مصاحبه پیرامون بحران جنسی در ایران با دکتر آهنگر

نام و نام خانوادگی: اعظم آهنگر سله بنی.
تحصیلات: دکتری جامعه شناسی(مسائل اجتماعی)
محل کار: موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران

1. وضعیت جنسی ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟ در صورت امکان سیر تاریخی تغییرات را توضیح فرمایید.
وضعیت جنسی در ایران در حال حاضر در وضعیت بحران قرار دارد. انحرافات جنسی همزاد با نسل بشر قدمتی تاریخی دارد. اما امروزه برخی از موارد به صورت بندیهای انواع روابط جنسی اضافه شده است که ناشی از انفجار اطلاعات و گسترش شبکه های ارتباطی اینترنتی و موبایلی است. امروزه روابط نوظهوری نظیر روابط جنسی اینترنتی نظیر روابط جنسی از طریق چتها، یا ارتباطات شبکه ای(روابط جنسی گروهی، روابط جنسی ضرب دری و مثلثی) در صورت بندی روابط جنسی ایرانیان مشاهده می کنیم که کپی برداری از روشهای ارائه شده از غرب به واسطه این ابزار است.
در خصوص تاریخچه تغییرات جنسی در ایران باید گفت در ایران شروع این تغییرات جنسی از اواخر دوره قاجار و با مسافرت ایرانیان به اروپا آغاز شد. و در دوره پهلوی با تلاشهای پهلوی جهت تغییر زنان به شکل زنان اروپایی و امریکایی و پس از آن انقلاب سفید و گسترش افکار فمنیستی که با نسخه نخ نما و غلط در سطح جامعه رواج یافت، بوده است. پس از آن این مساله به صورت خزنده پیش آمد تا جایی که مطالبات از آزادیهای اجتماعی در حوزه اشتغال و تحصیل و … به آزادیهایی در حوزه خصوصی و خانواده کشیده شد. اکنون ما شاهد قشری از زنانی هستیم که خود را مدرن دانسته و حق آزادی بر بدن خود را مطالبه می کنند. اکنون به مطالبی در شبکه های اجتماعی و فضای مجازی می رسیم که خواستار مطالبات همجنس خواهان و همجنس بازان هستند.
لازم به ذکر است سیر تاریخی این تغییرات جنسی در ایران گویی بر نواری از نقاله قرار دارد که با چند سال تاخیر از آمریکا در حال پیشرفت است. شاید بتوان گفت با تاخیری حدود 10 تا 15 ساله نسبت به آمریکا. برخی انقلاب جنسی در آمریکا را با شروع نهضت فمنیسم و قدرت گرفتن آن دانسته و عوامل تسریع کننده آن را انتشار مقالات حاصل از تحقیق کینزی در سال 1948 (که منجر به قبح شکنی مسائل جنسی پشت پرده در آمریکا شد)، ساخت و تولید و توزیع قرص ضد بارداری 1960(که باعث شد زنان با شعار حق مالکیت بر بدنشان از بچه دار شدن پیش گیری کنند و زنان جوان روابط آزاد و نامشروع خود را بدون ترس گسترش دهند)و جنبش همجنس بازان در سال 1969 نیویورک (که منجر به تغییر شکل مدل عرفی روابط جنسی به شکل دو جنس متضاد به شکل دو جنس موافق شد) می دانند که همگی این موارد از عوامل تسریع بخش انقلاب جنسی در امریکا بود و اکنون با تاخیر در ایران شاهد آن هستیم.
2. آیا در ایران انقلاب جنسی اتفاق افتاده است یا خیر؟
خیر هنوز به طور کامل اتفاق نیافتاده است.
