تاملی در مجموعه نمایشگاهی شهر کتاب و شکل‌گیری معنای فضا

تاملی در مجموعه نمایشگاهی شهر کتاب و شکل‌گیری معنای فضا
آنیتا صالح بلوردی

سر آغاز مبحث فضا، با شناخت و ارزیابی نوآوری انجام می‌شود. مدرنیته نوآوری به همراه می‌آورد، اما بر نوآوری تاکید نمی‌شود. در روند این نوع نوآوری، عوامل متعددی درنظر گرفته می‌شود تا فضا حس گردد درک شده و در آن زندگی شود. مشاهده ظاهری فضا کافی نیست، باید از درون آن را دید، باید در آن حضور داشت. مجموعه نمایشگاهی شهر آفتاب این فرصت را فرآهم آورد تا تاملی در این خصوص صورت گیرد. شما که از مجموعه نمایشگاهی شهر کتاب دیدن کرده‌اید، چه حسی داشته‌اید؟ فکر می‌کنید چه تفکری پوسته ظاهری فضا را سامان داده است؟ این مجموعه چه محدودیت ها و چه خصوصیاتی دارد؟ چگونه فضا می تواند هوشیارانه با بازدیدکننده ارتباط برقرار ‌کند؟ این مقوله چنان گسترده است که ناگزیریم اجمالا به آن بپردازیم.
واضح است که از منظر نشانه‌شناختی، فضا با ما ارتباط برقرار می‌کند. آنرا می‌بینیم و در آن پا می‌گذاریم. درک حقیقت آن به طور مستقیم از طریق عقل یا احساس صورت نمی‌پذیرد، بلکه نشانه‌‌هایی وجود دارد که از طریق آنها فضا به ما معرفی می‌شود و از همین طریق، شناخت صورت می‌گیرد. اختلاطی از سه فضا شکل می‌گیرد: فضای هندسی، فضای اسطوره‌ای و فضای مشاهده.
شاید بتوان گفت اولین موردی که هر بازدیدکننده از آن یاد می‌کند، وسعت مجموعه است. می گوییم اولین، زیرا در مورد همه مسافرین صدق می‌کند، در صورتی که برای تهرانی ها مسافتِ دور اولین مسئله است. وسعت به راحتی قابل مشاهده نبوده اما محسوس است. می توان گفت با فضاهای دیگری که پیش از این در ایران ساخته شده‌ مربوط است. بارها دیده یا شنیده‌ایم که بزرگترین سینمای روباز خاورمیانه، بزرگترین شهر بازی خاورمیانه، بزرگترین پل معلق خاورمیانه، … . اما بزرگی چه تاثیری بر ما دارد؟ فضای باز مجموعه به طور نامحدود گسترش پیدا می‌کند و با ناامنی همراه است در حالی که فضای بسته آرامش دارد.
بسته← متمرکز، آرامش، اتصال
باز← پراکنده، ناامنی، انفصال
به همین دلیل است که مثلا انسان در مسجد از فضای روزمره‌ای که در دسترس همیشگی قرار دارد جدا شده و محصور و محفوظ از فضای خارجی قرار می‌گیرد. فضای مسجد و خارج از مسجد به شکل مقدس/کفر نمایان می‌شود. ارزشگذاری به این صورت شکل می‌گیرد: فضا و مکان مسجد بسته و فضا و مکان کفر باز است. بنابراین فردی که در فضای مجموعه قرار می‌گیرد با فضای مادی سر و کار دارد. اما نکته مهم آن است که از سرما و گرمای خارجی محافظت نمی‌شود، تدابیری نیز برایش اندیشیده نشده؛ مگر در سالن ها و سوله‌ها. البته در داخل مجموعه، دست اندرکاران و افراد VIP، از ماشین استفاده می‌کنند. سرعت کم و احتیاط، لازمه این فضاست و برای مسافرین مترو مورد استفاده قرار گرفته است، اما برای مسئولان، خیر! این تفکیک نیز یکی دیگر از عوامل ایجاد انفصال و جدایی است.
