، علاوه بر اين آگاهي وپرورش آن ويژگي هاي متعالي شخصيتي، يك مشيت الهي هم وجود داشته تا ايشان براي جامعه، مرجعيت و حجيت فكري واعتقادي پيدا كند (فرهمند،1384 ،نقل به مضمون).

حضرت زينب(س) از همان دوران كودكي با مصيبت و فاجعه اي دردناك روبرو بود. رحلت پيامبر (ص) در سن 5 سالگي او وحادثه هاي رقت انگيزي كه در آن روز درون و برون خانه‌ ايشان رخ داد، از جمله بيماري مادر و سپس شهادت ايشان، تحمل و نظاره بر رنج ها و مصيبت هاي پدر و شكوه‌هايي كه از ستم زمانه داشت ودلخراشتر ازآن، هاله‌اي از ترس و پنهان كاري كه اين خانواده را فرا گرفته بود آه و فغان زينب را پيوسته در وجودش شعله ور مي كرد و اين همه در حالي بود كه حتي كودكان علي و فاطمه اجازه شيون و زاري به صداي بلند را نداشتند…. او نيز بايد دوره هاي سخت آزمايش را يكي پس ازديگري مي گذراندو براي تحمل روزهاي دشوارتر و مصيبت بار تر وابلاغ رسالت سنگين حسين(ع) آماده مي شد. آن حضرت علي رغم داشتن همسر و فرزند، همچون يك مادر، پرستاري پدر را از ياد نمي برد. او در عراق شاهد پيش آمدهاي شگفتي از جمله شهادت پدر بزرگوارش در محراب مسجد كوفه بود و پس از آن ، بيعت مردم كوفه با برادرش امام حسن (ع) و نافرماني كردن از ايشان و سرانجام هجوم به خيمه امام و شكستن ران آن بزرگوار و در تنگنا قرار گرفتن ايشان براي عقد پيمان آشتي با معاويه كه موجبات سرزنش و زخم و زبان دشمنان دوست نماشد را شاهد بود. اما اين همه رنج و اندوه دشوار، به جاي آن كه او را از اداي وظيفه باز دارد بر استقامتش ‌افزود و قواي روحي‌اش را براي تأثير بخشي هر چه بيشتر ابلاغ پيام حسين نيرومند مي ساخت (راحمي پور، 1383).

آن بزرگوار قريب به 30 سال از زندگي پر رمز و راز پدر را درك كرد و در دوران سخت حكومت علي(ع) در حالي كه تنها 25 سال داشت با تمامي توطئه هاي زمانه آشنا شد. ايشان به كرات مويه ها و درد دل‌هاي آن حضرت را مي‌شنيد و به خوبي در جريان دسيسه هاي جنگ‌هاي صفين، نهروان و… قرار داشت. زينب تجربه تلخ حكومت محدود 5- 6 ماهه امام حسن (ع) را نيز از نزديك ديده بود و صلح او و حكومت تلخ و تحمل ايشان را كه در غربتي عجيب به سر مي برد به عنوان محرم راز و مونس او درك كرده بود. در واقع حضرت زينب در دوران زندگي پدر و سپس امام حسن(ع) بويژه در دوره خلافت معاويه متحمل مصيبت هاي بسياري گرديد، در حالي كه از طرف دشمن ، حكومت و حتي دوستان ناآگاه تحت فشار بود (حاجيان، 1383، نقل به مضمون). بي گمان اگر تحمل مصا ئب دشوار واقعه كربلا و شهادت جانگداز حسين و فرزندانش بر زينب ممكن گرديد و همچون رقيه از فراغ غم بار پدر درآن ايام حزن و اندوه، جان عزيزش رابه جانان تسليم نكرد،در پي تحمل انواع رنج ها ومشقات پي در پي از دوران كودكي تا بزرگسالي ممكن بود، تا آنجا كه تجربه آن همه بلا و مصيبت غمناك، از او شخصيتي شجاع ،راسخ ، صبور و پولادي آبديده ساخت و لذا ايفاي ابلاغ پيام مظلوميت حسين در بهترين شكل ممكن در سايه وجودي تحقق پيدا كرد كه بارها در كوران حوادث از امتحانات الهي سربلند برخاسته بود.

مفهوم تبليغات از چند منظر

ساده ترين تعريفي كه مي توان براي تبليغات ارائه كرد عبارتند از: رساندن پيام يا خبر. تبليغات يعني انتشار و ترويج منظم و برنامه ريزي شده يك نظر، عمل و كالاست. مطابق تعريفي ديگر، تبليغ كوششي است تعمدي و حساب شده است كه به منظور شكل دادن به دريافت ، دستكاري كردن ادراك و همسو كردن رفتار مخاطبان با نيت مورد نظر مبلغ صورت مي‌گيرد. از ديدگاه خاص ارتباط شناسي، تبليغ همانند ارتباط، فراگردي است مقيد به شرايط زماني و مكاني كه با ويژگي‌هاي اجتماعي قابل شناخت است.

