مسئول مشکلات تهران کیست؟

مسئول مشکلات تهران کیست؟

مسئول مشکلات تهران کیست؟

حسین ایمانی جاجرمی
تهران، شهری با هوای پاک، انارهای درشت و رودخانه‌های پرآب، روزگاری با غرور در دامان البرز لمیده بود و رشک شهرهای ایران بود. اما اکنون بدل به سیاه چاله‌ای شده است که نفس کشیدن در آن کشنده است. جای همه چیزهای خوبی که این شهر داشت را ساختمان‌های ریز و درشتی گرفته‌اند که بی‌تناسب و بی‌قاعده چون قارچ‌های مسموم از دل سیاه خاک سربرآورده‌اند. خیابان‌ها و بزرگراه‌های این شهر له شده در زیر فشار ترافیک، اعصاب را می‌فرسایند و مردمان ساکن در آن را که تلاش ناکام معاش مچاله‌شان کرده، در ازدحام غریب خودروهای دودزا، ندیده و نشناخته به جان هم می‌اندازد. اکنون که هوای آلوده و کشنده بخشی جدایی ناپذیر از پاییز و زمستان تهران شده است آیا وقت آن نرسیده که به این کلان شهر بی در و پیکر، سروسامانی بدهیم؟ مسئول این وضع آشفته کیست؟ مردم بی‌نوا یقه چه کسی یا کسانی را باید بگیرند و از آن‌ها مطالبه نجات پایتخت را داشته باشند؟ شرایط به گونه‌ای است که گویی همه از ریز و درشت مسئولان خود قربانی‌اند و نوحه‌خوان بدبختی شهر و بی‌نوایی تهرانی‌ها هستند. دو راه بیشتر جلوی پای تهرانی‌ها وجود ندارد. دست روی دست بگذارند و تن به مرگی تدریجی و شوم بدهند یا آن که مطالبه نجات شهر داشته باشند شاید که رگ غیرتی بجنبد و سامانی برای مدیریت آشفته تهران بیابد. تهران یک کلان شهر است و لازم است که همچون سایر کلان شهرها از تشکیلات اداری مناسب خود برخوردار باشد. در حال حاضر هیج نیرویی برای هماهنگی صدها و هزاران بازیگر فعال در این شهر وجود ندارد. در حالی که در همه شهرهای دنیای پیشرفته، شهرداری باید پاسخ‌گویی مسائل شهر باشد اما مردم خوب می‌دانند که این دستگاه خود زخم خورده جریان شهر فروشی و سوداگری است و تنها در قبال بخشی از مسائل شهر پاسخ گوست. بنابراین باید گفت که تهران، مسئول ندارد و تا زمانی که یک دستگاه و تشکیلات اداری مشخص و معین مسئولیت کل مسائل شهر را نداشته باشد تنها باید شاهد بدتر شدن وضع پایتخت بود. آلودگی هوا مساله‌ای نیست که بتوان از آن جان به در برد و دامن همه را می‌گیرد، از تمامی صاحبان امر و مسئولان انتظار داریم که بنشینند و فکری بکنند. یک راه حال پذیرش تشکیل شهرداری منطقه شهری تهران است تا تهران بزرگ و دهها شهر و صدها روستای متاثر از آن را سروسامانی بدهد. این همان راهی است که استانبول، توکیو، نیویورک، سیدنی، لندن و پاریس سال‌ها پیش رفته‌اند و همگی برای پرهیز از عوارض پراکندگی مدیریت و مسئولیت‌گریزی، تشکیلات مدیریت منطقه شهری را پذیرفته‌اند. ما اکنون وضع آشفته‌ای داریم، شهر تهران را چگونه می‌توان سامان داد وقتی برای مثال کرج و ملارد بی‌سامان هستند. در دهه 1370 صنایع آبکاری را از تهران دور کردیم به اسم ساماندهی صنایع و مشاغل، آن‌ها جاجرود را برای فعالیت برگزیدند و تمامی مواد سمی فعالیت‌های خود را به رودخانه جاجرودی ریختند که باید برای سیراب تهران تشنه از آن استفاده کرد. بخشی از مشکلات آلودگی و ترافیک تهران مربوط به میلیون‌ها نفری است که روزانه میان این شهر و ده‌ها سکونت‌گاه ریز و درشت پیرامون آن بدون کمترین هماهنگی میان سازمان‌های اداره کننده آن‌ها جابجا می‌شوند. مشخص نیست چند صد میلیارد تومان هزینه این وضعیت را پرداخت می‌کنیم، از خیر این پول‌ها گذشتیم حداقل برای حفظ جان‌مان که شده تکانی به خود بدهیم و چارچوب‌های اداری کهنه و مندرس را دور بریزیم و طرحی نو برای اداره منطقه شهری تهران دراندازیم.

*عکس از نیایش دولتی