همانطور که مشاهده کردیم، درجه صمیمیت با درجه نزدیکی ارتباط مستقیم دارد؛ اما دینامیکِ این مسئله به نقطه دید و روند طی مسیر بستگی دارد. نقطه دید مسافر هیچگاه از بالا به پایین قرار نمی‌گیرد تا نگاهی برنمای عظیم محوطه داشته باشد. حتی در سالن های عمومی با وجود ارتفاع بلند این ساختمان ها، حداقل کاربری از آنها به عمل آمده است؛ و لذا با چنین ارتفاعی، فضا خالی به نظر می‌رسد. معمولا روال کار بر آن است که چند نقطه دید مهم درنظرگرفته ‌می‌شود تا فضا به واسطه چشم مسافر قابل لمس گردد.
سلسله موقعیت های حرکت شهروندان تهرانی نکته بعدی این مجموعه است. روند طی طریق چندگانه است، البته پایانه تاکسی شاید به دلیل نزدیکتر بودن، بهترین موقعیت را داشته باشد. گزینه‌های بعدی اتوبوس و مترو هستند که سالهاست کارت بلیط واحدی دارند. مترو تمهیدات لازمی فراهم کرده است ولی در اتوبوس، زمان طی مسیر در نظر گرفته نمی‌شود؛ تعویض یک خط اتوبوس یا از اتوبوس به مترو در کمتر از یک ساعت لازم است با پرداخت دوباره بلیط همراه نباشد! جدایی این شرکت ها به ضرر مسافرین تمام شده است. زمان بندی با تجهیز اتوبوس ها و قطارها به سیستم جی-پی-اس و اطلاع‌رسانی دقیق حرکتشان در ایستگاه ها نیز هنوز راه‌اندازی نشده است.
در مورد این دو وسیله، ارتباط ترتیبی بین موقعیت های فرد در فضا وجود دارد. به عبارتی، بعد از طی مسافت با وسایل نقلیه عمومی، فاصله دیگری بین انتهای مسیر آنها و غرفه‌ها وجود دارد که زیاد است. قطارهایی در این مسیر مسافران مترو را جا به جا می‌کنند، اما در مسیر رفت، با منطق و شناخت مسافر هماهنگی ندارد. صف های طولانی حسِ محصورشدن در فضای بسته و عدم گریز از آنرا تداعی کرده و تشویق به پیاده‌روی می‌کند، این در حالیست که صف قطارسواران با آنها تداخل پیدا می‌کند. لازم بود که قطارها در جهت مسیر مسافر و مطابق با تجربه و قوانین، سمت راست او قرار گیرند و البته جوابگوی خیل عظیم مسافران نبود. چندسالی می‌شود که کانتینرهای دوچرخه در جای جای شهر به دلیل عدم تعبیه مسیر دوچرخه سوار، بسته‌ است. به نظر می‌رسد مجموعه‌ای با این وسعت توانایی استفاده از آنها را داشته باشد و بر جذابیت مجموعه نیز بیفزاید. بدین وسیله، دوچرخه وسیله‌ای است برای نیل به مقصود یا به عبارتی، رسیدن به محل، اگر در هزارتوی بروکراسی شهرداری‌ها و وزارت فرهنگ و ارشاد و نمایشگاه بین المللی کتاب گرفتار نشود.
مورد دیگری که در مسیر قابل ذکر است،کمبود صندلی و محل استراحت است. نه تنها کمبودشان بلکه عدم توجه به سلیقه و علایق مردم موجب شده است محل استراحتی که درنظرگرفته شده است مورد استقبال قرار نگیرد. خستگی از راه می‌رسد و در فرهنگ و سبک زندگی اکثر مسافران جا افتاده است که برروی چمن می‌توانند استراحت کنند و نیازشان را برطرف کنند. به غیر از صندوق امانات و بانک و غیره، اختصاص فضای پیک‌نیک در فضای باز و فضای استراحتی که به دور از هیاهو بوده و آرامش به همراه بیاورد نیز در سالن ها لازم است پیش بینی شود. نیازسنجی از اصولی است که دائما می بایست تجدید شود.