امير مؤمنان (ع)، اهداف تبليغي پيامبر اسلام را ابلاغ وحي ، از بين بردن فاصله‌هاي اجتماعي، ايجاد وحدت، اصلاح ذات البين، دعوت به سوي پروردگار، شجاعت و پافشاري در ابلاغ حق و استفاده از حكمت و موعظه همراه با نصيحت و خيرخواهي بر شمردند.

امام خميني(ره) تبليغ را شناساندن خوبيها و تشويق به انجام آن، ترسيم بديها و نشان دادن راه گريز و منع از آن دانسته وآن را از اصول بسيار مهم اسلام عزيز بر شمردند.

عوامل اثر بخش در ابلاغ پيام

در فرآيند انتشار يك پيام، بايد مراحلي طي شودتا پيام بر مخاطب اثر گذار باشد. مرحله اول دريافت پيام از سوي مخاطب به طور كامل، فهم و درك آن، پذيرش و قبول پيام از سوي مخاطب و درمرحله ديگر تأثير و عمل بدان از طرف مخاطب است. تمامي انواع تبليغات براي ثمر بخشي به متقاعدكردن مخاطبان نياز دارد. متقاعد كردن فرآيندي براي تغيير نگرش است و براي اين هدف بايد از روان شناسي اجتماعي كمك گرفت (سيد محسني، 1381: 69). متقاعد سازي به نوعي ايجاد دگرگوني عواطف و احساساتي است كه ممكن است به رفتاري منتهي شودكه مورد نظر مبلغ است. در حوزه روانشناسي نيز هر ارتباط متقاعدگرانه به چهار عامل وابسته است؛ پيام دهنده، پيام، مجرا و مخاطب. بنابراين همانگونه كه لاسول بيان كرده است اهميت خواهد داشت كه “چه كسي، چه چيزي را، از چه طريقي، به چه كساني مي گويد و با چه تأثيري”. در چنين فرآيندي، هر يك از متغييرهاي ارتباطي مي توانند از درجات مختلف تأثيرگذاري برخوردار باشند، به طوري كه ممكن است ضعف يكي از عناصر و متغييرها به شكست نهايي برنامه تبليغي براي اثر بخشي بيانجامد. همچنين عوامل ديگري نظير اعتبار و شأن پيام دهنده، قابليت اعتماد مخاطب به آن و جذابيت و تخصص تا حد زيادي براي جذب و اثر بخشي پيام و متقاعد شدن مخاطب تأثير گذار است. در واقع تبليغ مؤثر مستلزم آن است كه از نظر احساسي و عاطفي ميان تبليغ و پيام گير همدلي وجود داشته باشد. اثر بخشي پيام، آخرين فرآيندي است كه به تغييير فكر، ايده و عمل و رفتار مخاطب و آنچه كه مورد نظر فرستنده پيام و يا مبلغ است مي انجامد(همان : 70).

ابزار و رسانه ابلاغ پيام

انتخاب ابزار مناسب در فرآيند يك اقدام تبليغي به منظور انتشار پيام مي بايست متناسب با خصوصيات مخاطبان و نحوه پراكندگي آنان باشد. مبلغ مي‌بايد از مناسب ترين ابزار انتشار پيام در پيشبرد اهداف خويش بهره‌گيري كند. همان گونه كه امام حسين(ع) براي تبليغ فرهنگ عاشورا، مراسم حج و شهر مكه را انتخاب نمود ودر اجتماعات مهم حاجيان، سخنراني‌هاي روشنگرانه و هدايت بخشي را سازماندهي كرد. زينب (ع) و همراهان مصيب ديده اش از زن و كودك نيز با غافله” كاروان اسراي كربلا” ، گزارشگران و پيام آوران راستين واقعه عاشورا و انديشه‌هاي بلند امام حسين (ع) به نسل‌هاي بعد شمرده شدند. كاروان اسرا به مثابه رسانه اي سيار و خونبار پيام مظلوميت اهل بيت را منزل به منزل و درهر كوي و برزن با غريو محزون و غمناك زينب در گوش ناظران سر مي داد؛ شيوه‌اي كه بي‌شك پيش از آن وحتي پس از آن دورة غم بار درا بلاغ پيامي به مخاطبان اين گونه تجربه نگرديده بود.