3. اگر انقلاب جنسی اتفاق نیفتاده است، وضعیت جنسی در ایران در چه مرحله ای است؟
ایران با توجه به شاخصهای انقلاب جنسی در مرحله آخر انقلاب جنسی قرار دارد. نشانه های انقلاب جنسی شامل موارد ذیل است: 1- افزایش نرخ طلاق(همانگونه مستحضرید نرخ طلاق در کشور به یک سوم رسیده و در برخی از نواحی شهری تهران حتی به پنجاه درصد نیز رسیده است. 2- کاهش نرخ ازدواج 3- افزایش سن ازدواج، 4- افزایش آمار مجردان قطعی 5- افزاش بیماریهای جنسی و خود ایمنی ناشی از روابط جنسی پر خطر 6- بارداری دختران نوجوان و افزایش سقط جنین( که با شعار حق مالکیت بر بدن از سوی زنان انجام می شود و تا حدی نیز به دلیل فشارهای اجتماعی موجود برای سرپوش گذاشتن بر رفتارهای نامتعارف جنسی دختران مجرد) 7- افزایش کودکان بی سرپرست(این موضوع آنقدر در ایران مشکل ساز شده است که مجلس مجبور به تصویب قانونی کرد که برای کودکانی که پدر مشخصی ندارند با نام مادر شناسنامه صادر شود) 8- افزایش هرزه نگاری 9- افزایش خشونت و تجاوز جنسی (به دلیل آنکه لذت جویی جنسی ارزش و اهمیت بیشتری می یابد و ارتباط جنسی در قالب عشق رنگ می بازد) 10- افزایش احساس عدم امنیت جنسی زنان. 11- اهمیت به رابطه جنسی و لذت جویی از انواع آن به جای اهمیت به مفهوم عشق و ارتباط در قالب رابطه عاشقانه.
ایران در این مرحله آخر قرار دارد. در واقع افزایش هرزه نگاریها و دسترسی سریع به سایتها و مشاورانی که این موضوع را در کانالها و شبکه های مجازی تبلیغ می کنند که هدف از ازدواج دستیابی به مفهوم عشق و همدلی نیست بلکه کانلیزه کردن روابط جنسی است و مفهوم خانواده را تا این حد کاهش می دهند که هدف لذت جویی جنسی است. از طرفی ذائقه های جنسی افراد در معرض هرزه نگاریها و فیلمهای پورن تغییر می کند و در نهایت خود را از قالب خانواده رها کرده و به سراغ صورتبندیهای جدید از روابط جنسی می رود. هنوز در ایران مفهوم عشق پر رنگ است و خانواده ایده آل از نظر مردم و به استناد تحقیقات پیمایش خانواده خانواده هسته ای معمول است(پدر مادر و فرزندان) که با عشق ورزی و تفاهم کنار هم زندگی می کنند.
4. چه عوامل و پیشران هایی بر وضعیت جنسی در ایران موثرند و این عوامل چه روندی را داشته و خواهند داشت؟
از سیر تاریخی تغییرات در روابط جنسی و شیوع آن در ایران بگذریم در حال حاضر شبکه های ماهواره ای نظیر جم تی وی و شبکه های ترک و امریکایی فارسی زبان، پرون گرافیها محتواهای کنترل نشده که در شبکه های اجتماعی تصاویر پورن را منتشر می کنند از پیشرانهای اصلی تاثیر گذار بر روابط جنسی هستند. در یک کلام انفجار اطلاعات از طریق شبکه های اطلاعاتی و رسانه ها از مهمترین عوامل پیشران بوده اند. از دیگر عوامل تغییر گروههای مرجع در جامعه است. اکنون دیگر گروههای مرجع علما و افراد تحصیلکرده نیستند. بلکه مردم و جوانان از ستاره ها و افراد ثروتمند تقلید زیادی می کنند. توجه داشته باشید که تغییرات فرهنگ مادی و رفتاری و در کل سبک زندگی در کشور ما در قالب مد ابتدا در شمال شهر تهران اتفاق می افتد که خود کپی برابر اصل اروپا و امریکا است. پس از آن با سرعت سرسام آوری به جنوب شهر تهران و از آنجا به شهرستانها انتقال یافته و الگو برداری می شود. شبکه های مجازی این امر را تسریع کرده اند. در خصوص رفتارهای جنسی نیز این موضوع مصداق دارد. با این تفاوت که هنوز در شهرهای کوچک با دیوار ضخیم عرف کنترل اجتماعی برخورد کرده و تا حدی سرعت انعکاس آن در انظار عمومی کاهش می یابد که به لطف رفتارهای نامتعارف و هنجار شکنی مسافرانی که در قالب گردشگر در ایام تعطیل مختلف به شهرستانهای کم جمعیت مسافرت می کنند این دیوار ضخیم نیز در حال منعطف شدن و نابودی است.