بعد از فضا و مسیر، نوبت به بناها می رسد در مواجهه با سالن ها به عنوان یک اثر هنری، لازم است محتوایشان فرمولبندی شود و فرم ها مشروعیت خود را از آن کسب کنند. سالن ملل مضامین /پایداری/، /سکون/، فرم های کامل مربع (عدم تداخل فرم ها) ، رنگ ها و نورهای خنثی، فقدان تزیین شکلدار، پیوستگی (عدم پیچیدگی و ساختار سکانسی) را به همراه دارد که البته در ارتباط با سالن های عمومی و خصوصا دیوارهای شیشه‌ای بین آنها پیچیده می‌گردد. درست است که شیشه دید را محدود نمی‌کند و به نور اجازه می‌دهد عبور کند، ولی مانع محسوب می‌گردد و جریان هوا را مسدود می‌کند. برعکس، سالن های عمومی با تداخل خطوط، فرم های لوزی متحرکی ایجاد می‌کند. با این وجود، همانطور که پیش از این ذکر شد، ارتفاع زیاد، انفصال به وجود می‌آورد. بنابراین سالن ملل با پایداری و سالن های عمومی با ناپایداری همراه است؛ اما در واقع جریان، روند و عبور در ساختار شبکه مانند غرفه‌ها اتفاق می‌افتد، در نتیجه ناپایداری حرکت و تکاپو در زمان نمایشگاه ایجاد می‌گردد.
هنانطور که دیدیم، هنگامیکه فرد در محل قرار می‌گیرد از طریق نگاهش عواملی بر فکر و حس او اثر می‌گذارد. این عوامل عبارتند از ابعاد، نور، رنگ، مجاورت،ترکیب ژئومتریکی، تحرک، بافت. اما انسان به تمام آنچه که می‌بیند دقت نمی‌کند و تنها بر خصوصیات برجسته کمی تامل می‌کند. بنابراین، کارکرد زیبایی‌شناسی نگاه را هدایت می‌کند. یکی از عناصری که به وفور دیده می‌شود تخم مرغ است که بعدی اساطیری به محیط داده است. شاید اولین مطلبی که به ذهن آید، هفت سین عید است. تخم مرغ سمبلی جهانی است و در افسانه‌های آفرینش بسیاری از فرهنگ‌ها وتمدن‌های باستانی وجود دارد. در اساطیر ایران نیز آسمان، تخم مرغی است که خلقت در درون آن اتفاق می‌افتد. تمامی خوبی ها و بدی ها در آن وجود دارد و یادآور رنسانس نیز هست. تخم مرغ سمبل استراحت، خانه، امنیت، آغوش مادر است. جوجه از این حریم امن خارج شده و به زندگی آزاد و غیروابسته روی می‌آورد، بنابراین، تخم مرغ نمادی از درگیری در انتخاب بین راحت طلبی و کشمکش های اجتماعی انسان نیز هست. اما بیش از حد تکرار شده است، با نصب بر روی برخی پایه‌های فلزی از زیباییش کاسته شده است و چیدمانش نیز در برخی موارد نظم ندارد.
از طرف دیگر، بین فرم آنها با فرم های نیم دایره سالن های عمومی تشابه وجود دارد و ارتباط دیگری نیز بین ستون های 8 در 8 سالن ملل و چهار باغ دیده می‌شود. پیامبر در معراجش گنبدی مشاهده کرد که بر روی سالنی چهار ضلعی بنا شده و چهارپایه آن بر چهار قسمت به نام- خدای-بخشنده-مهربان بنا گردیده و ازآن چهار رودخانه بهشتی در جریان است. یک هشت ضلعی ارتباط بین گنبد و چهارضلعی را امکان پذیر می کند و نمایانگر هشت فرشته‌ای است که عرش خدایی را حمل می‌کند، بنابراین، به سادگی می توان به جایگاه سالن ملل و اهمیت آن پی برد: چهار ضلعیِ سالن ملل کنایه از عرش، چهار فصل، چهار عنصر آب، باد، خاک، آنش، چهار خلط سودا، صفرا، بلغم، دم و چهار جهت جهان است. با این وجود، هر باغ چنین عمارتی ندارد؛ بلکه پل ارتباطی دو باغ است. این میدانِ فرهنگ است که مرکزیت پیدا کرده است که البته ارجحیت آن با توجه به بافت شهری و حمل و نقل توجیه پذیر است.
نتیجه آنکه، علی رغم مشکلاتی که عدم تکمیل پروژه و تاخیر در برخی امور به همراه داشته است، رضایت نسبی مردم قابل مشاهده بوده و فعالیت های سازمان های متولی در ایجاد چنین مجموعه ارزشمندی امیدوارکننده است.

* یادداشت مذکور نظر نویسنده آن است و بیانگر موضع رسمی موسسه نیست.