كاروان اسراء ، رسانه‌اي بي‌همتا در ابلاغ پيام

در راستاي اهداف تبليغي پيامبر اكرم ، اهل بيت (ع) در دوران امامت خود به تبليغ دين با استفاده از ابزارهايي چون وعظ و پند، تأسيس حكومت اسلامي، جنگ و جهاد، صلاح و سكوت ،‌تدريس، دعا، تقيه، مناظره و رفع شبهات فكري و مكتبي و قيام پرداختند. امام حسين (ع) با توجه به رسالت عظيم خود در هدايت بشر به عنوان امام جامعه، دعوت خود را از راه قيام آغاز كرده و با شهادت خود و اسارت اهل بيت (ع) بهترين ابزار و شيوه ابلاغ دين را در آن زمان بكار گرفت؛ وبعد از واقعه عاشورا نيز، حضرت زينب (س) به عنوان رهبر كاروان اهل بيت (ع) به وظيفه خود كه نشر اهداف قيام حسيني و آشكار كردن ماهيت قيام ابا عبدا… الحسين (ع) بود عمل نموده و با بيان خطبه‌هاي آتشين با مضامين و محتواي ارزشمند، رسالت امام حسين (ع) را به اتمام رسانيد، چنانچه بسياري از مورخان اسلامي اذعان كرده اند اگر زينب(س) بعد از قيام عاشورا حضور فعال خود را در اين جايگاه به اثبات نمي رساند واقعه كربلا در همان جا مي ماند؛ در واقع آن چيزي كه باعث تثبيت جايگاه امامت و خاندان رسالت و حفظ ارزش هاي اصيل اسلام شد، حركت انقلابي حضرت زينب(س) و كاروان اسراء بود (مروت، 1382)، كارواني كه به مثابه رسانه‌اي سيار مظلوميت امام حسين(ع)، خاندان و يارانش را در طول تاريخ به گوش جهانيان رسانيد. چنانچه به زغم مك لوهان “رسانه را همان پيام بدانيم”، يقيناً بهترين مصداق اين تعبير كاروان اسيران مظلوم عاشورا است، كارواني كه پيش از هر رسانة ديگر با پيام خونيني به وسعت تاريخ به حركت درآمد و اگر چه پس از طي چند منزل متوقف ماند، وليكن از آن پس پيام مظلوميت حسين و اهل بيت پيامبر را بي‌هيچ محمل و مركبي در هر زمان و مكان تا ابديت ساري و جاري ساخت. بله رسانه همان پيام است، چنانچه رسانه پيامي چون خون نافذ و جاويد و پيام رساني چون زينب داشته باشد.

شيوه هاي تبليغي اثر بخش پيام زينب

شناختن شيوه هاي تبليغ و به كارگيري ابزارهاي مفيد ولازم براي يك مبلغ امري ضروري و اجتناب ناپذير است. پرداختن به امر تبليغ بدون اطلاعات مفيد و عدم به كارگيري شيوه‌ هاي لازم وفراهم ننمودن ساز و كارهاي مناسب، نه تنها نتيجه مثبتي نخواهد داشت، بلكه ممكن است در اثر بي‌توجهي، لطمه هاي جبران ناپذيري به اعتقادات و باورهاي مخاطبان وارد آيد. پيامبر اكرم (ص) فرمود: « من امر بمعروف فليكن امره ذلك بمعروف» هر كس مردم را به كارهاي نيك بخواند بايد با شيوه نيكو آن را انجام دهد[2]. در اين گفتار، برخي روش‌ها و شيوه ‌هاي مؤثر و كارآمد تبليغي را كه زينب (ع) پس از واقعه عاشورا به بهترين وجه ممكن در زمان اسارت از طريق خطبه ها و مرثيه‌هاي آتشين و جانگذاز به خدمت گرفت به اختصار اشاره مي‌شود.