5. آیا وضعیت تغییر جنسی در ایران را پروژه می دانید؟ اگر بله، کارگردانان این پروژه چه کسانی هستند؟
بله از نظر من یک پروژه است و کارگردان آن نظام سرمایه داری است. با کند و کاوی بیشتر متوجه می شوید که هیچ چیز و هیچ کس غیر از نظام سرمایه داری از این موضوع سود نمی برند. همانگونه که برنده واقعی تغییر شکل خانواده از شکل خانواده گسترده به هسته ای نظام سرمایه داری بود در این تغییرات روابط جنسی نیز نظام سرمایه داری سود اصلی را خواهد برد. وقتی تعداد خانواده های تک والد زیاد شوند، زندگیهای مجردی زیاد شود، افراد با خانه های متعدد برای روابط مختلف زیاد شوند آنچه نیاز خواهند داشت ابزار و لوازم زندگی است که باید خریداری شود و آنکه این میان سود می برد بازار است و تولید و گردش سرمایه و پول. در واقع روابط جنسی از اقتصاد تاثیر می پذیرند و اقتصاد از روابط جنسی . این دو یک رابطه دیالکتیک با هم دارند. امروزه بیماریهای ناشی از روابط جنسی نیز افزایش یافته که سود اصلی کنترل و درمان آن به جیب تولید کنندگان و وارد کنندگان داروها و لوازم پزشکی می رود. از هر زاویه که بنگرید سود سرمایه داری را می بینید.
6. آیا وضعیت تغییر جنسی در ایران را پروسه ای طبیعی می دانید؟ چه عواملی پیشران این پروسه هستند؟
تغییر وضعیت جنسی در ایران از عوامل اجتناب ناپذیر مدرنیته در قالب نظام سرمایه داری است. از ابتدا الگویی اروپایی- امریکایی از کشور توسعه یافته در اذهان مردم شکل گرفت و دائم هم در حال تقویت است. این موضوع بنا به دلایلی بی شماری (استعماری و اختیاری) تقویت هم می شود. در نتیجه هر آنچه در آن دیار عوامل پیشران بود در کشور ما نیز هست. توجه داشته باشید انتشار آمار و ارقام و اخبار از روابط خارج از عرف (نظیر آنچه در خصوص ازدواج سفید و یا تن فروشی مردان رسانه ای شد) با توجه به سرعت انتشار اطلاعات از طریق شبکه های مجازی از عوامل پیشران می تواند باشد همانگونه که انتشار مقالات کینزی در آمریکا موجب قبح شکنی و گسترش موضوع شد. عوامل پیشران را نمی توان خارج از نقش پر رنگ رسانه های مجازی و غیر مجازی دانست.
از طرفی سخت شدن و تمایل بیش از حد مردم جامعه به اشرافی گری بنا به همان دلیل که پیشتر گفتم تظاهر و الگو برداری از اقشار ثروتمند شمال شهری تهران باعث می شود سرعت این روند افزایش یابد. متاسفانه داشتن پول و ثروت در کشور ما دلیل موجهی است که رفتارهای خارج از عرف افراد نادیده گرفته شود عادی جلوه کند.
