نسلz و چرایی گرایش به اینفلوئنسرهای مرجع نوظهور، شکلگیری هویتهای سیال و رویدادهای مگامالی | دکتر محمدمهدی فتورهچی - موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی isr
نسلz و چرایی گرایش به اینفلوئنسرهای مرجع نوظهور، شکلگیری هویتهای سیال و رویدادهای مگامالی | دکتر محمدمهدی فتورهچی
30 07 2026 00:47
News Code : 250775518
View Count : 229
دکتر محمدمهدی فتورهچی، مدیر گروه رسانههای نوین و فرهنگ موسسه
تجمع جمعیت پرشماری از نوجوانان و جوانانی از نسل آلفا و زد در جمعه دوم مرداد در مجتمع تجاری ایرانمال، موضوع داغ پیام رسانهای اجتماعی این روزها و بحث برانگیز نزد جامعه شناسان و روانشناسان اجتماعی و اصحاب فرهنگ شد. فراخوان اینفلوئنسری جوان و جویای شهرت به نام نیما رضاعی، معروف به تکیدو با هدف برگزاری رویدادی خاطره انگیز با حضور غیرمنتظره و فراتر از ظرفیت پیش بینی شده و بلیطهای فروخته شده(5000) با استقبال غیر منتظره هزاران جوان و بویژه نوجوان دهه هشتادی و نودی همراه شد، کنترل جمعیت از دست نیروهای حراست خارج شد و تراکم شدید جمعیت در طبقات مختلف باعث لغو برنامه گردید و حواشی بسیاری ایجاد کرد.
با انتشار تصاویر و ویدیوهای این تجمع در شبکههای اجتماعی، این روزها توجه رسانهها، جامعه شناسان و مسئولان فرهنگی به پدیده «اینفلوئنسرهای نسل آلفاو Z » و میزان نفوذ آنها بر دنبال کنندگان نوجوان و جوانشان جلب شد و لذا بسیاری از صاحب نظران در پیام رسانهای اجتماعی به تحلیل نقش یوتیوبرها در الگوسازی برای نسل جوان پرداخته و در پی بررسی علل گرایش این اقشار به چهرههای تولید کننده محتواهای نازل و سرگرم کننده برآمدند. راقم این سطور هم تلاش خواهد کرد پیش از پاسخگویی به هر سئوالی در این خصوص، ضمن بر شمردن ویژگیهای این دو نسل سرگردان و اینفلوئنسرهای مرجع نوظهور و نیز بررسی دلایل گرایش آنان به این چهرههای جوان ایده پرداز، در پی پاسخ به این سئوال اساسی باشد که چرا سلبریتیها و اینفلوئنسرها، مرجع بسیاری از نوجوانان و جوانان امروزی شده اند و چرا از میان اماکن و سالنهای اجتماعات و ...مگامالهای معروف و لاکچری را برای برگزاری رویدادهایشان بر میگزینند.
ویژگیهای نسل آلفا و z
نسل آلفا به افرادی اطلاق میشود که از سال 2010 به بعد متولد شدهاند. این نسل به عنوان نسل دیجیتال و تکنولوژیک هم شناخته میشوند، زیرا از کودکی با تکنولوژیهای پیشرفته مانند تبلت، گوشیهای هوشمند و اینترنت در ارتباط بوده و در واقع بر خلاف کاربران نسلهای پیشین که به فضای مجازی پرتاب شدند، بومی این زیست بوم بوده و بخش قابل توجهی ازهویت شان را در این فضا پیوسته برساخت میکنند. این نسل از سنین پایین با تکنولوژی آشنا شده و مهارتهای دیجیتال را به سرعت فرا میگیرند؛ تجربه یادگیری آنها بیشتر از طریق آموزشهای آنلاین و منابع دیجیتال است؛ در جوامع متنوعی پرورش یافته و به احتمال زیاد با فرهنگها و زبانهای مختلف از جمله فرهنگ ملل غربی و شرقی چون کره و ژاپن و ... آشنایی خوبی دارند. این نسل معمولا نسبت به مسائل اجتماعی و محیط زیستی حساسترند، یحتمل از اینرو که اطلاعات بیشتری درباره چالشهای جهانی در اختیار دارند؛ یقینا دسترسی به ابزارهای دیجیتال خلاقیت آنها را افزایش داده و آنها را به تولید و نوآوری تشویق میکند؛ و در نهایت اینکه ارتباطات آنها بیشتر از طریق فضای مجازی است تا تعاملات رو در رو. البته نسل آلفا هنوز در حال رشد است و ویژگیهای آن به مرور زمان و با تغییرات اجتماعی و تکنولوژیکی یحتمل تغییر خواهد کرد.
