دکتر غلامحسین صدیقی و اهمیت او و همراهی‌های دکتر احسان نراقی در نهادینه کردن جامعه‌شناسی در ایران

دکتر غلامحسین صدیقی و اهمیت او و همراهی‌های دکتر احسان نراقی در نهادینه کردن جامعه‌شناسی در ایران حسین ایمانی جاجرمی علوم اجتماعی در هیات درسی دانشگاهی، همزاد دانشگاه تهران است. برای نخستین بار در سال 1313 ویل هس آلمانی درسی را با نام علم الاجتماع در دانشکده ادبیات و دانشسرای عالی ارایه کرد. پس از او دستیارش دکتر اسدالله بیژن تدریس علم الاجتماع را ادامه داد. دکتر غلامحسین صدیقی در سال 1319 مدرس این درس شد و عنوان «جامعه‌شناسی» را برای آن برگزید. نامی که تا امروز از او به یادگار مانده است. اهمیت صدیقی برای جامعه‌شناسی ایران تا جایی است که بسیاری نام او را با جامعه‌شناسی در ایران مرادف می‌دانند زیرا همانند اگوست کنت واضع اصطلاح سوسیولوژی و دورکیم بانی آن در فرانسه، «دکتر صدیقی، هم واضع اصطلاح جامعه‌شناسی و هم بنیان‌گذار این رشته علمی در ایران بوده است». رشد علوم اجتماعی در ایران که محدود به تدریس یک یا دو درس یا چند ساعت در هفته می‌شد به سازمانی استوار و مستقل، چند سالی به طول کشید تا آن زمان که اساسنامه موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی در پانصد و پنجاه و یکمین جلسه شورای دانشگاه تهران روز دوشنبه مورخ 25 فروردین 1337 به تصویب رسید. طبق ماده 1 اساسنامه مذکور مقرر شد تا در دانشکده ادبیات موسسه‌ای به نام «موسسه مطالعات اجتماعی» که بودجه آن از طرف دانشگاه تهران تامین می‌شود، تاسیس گردد. انتخاب دکتر صدیقی برای ریاست موسسه آگاهانه بود. خوشنامی و شخصیت دکتر صدیقی به زعم نراقی اعتماد به موسسه برای پژوهش‌های اجتماعی و مشروعیت و مقبولیت علمی و اخلاقی برای موسسه تازه تاسیس را فراهم می‌کرد. احمد اشرف از جامعه‌شناسان به نام و از دانشجویان و بعدا اساتید موسسه بر اهمیت حضور توامان صدیقی و نراقی برای تاسیس موسسه تاکید می‌کند و می‌نویسد: «در آن زمان (1337) وجود هر دوی آن‌ها برای بنیاد نهادن این موسسه پژوهشی ضروری بود. صدیقی از اساتید مورد احترام و پر نفوذ دانشکده ادبیات و علوم انسانی و از دوستان و نزدیکان دکتر سیاسی رئیس مقتدر دانشکده بود و بدون وجود او تاسیس دستگاه پژوهشی علوم اجتماعی که در عین حال دوره فوق لیسانس را هم ارائه کند، از محالات می‌نمود». اما صدیقی محدودیت‌های خود را داشت که نیاز به حضور مدیری پر تکاپو را ضروی می‌ساخت. به نظر اشرف او سابقه سیاسی (عضویت در جبهه ملی و پذیریش مسوولیت وزارت کشور در دولت دکتر مصدق در سال 1331) داشت و مورد اعتماد رژیم برآمده از کودتای 28 مرداد 1332 نبود. در کنار این صدیقی مایل نبود تا با سازمان‌های مختلف برای گرفتن بودجه، طرح‌های پژوهشی و آزادی فعالیت‌های تحقیقی سروکله زده و مدیریت امور روزمره موسسه را برعهده گیرد. البته او مدیریت دوره فوق لیسانس و سپس مدیریت گروه آموزشی علوم اجتماعی و انجام تمامی امور علمی مربوط به آن را در دانشکده ادبیات و علوم انسانی بر عهده داشت. تکاپوهای موسسه در آموزش و پژوهش علوم اجتماعی سبب شد تا در سال 1351 گروه علوم اجتماعی دانشگاه تهران به دانشکده علوم اجتماعی و تعاون با چهار گروه آموزشی مستقل شامل جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی، جمعیت‌شناسی و تعاون تبدیل شود و دو موسسه پژوهشی با نام‌های موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی و موسسه تحقیقات تعاونی را هم در کنار خود داشته باشد. در سال 1352 زمانی که دکتر صدیقی با تصویب شورای دانشگاه به عنوان «استاد ممتاز دانشگاه تهران» ارتقا یافت، علوم اجتماعی آنقدر رشد کرده بود که صدیقی در سخنرانی مجلس بزرگداشت خود در بهمن ماه آن سال چنین بگوید: «درس‌های علوم اجتماعی که در اوایل تاسیس دانشگاه تهران در سراسر کشور به چند ساعت در هفته محدود بود با اقبال روزافزون دانشجویان گسترش در خور ملاحظه‌ای یافته است. به نحوی که مواد درس‌های مذکور تنها در دانشکده علوم اجتماعی و تعاون دانشگاه تهران در دوره روزانه و شبانه لیسانس و در دوره فوق لیسانس در هفته در حدود صد و پنجاه ساعت تدریس می‌شود و عده استادانی که به تدریس مواد آن علوم مشغولند به پنجاه می‌رسد و جنبه علمی و تحقیقی و رایزنی آن علوم نیز در موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی به صورت سودمند بدیع با کوشش مستمر به سوی کمال رهسپر است».