در برخی موارد مشاهده می شود تعدادی از مشاوران با توجه به احساس نیاز شدیدی که در جامعه به مشاوره ایجاد شده است به برخی خانمهای متاهل هم پیشنهاد داشتن یک شریک جنسی دیگر می دهند و معتقدند این موضوع به روابط خانوادگی آنها لطمه نمی زند. شاید این پیشنهاد برای زنان تنها(مجرد، مطلقه، بیوه) کمی معقول باشد ولی طبق هیچ آموزه ای نمی توان آن را برای زنان متاهل تایید کرد. یکی از اثرات انقلاب جنسی شیوع سرخوردگی و افسردگی در جامعه است. این موضوع نیاز جامعه به مشاوران اجتماعی و روانشناسان را دو چندان می کند. خوشبختانه روانشناسان متعهد زیادی داریم که کار مشاوره را به عهده می گیرند ولی در این بین برخی نیز هستند که قائم به فرد خارج از وضعیت اجتماعی مشاوره می دهند. هنوز برای مردم ما روانشناس از روان پزشک تفکیک نشده و هنوز نیاز به مشاوران و مددکاران اجتماعی برای مردم مورد توجه قرار نگرفته است. در نتیجه با این وضعیت خود این مسئله نه تنها دوای درد نیست که شده است معضلی که نه به صورت عمده بلکه به صورت محدود از عوامل پیشران به حساب می آید.
7. تصویر و روند یک دهه آینده وضعیت جنسی در ایران را به چه صورتی ارزیابی می کنید؟
متاسفانه آنچه در امریکا و اروپا رخ داده در ایران نیز رخ خواهد داد. تا ده سال دیگر احتمالا تعداد همجنس گرایان و همجنس بازان بدون ترس از سرخوردگی اعلام موجودیت کرده و تشکیلات خود را خواهند داشت. احتمالا قوانین تسهیل کننده تری برای سقط جنین خواهیم داشت و یا پزشکان بیشتری این کار را در مطبها انجام می دهد. آمار شناسنامه های با نام فقط مادر افزایش یافته و سن ازدواج باز هم بالاتر می رود. آمار تجرد افزایش یافته و دست یابی به لذت جنسی
8. چه عوامل شگفتی سازی ممکن است اتفاق بیفتد که وضعیت جنسی ایران را تغییرات اساسی دهد؟
شاید بتوان گفت نیاز به یک انقلاب فکری داریم. آنچه مسلم است نیاز جامعه به یک سیاستگذاری جنسی از ابتدای انقلاب تا کنون نادیده گرفته شده و بر روی این نیاز جامعه سرپوش گذاشته شده است. نیاز به تئوریسینهایی داریم که عشق در قالب خانواده را تبلیغ کنند و البته از ستاره ها باشند و مورد قبول مردم. شاید لازم باشد هنر پیشه ها، فوتبالیستها و ثروتمندان جامعه ما تغییرات اساسی را در رفتار خود بدهند تا بتوان جوانان مان را قانع کرد روابط کنترل شده در قالب خانواده ارشمند تر از آن چیزی است که در حال جریان و گسترش است.
تولید محتوای عاشقانه پاک و اخلاقی که به صورت نا محسوس احکام اسلامی را در خود جای داده باشد و شیوع تولید این نوع محتوا می تواند تاثیر به سزایی داشته باشد. باید بتوانین روابط جنسی مبتنی بر عشق و وفاداری را جایگزین روابط جنسی مبتنی بر لذت جویی جنسی کنیم. باید مفهوم عشق را با وفاداری و تعهد همراه کرد تا خوانشهای دست چندمی و سطح پایین از مفهوم عشق جایگزین آن نشود. در غیر این صورت با این روندی که عرف جامعه هوشمندانه پیش می رود فاتحه خانواده خوانده است.