بهره گيري از تحريك عواطف مخاطبان

گاهي ممكن است يك مبلغ براي تحت تأثير قرار دادن مخاطبان خود از شيوه تحريك عواطف براي بيدار كردن وجدان هاي خفته كمك بگيرد. خداوند متعال در قرآن از اين روش براي دور نمودن انسان‌ها از گناه استفاده نموده و براي بيدار نمودن وجدان‌هاي خفته مخاطبين خويش، انگيزه‌هاي فطري آنان را به كار مي‌گيرد و با طرح سئوالات عاطفه بر انگيز سعي در هدايت و تلطيف قلب و روح آنان دارد. مبلغ موفق، از اين شيوه بهره گرفته و افراد را تحت تأثير قرار مي دهد. او در شرايطي كه روح شنوندگان خود را با طرح سئوالات و نكات عاطفي و احساس برانگيز آماده پذيرش سخنان خود نموده است، به نحو شايسته‌اي در وجود آنان رسوخ كرده و برتأثير سخن خود مي‌افزايد. اين روش در حماسه عاشورا از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است تا جايي كه نام حسين عليه السلام، زينب(س)،‌عاشورا، كربلا و ساير واژه‌هاي مقدس پس از آن واقعه، در هر مكاني عاطفه‌ها و احساسات مقدس را برانگيخته و مايه رشد، بقاء و هدايت آنان شده است. حضرت زينب (س) در موارد متعددي از تحريك عواطف در رساندن پيام عاشورا بهره مي‌گرفت. درآخرين لحظات عمر امام حسين (ع)، زينب (ع) از خيمه‌ها بيرون آمد و متوجه گرديد كه امام را به شهادت مي‌رسانند و عمر بن سعد در نزديكي گودال قتلگاه ايستاده و به اين منظره رقت بار و غم انگيز… نظاره مي‌كند . آن حضرت به آن ملعون نهيب زده و وجدان خفته او را مخاطب قرار مي دهد و مي فرمايد:

« اَ يقتل اباعبدا… و انت تنظر اليه » اي عمر بن سعد! آيا ابا عبدا… را مي‌كشند و تو تماشا مي كني؟ اين سخن حضرت به عنوان مبلغ حماسه عاشورا چنان قاطع و كوبنده بود كه براي لحظاتي دل سنگ دشمن را تكان داد و دقايقي وجدان خفته عمر سعد را متأثر نمود تا جايي كه اشك بر گونه‌هايش جاري شد. او از شدت شرمندگي صورت خود را از حضرت زينب (ع) مخفي نمود. آن گاه ايشان با جمله‌اي ديگر خطاب به لشكريان حاضر در صحنه گفت: “ويلكم اما فيكم مسلم”؟؛ واي بر شما! آيا در ميان شما يك مسلمان نيست؟ اين كلمات سوزناك و عاطفه برانگيز چنان مؤثر بود كه ثمرات آن در سال‌هاي بعد نمايان شد و تا به امروز انسان‌هاي بيدار و با وجدان را تحت تأثير قرار داده و به اهداف عاشورا متوجه مي‌سازد[3].

استفاده از سوال معكوس

استفاده از سوال معكوس براي ايجاد انگيزه و تحريك عواطف با تأكيد شديد از ديگر جلوه‌هاي تبليغي و ازمصاديق شيوه هاي احساس برانگيز است؛ آنجا كه در خطبه اي مي‌فرمايد:”اتبكون نتحبون!اي وا… فابكو كثيراً وضحكوا قليلاً فلقد ذهبتم بعارها و شنارها ولن ترحضوا بغسل بعدها ابدا” تأثير رواني و عاطفي اين سخنان به قدري بوده كه راوي (خزيم اسدي) مي‌گويد: « به خدا سوگند مردم را درآن روز ديدم كه حيران و سرگردان مي گريستند و دست‌هايشان را بر دهان مي گذاشتند و انگشت مي گزيدند…» شيوه‌هاي حضرت زينب (س) به جهت تأثيرگذاري و به موقع بودن در ابلاغ پيام قابل توجه است؛ اما آنچه در خور تأمل بيشتري است “حق محوري” در ابلاغ پيام در عين برانگيزانندگي كلام است (مروت، 1382)؛ و بي ترديد كمتر مبلغ و بيدارگريست كه در بيان واقعيات، آن گونه كه عينيت يافته، از مسير حق گويي خارج نشود؛ حتي اگر تهييج و بر انگيزانندگي كلامش موجب بيداري عده اي ديگري از غافلان و شاهدان چنين واقعه دردناكي بشود.

مخاطب شناسي زينب

مطالعه و مداقه در خطبه‌اي ايراد شده توسط آن حضرت گوياي اين واقعيت است كه ايشان از يك مخاطب شناسي مثال زدني برخوردار بوده‌اندو با مروري بر حوادث ناگوار تاريخي پيش از آن، كمتر روايت گري، اين گونه موفق به تهييج عواطف مخاطبان و اثر گذاري بر آنان شده است و اين مهم جز با شناخت و درك عميق روحيات و خلقيات مخاطبان امكان پذير نمي باشد.

اگر گفتگوهاي ايشان را با مردم كوچه و بازار مقايسه كنيد و يا خطبه اي كه ايشان در مقابل حاكم جائر، ابن زياد ايراد نموده اندرا با خطبه اي كه در برابر يزيد، يك فرد فاسد و دست نشانده بيان داشتند مطابقت دهيد به وضوح تفاوت هايي را در بكارگيري الفاظ و كلام مي‌توان تشخيص داد. آن بزرگوار به خوبي آگاه بودند زماني كه با مردم صحبت مي كند بايد روي چه نكاتي تأكيد كند و زماني كه در برابر فاسقان زمانه ظاهر مي شود از چه الفاظ وتعابيري براي عبرت آموزي و تنبيه آنان استفاده نمايدو زينب(س) همچون كسي كه به خوبي روانشناسي مخاطبان را مي شناسد، وقتي كه در برابر بانوان، مردان و كودكان قرار مي گيرد متناسب نوع افراد و مقتضيات زمان از ادبيات متفاوتي استفاده مي‌كند و همواره سابقه تاريخي، فكري و فرهنگي كوفه را با شام به گونه‌اي متفاوت و مختص به خود در نظر مي‌گيرد. آن زمان كه با مردم سخن مي‌گويد كلامش ملامت گر، و هنگام ايراد خطبه و صحبت با قدرتمندان و متجاوزان به حريم ولايت، زبان تهديد را بكار مي‌گيرد (فرهمند، 1384).

نحوه بكارگيري و چيدمان الفاظ وعبارات در كلام و خطبه آن حضرت، علاوه بر نمايان ساختن فصاحت، بلاغت و توانمندي علمي ايشان، حكايت از شناخت عميق آن بانوي عالمه از نوع مخاطب و مقتضيات زمان و مكان است. استفاده از واژه « يابن الطلقاء» خطاب به يزيد از جمله مصاديق بارز در مخاطب شناسي اوست.

مقدمه چيني و آماده كردن مخاطبان

هر سخنور زبر دست و مطلعي به خوبي مي داند كه براي آن كه كلام و پيامش در مخاطبان موثر افتد، مي بايست قبل از آغاز و طرح موضوع اصلي سخنراني، زمينه مناسبي را با هدف آماده سازي مخاطبان فراهم كند تا امكان نفوذ پيام و كلامش، مطابق انتظار فراهم شود.

براي القاء و نفوذ كلام، فراهم نمودن زمينه هاي لازم و بيان مطالبي با مقدمه چيني لازم، نقش بسيار مهمي در نفوذ سخنان يك مبلغ در دل مخاطب خويش دارد. اين عمل سبب مي شود كه گفته‌هاي مبلغ با جذابيت بيشتري در دل‌ شنونده بنشيند. بسياري از نكات مهم را كه به سادگي نمي‌توان آنها را بيان كرد، مي توان با زمينه سازي مناسبي و به طور شيوا و دل انگيز به گوش مستمع رساند. در فرهنگ عاشورا براي بيداري مردم غفلت زده، از اين شيوه استفاده شده است. حضرت زينب در خطبه هاي روشنگرانه خود دركوفه و شام آن چنان به اين مهم عنايت مي‌نمودند كه بعد از اتمام سخنراني، مردمي كه قبل از ايراد خطبه،‌ او و همراهانش را به عنوان اسراي خارجي و دشمنان خويش مي پنداشتند، بعد از ايراد خطبه، حقيقت را فهميده، صداي ناله و گريه بلند مي كردند تا جايي كه يزيد در آستانه تهديد به سقوط قرار مي‌گرفت. آن حضرت بعد از حمد و ثناي پروردگار و درود و تحيت بر پيامبر خدا، ابتدا به طور خلاصه نكات قابل توجهي در بي وفايي دنيا و گذشت زمان و عمر انسان ها و ثمر نداشتن پشيماني بعد از فوت وقت ابراز مي داشتند؛ سپس سابقه درخشان خاندان پيامبر را شرح و حقيقت حادثه عاشورا را كه تا آن زمان، از نظر مردم مخفي نگاه داشته شده بود، براي آنان بيان مي‌كرد تا به اين طريق با تحريك عواطف و احساسات جمعيت حاضر ، قلب ها را به سوي خويش جذب نموده و نتيجه مطلوب را بدست آورد[4].

فصاحت و بلاغت در زبان تبليغ

ابلاغ پيام تبليغ با زبان قابل فهم و درك براي مخاطب مورد نظر يك اصل اساسي در ميزان اثر بخشي پيام تبليغي محسوب مي شود. زبان تبليغ بايد جذاب، گيرا و متناسب شرايط و روحيات گيرنده پيام باشد… هسته اصلي پيام كه همان « معني» است بايد با زبان توانايي تبليغ، قدرت نفوذ در ذهن و فكر مخاطب را پيدا كند. بنابراين نوع الفاظ و واژگان و نحوه بكارگيري آنها در غالب يك پيام اثر بخش به مخاطبان بسيار تعيين كننده و اساسي است. مبلغ بايد با زبان قابل درك و فهم براي مخاطب سخن بگويد. واژه‌هاي ملموس به كار برد تا بتواند با مخاطب ارتباط برقرار كند و پيام تبليغي خود را منعكس نمايد (سيد محسني، 6:1381، نقل به مضمون).