از طرف دیگر کاهش سن ازدواج به سالهای ابتدای دانشگاه اثر گذار است. می دانیم که قانون گذاران و دولتمردان از همین جامعه هستند به همین جهت می بینیم که قوانین حمایتی زیادی برای فرزندان در حال تحصیل داریم. چه لزومی دارد که پسرهایمان تا 28 سالگی اگر مشغول تحصیل هستند قوانین اجازه دهد که بیمه باشند. این به صورت نا خودآگاه باعث می شود که پسر تا آن سن خودش را تحت تکفل بداند و انتظار پول توجیبی داشته باشد. این جوان نا توان و بی مهارت مانده در نتیجه حتی به فکر ازدواج هم نباشد. اگر تامین اجتماعی عمومی داشته باشیم این تفکر نادرست نیز اصلاح می شود. البته برخی نیز معتقدند که همین موضوع باعث تحت نظارت خانواده بودن جوانان شده است و خود عاملی بازدارنده برای رفتارهای پر خطر است که صد البته نیاز به تحقیق و پژوهش دارد.
اگر بتوانیم تفکری را در خانواده ها جا بی اندازیم که ازدواج را آسان تر کند و سن ازدواج کاهش یابد بسیاری ازمشکلات حل خواهد شد. البته و صد البته حل این مسئله مستقیم به حل مشکل اقتصادی کشور مربوط است. پایین آوردن سن ازدواج باعث می شود که دختر و پسر از سنین پایین به اشتغال فکر کنند. وقتی در دانشگاه درس می خوانند مسئولیت زندگی را هم به عهده داشته باشند و کار هم بکنند. در نتیجه از همان ابتدا به فکر ارتباط دادن بین تحصیل و شغل خود باشند و در نهایت منجر به ارتباط صنعت و دانشگاه نیز می شود. از هر طرف که نگاه کنید و هر جور که فکر کنید روابط جنسی جامعه و الگوی جنسی جامعه به اقتصاد صد در صد ارتباط دارد و همدیگر را باز تولید می کنند. شگفتی ساز ترین اتفاق ممکن در کشور که بتواند این مشکل را برطرف کند ایجاد چند میلیون شغل است و گردش چرخ اقتصاد تا قبل از اینکه کیان خانواده کاملا از هم بپاشد.
9. روند تغییرات جنسی ایران با چه منطقه و کشورهایی از نظر تاریخی و هویتی و نوع تغییرات مطابقت بیشتری دارد؟ پیش بینی آینده این تغییرات را چگونه تخمین می زنید؟
همانگونه که پیشتر گفتم با کمی تاخیر بی شباهت به امریکا نیست. لازم به توضیح است که کشورهای عراق و افغانستان نیز تحت تاثیر کشور ما و با تاخیری ده بیست ساله در حال منجر شدن به وضعیت ما هستند که این امر باید مورد توجه سیاستگذاران و برنامه ریزان افغان و عراقی قرار گیرد. شاید بتوان نزدیک ترین کشور به وضعیت کشور خودمان را ترکیه و یونان بدانیم. شاخصهای انقلاب جنسی که پیشتر بیان کردم در ان کشورها بسیار نزدیک به کشور ما هستند.
10. چه راهکارها و اقداماتی را برای بهینه سازی وضعیت جنسی ایران در سطح نهادهای حاکمیتی پیشنهاد می کنید؟
اصلاح برخی قوانین که باعث وابسته تر شدن جوانان به خانواده می شود، کاهش سن ازدواج و از همه مهمتر و اولیت دارترین مورد اصلاح مشکلات اقتصادی و ایجاد چند میلیون شغل برای جوانان که چند مورد قبل را نیز در بر می گیرد.
شاید این مطرح کردن این مسئله تابو باشد ولی نیاز جامعه است و اجتناب ناپذیر است. نیاز به یک سیاستگذاری جنسی داریم در خصوص زنان روسپی. زیرا اگر نیاز جامعه نباشد وجود نخواهند داشت. پس باید جهت کنترل بیماریها و در پی آن کنترل موارد خاص دیگر سیاست جدیدی در این خصوص در پیش گیریم. این مسئله دقیقا شبیه مسئله ای است که در خصوص اعتیاد در 20 یا 30 سال پیش وجود داشت. آن زمان وقتی صحبت از توزیع سرنگ رایگان می شد بسیاری جبهه می گرفتند و آن را مروج اعتیاد می دانستند ولی یک واقعیت اجتماعی بود که نمی توان منکر شد.