از ويژگي هاي بارز در كلام زينب بلاغت، فصاحت و صلابت در گفتار بودكه بسيار به بيان امير مؤمنان (ع) شباهت داشت و چه عميق و تأثير گذار بر دل و جان مردمان غافل و حتي حاكمان زور و تزوير مي نشست تا جائي كه از بيم به خطر افتادن حكومت و يا جان ناپاك خويش به وحشت مي‌افتادند. خطبه هاي فصيح و رساي آن بزرگوار با مضامين بالاي اعتقادي، چهره واقعي كوفيان را آشكار مي‌كرد. بشير بن خذيم اسدي مي گويد: « در آن روز به زينب (س) دختر علي (ع) نگريستم؛ زيرا هرگز زني را سخنگوتر و زبان آورتر از او نديدم، گويابا زبان پدرش امير مؤمنان (ع) سخن مي‌گفت ». در هر يك از خطبه هاي آتشين زينب اين ويژگي هاي سخن وري و ضروري در نفوذ پيام، همچون خطبه‌هاي جانسوز علي (ع) مشهود و بارز است (فرهمند، 1384).در نقل هاي تاريخي آمده است كه وقتي آن حضرت در كوفه شروع به صحبت مي كردند مردم مي‌گفتند كه گويا قبلاً آن را شنيده‌ايم. خطبه‌هاي ايشان چه در فصاحت و بلاغت، شيوائي و قدرت و استحكام آن و چه در محتوا و عمق معنا، ياد آور خطبه‌هاي حضرت امير (ع) بود و لذا مي توان دريافت كه سخنوري را در مكتب پدر و محيط تربيتي خانواده فرا گرفته است (همان)؛ و اين گونه كلام نافذ زينب، دوستداران اهل بيت را منقلب و دشمنان و ظالمان به خاندان پيامبر را به هنگام خطابه تا آنجا متزلزل و مغبون مي كند كه انگشت ندامت بر دهان مي گزند و اشك حسرت بر گونه هايشان جاري مي شود.

يادآوري و تكرار عظمت خاندان رسول (ص) و انزار خاندان يزيد

زينب عليه السلام در هر منزل قبل از خواندن خطبه، پيامبر و اهل بيتش را به بزرگي ياد مي نمود و در مقابل خاندان بني اميه و يزيد را با استخدام الفاظ و عبارات فصيح و رسا به كرات مورد نكوهش و سرزنش قرار مي‌داد و از فرجام اين عمل شنيع، آنان را بيمناك مي كرد. آنجا كه مي‌فرمود:” امن العدل يا بن الطلقاء و… “و يا در عبارت ديگر مي فرمايد : “و كيف ترتجي مراقبه من لفظ قوه اكباد الازكياء و نسبت لحمه بدما الشهداء ” (مروت، 1382).

در بيان عظمت خاندان حضرت رسول (ص) و مظلوميت امام حسين (ع) نيز مي فرمود: « منتحيأ علي ثنايا ابي عبدا… سيد شباب اهل الجنه» يادآوري وعده عذاب الهي در روز قيامت، سرافكندگي يزيد در پيشگاه رسول خداو انتقام حق تعالي از او، از جمله نكات مهمي بود كه در اين خطبه به چشم مي‌خورد. آنچه كه باعث شد تا يزيد ملعون در آن لحظه ابراز پشيماني كند، ندامت از عمل خود نبود، وبلكه اعلام شكست او درجنگ رواني عليه اهل بيت بوده است (همان)؛ و دراين ميان هوشمندي ونقش هشدار دهنده زينب در مواجه خردمندانه و شجاعانه با خلفاي جور بسيار قابل تامل و پند آموز است؛ و شايد از همين روست كه يادآوري به موقع جايگاه و منزلت خاندان رسول به مثابه شيوه اي بيدارگرانه به كرات از سوي ايشان مورد استفاده قرار گرفته است.

ارتباط رو در رو در مناظرات و مجالس

ارتباط مستقيم ارتباطي است كه بدون واسطه بين شخص پيام دهنده و شخص پيام گيرنده ايجاد مي‌شود. در اين نوع ارتباط، طرفين به نوبت نقش خود را تغيير مي دهند و هر كدام به نوبت در جايگاه پيام گيرنده و پيام دهنده قرار مي‌گيرند (معتمدنژاد، 1383 : 47 ).

آنچه در جلسات مناظره زينب در شام و كوفه موجب اثر بخشي بيشتري گرديد ارتباط رو در رو و معطوف به هدف بود؛ ارتباطي كه با هدفي خاص، از پيش تعيين شده و برخوردار از برنامه اي مدون است (ساروخاني ، 1368 : 18)؛ و بر خلاف برخي اقوال ارتباط‌هاي مستقيم آن حضرت و مواجه با حاكمان ستمگري چون ابن زياد و يزيد ارتباط احساس برانگيز با هدف انتقال احساس و عواطف و صرفاً برانگيز اننده نبوده است؛ بلكه اهداف متعالي تري را در برداشته است؛ اهدافي كه در مواجه مستقيم و چهره به چهره ظالم و مظلوم و در قالب مناظراتي تهديد آميز و سرزنش گر محقق مي‌يافت.

بي‌شك، يكي از رموز موفقيت زينب (ع)، در دفاع از جايگاه معنوي اهل بيت(ع) و سست نمودن پايگاه فكري بني اميه خطبه‌هايي بود كه آن حضرت در مسجد كوفه و عمارت شام بين دختر علي (ع) و ابن زياد و يزيد به طور مستقيم و چهره در چهره رخ داد.

استدلال‌هاي قوي و بيانات متين عقليه‌ بني هاشم ،‌ چهره عبيدا… را مخدوش و جايگاه عظيم حق را بر همكان آشكار ساخت. نقطه عطف اين گونه مناظرات مستقيم پيام رسان كربلا در مجالس فاسقان، امكان بيان ديدگاه و انديشه‌هاي عميق آن حضرت در رابطه با مصيبت وارده و نقش تأثير گذار آن در تربيت انسان هايي است كه زرق و برق دنياي مادي آنان را ازمسير حق و سبيل نجات گمراه ساخته است (مروت، 1382). نكته قابل تأمل در اين نوع ارتباط آنكه، شيرزني با زبان‌ علي در كام مي بايد تا در برابر سلطه حاكم جور و جو خفقان سرشار از نيرنگ ، تزوير و ريا دستگاه بني اميه، بيدرنگ در برابر گستاخي‌ها و عبارات تحقير برانگيز پاسخي دندان شكن دهد؛ همچون آن جا كه عبيد ا… با مقصد خوار شمردن اهل بيت گفت : “ديدي خدا با خاندانت چه كرد؟”كه آن حضرت نيز در پاسخ بي تأملي فرمود : “ما رايت الاجميلا” … صلابت و استقامت آن بزرگوار جنبه عملي ديدگاه ايشان را نسبت به مصائب بيان مي‌دارد. گفت و گوهاي مستقيم و رو در روي ايشان با اهل مدينه، مصر و شام نيز فرصت مغتنمي براي شيرزني چون او بود كه به بيان فلسفه قيام حسيني و دعوت به مقاومت در برابر حكومت غاصب بپردازد (همان).

بر پائي مجالس سوگواري

از جمله شيوه‌هاي ديگر اثر بخش تبليغ ديني زينب (ع) بعد از آن واقعه عاشورا، بر پائي مجالس سوگواري و نوحه سرايي در مدينه و حرم مطهر نبوي بود. اين اقدام چنان بر والي مدينه سخت آمد كه طي نامه‌اي به يزيد، او را از اقدامات فرهنگي آن حضرت آگاه نمود، و خواستار ارايه راهكاري از سوي يزيد شد. آنچه دراين ارتباط قابل تآمل وتوجه است، اذعان والي مدينه به عقل ،سخنوري و دانش آن عالمه (ص) و تأثير بخشي فوق العاده كلام اوست. هشدار والي مدينه به يزيد، از احتمال وقوع قيامي ديگر به رهبري زينب (س) و هوادارانش براي خون خواهي حسين(ع) موجب شد كه يزيد دستور به جدايي ايشان و تبعيد صادر كند.

مجالس سوگواري حضرت زينب به مثابه نهاد وابزار تبليغاتي مؤثري در بيدارگري مسلمانان غافل تا آنجا ادامه يافت كه برخي قبايل وعشاير كه در معرض بيدارگري هاي وي قرار گرفتند در فكر قيام و خون خواهي حسين (ع) برآمدند. جلوه هاي ديگر تبليغي آن بزرگوار از طريق وعظ و خطابه و ندبه حتي در تبعيد به مصر نيز دستگاه امويان را به لرزه و مخاطره مي‌انداخت و از اين طريق نيز پيام عاشورا در قالب يك انقلاب و خيزش فرهنگي ممتاز، مخاطبان و افكار عمومي را به حماسه اي در جهت خون خواهي حسين(ع) تهييج ساخت.

نتيجه گيري

زينب كبري (س) از جمله شخصيت هاي نمونه و منحصر به فردي است كه مادر گيتي از آوردن امثال آن چهره فروزنده ناتوان است؛ ولي مسئوليت پيام رساني و ابلاغ رسالت حسين(ع) به قدري خطير و بزرگ است كه حتي شخصيت قدسي آن بزرگوار نيز نيازمند آمادگي قبلي و تربيتي ويژه بود. تحمل رنج و مصائب بسيار قبل از واقعه عاشورا و قرار گرفتن در خانواده‌اي كه زن به اندازه مرد ظرفيت درك، تشخيص وظيفه و عمل به آن را بر دوش مي‌كشد از او شخصيتي جامع و استوار ساخت تا از عهده ابلاغ رسالت سنگين امام زمان خويش به شايستگي برآيد. امانتي كه تنها در سايه شخصيت خود ساخته و اسطوره‌اي او مي‌توانست به سرمنزل مقصود رسد؛ و اين ميسر نمي‌شد چنانچه آن بانوي عالمه از ابزار و شيوه‌هاي اثر بخش ابلاغ پيام به خوبي آگاهي نمي‌داشت؛ و بدين سان حضرت زينب رسالت سنگين پيام رساني نهضت عاشورا را به نيكوترين وجه به سرانجام رسانيد.

بنابراين، حركت آن حضرت در به ثمر رساندن پيام عاشورا، برآيند شناخت عميق ديني، جامعه شناسي، مخاطب شناسي، ارتباط شناسي و روانشناسي دقيق است كه به زعم نگارنده اين سطور، عواملي چون وجوه شخصيتي و ويژه پيام رسان عاشورا به عنوان منبع موثق و معتبر ونيز ابزار و شيوه‌هاي خاص بكار گرفته شده براي ابلاغ پيامش به مثابه راهبردهايي با كاركردهاي تأثير برانگيز از جايگاه و اهميت زيادي برخوردار است. در اثبات اين ادعا نيز كافي است نظري به تاريخ افكند تا ساري و جاري بودن اثرات آن پيام خونين و رسا را در طي نسل‌هاي متوالي مشاهده كرد؛ به گونه‌اي كه آن شعله‌اي كه به زغم دشمنان سيه دل مي رفت تا به خاموشي گرايد به آتشي مبدل گرديد كه همواره در سينه اهل بيت و حتي ابناء حق جوي بشر، پيوسته فروزان است؛ و اين همه ميسر نمي‌شد اگر در كربلا پيام رساني آگاه به زمان و مكان، شجاع، صديق و عالمه اي چون زينب نبود.

     منابع ومآخذ

– ساروخاني، باقر،“جامعه شناسي ارتباطات”، چاپ دوم، مؤسسه اطلاعات، 1368.

– معتمد نژاد، كاظم، “وسايل ارتباط جمعي”، چاپ چهارم، راين گرافيك،1383.

– راحمي پور، فتانه،”براي تحمل اين مصيبت زني چون زينب مي بايد“،كيهان، 1383.

– فرهمند، فهيمه،“حضرت زينب (س) پرستارروح،ايمان وانديشه انسان در تمامي اعصار است“،قدس،1384.

– سيد محسني، سيد شهاب،”تبليغات،مخاطب پژوهي واثر بخشي”، هنر هشتم،شماره 26،تابستان1381

– ………..، “راز جاودانگي،انگاره هاي مختلف در تحليل تاريخي قيام عاشورا“،جام جم،1382.

– حاجيان، زهرا،“حضرت زينب(س)منادي بزرگ حقيقت”،خراسان، 1382.

– مروت، طيبه،” حضرت زينب(س)پايه گذار انقلاب فرهنگي”، قدس،1382.

– حاتمي، افسانه،”برترين اسوه شكيبايي”، رسالت،1383.

– …………، “عاشوراونقش بي همتاي زينب(س)، هوشمند، شماره34.

– ………….. شيوه هاي تبليغ در فرهنگ عاشور

http//www.tebvan.net/monasebat/82/html/moharam-shiveh.html                              

پيام آوران عاشورا

http//www.khamenei.ir/fa/views/ashore/ashora11jsp                                                    

زينب كبري(س)شاه بيت غزل عشق وعرفان

http//www.zeinabekobra.com/maghalat/onlain.htm                                                    

حديث عشق دو باب است

http//www.pashtu.irib/hazrat/20zainab.html                                                                

رساندن پيام

http//www.ashoura.com/index2/maghalat/6/3.htm                                                      



دكتراي اطلاعات وارتباطات اجتماعي ، پژوهشگرارتباطات ومدیر بخش مطالعات رسانه و فرهنگ موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي دانشگاه تهران(mmfatorehchi@yahoo.fr)

http//www.tebvan.net

http//www.tebvan.net

http//www.tebvan.net