نسل Z (اغلب متولدین حدود 1997 تا 2010) نخستین نسلی به شمار می¬روند که از کودکی با اینترنت، تلفن هوشمند و شبکههای اجتماعی رشد کرده اند. فناوری برای این نسل بخشی طبیعی از زندگی شان بوده و به سرعت با ابزارها و پلتفرمهای جدید سازگار میشوند؛ به جای اتکا به یک منبع، اطلاعات را از منابع متعدد جستوجو و مقایسه میکنند؛ و البته بیش از دیگران هم در معرض اخبار نادرست قرار میگیرند؛ معمولاً تمایل دارند تصمیمهای شخصی خود را مستقل از سنتها و فشارهای اجتماعی و ارزشها و هنجارهای خانوادگی بگیرند؛ همانطور که خود صاف و زلال اند از برندها، سازمانها و رهبران جامعه هم انتظار صداقت و شفافیت دارند و نسبت به تبلیغات اغراقآمیز حساساند؛ بسیاری از افراد این نسل به موضوعاتی مانند برابری، حقوق بشر، تنوع فرهنگی و توسعه پایدار علاقهمند اند؛ این نسل به دلیل عادت به محتوای کوتاه، یادگیری از طریق ویدئو، اینفوگرافیک و آموزشهای تعاملی را ترجیح میدهند؛ بسیاری از آنها به فریلنسری، کسبوکارهای اینترنتی و داشتن چند منبع درآمدی مستقل علاقه خاصی نشان میدهند؛ آنان نسبت به نسلهای پیشین، درباره اضطراب، افسردگی و سلامت روان بیشتر صحبت میکنند و از مراجعه به مشاور روانشناس اجتناب نمی کنند؛ بخش مهمی از روابط اجتماعی آنها در فضای مجازی شکل میگیرد، هرچند همچنان به ارتباطات حضوری باکیفیت و با اشخاص خاص از جمله چهرههای محبوب مجازی نیز علاقمندند.
با این حال، پژوهشگران تأکید میکنند که همه افراد نسل Z یکسان نیستند. ویژگیهای آنان تحت تأثیر عواملی مانند فرهنگ، کشور، خانواده، سطح تحصیلات و شرایط اقتصادی نیز قرار میگیرد. بنابراین، این ویژگیها گرایشهای کلی هستند، نه خصوصیات قطعی همه اعضای این نسل.
ویژگیهای گروه مرجع مجازی
گروه مرجع مجازی از جمله اینفلوئنسرها با دنبالکنندههای بالا معمولاً ویژگیهای خاصی دارند که باعث جذب و حفظ اعضای بیشتری میشوند. از جمله اینکه این افراد معمولاً محتوای ارزشمند، آموزشی یا سرگرمکننده تولید کرده و منتشر میکنند که برای مخاطبان شان جذاب بوده و باعث افزایش تعامل و واکنش شان میشود؛ مدیران و اعضای ادمین این افراد، به طور منظم با مخاطبانشان تعامل داشته، نظرات و پرسش دنبال کنندگان شان را پاسخ میدهند و فضایی دوستانه و مشارکتی ایجاد میکنند؛ اینفلوئنسرهای مرجع و موفق معمولاً حول یک موضوع خاص یا علاقهمندی مشخص فعالیت میکنند و به دنبال کنندگان شان این امکان را میدهند تا ارتباطات عمیقتری با آنان برقرار کنند. این کنشگران مجازی معمولا از استراتژیهای بازاریابی دیجیتال مانند تبلیغات، همکاری با تأثیرگذاران و استفاده از هشتگهای مناسب برای جذب دنبالکنندگان جدید استفاده کرده و تلاش میکنند؛ در مخاطبان شان ایجاد حس تعلق کرده و تشویق به مشارکت فعال در بحثها و فعالیتها کنند. آنان تلاش میکنند انواع مختلفی از محتوا، از جمله متن، تصویر، ویدئو و پادکست، که میتواند به جذب مخاطبان مختلف کمک کند ارائه دهند؛ به پیگیری روندها و اخبار مرتبط با موضوع صفحات شان و بهروزرسانی مداوم محتوا و حفظ جذابیت تولیدات شان توجه ویژه دارند. این چهرههای بیش فعال مجازی با سازماندهی رویدادهای آنلاین یا مسابقات و با فراخوان هایی در مکانهای خاص از جمله مگامالها در پی افزایش تعاملات با مخاطبان شان و تشویق به ادامه دنباله روی آنان بوده و از طروق مختلف از جمله تبلیغ کالاهای برند کسب درآمد میکنند؛ و در نهایت فضایی را برای مخاطبان شان فراهم میکنند تا بتوانند سوالات شان را طرح کرده و به ابراز احساسات آنان واکنشی مناسب نشان داده و با دنبال کنندگان شیفته شان تصویر ماندگاری ثبت و ضبط کنند. این راهبردها و تکنیکها میتواند به جذب و حفظ دنبالکنندگان اینفلوئنسرها کمک کرده و آنان را بیش از گذشته شیفته و مسحور رفتار و گفتارشان کند.
چرا اینفلوئنسرها مگامالها را برای برگزاری رویدادهایشان انتخاب میکنند؟
اینفلوئنسرها و سلبریتیها به دلایل متعددی مگامالها و سازههای مدرن را برای برگزاری رویدادهایشان انتخاب میکنند از جمله اینکه:
- مگامالها به دلیل موقعیت جغرافیایی مناسب شان، ظرفیت پذیرش و دسترسی آسان، میتوانند جمعیت زیادی را جذب کنند و به این ترتیب، فرصتی عالی برای افزایش دیده شدن اینفلوئنسرها و تعامل با مخاطبان شان را فراهم میآورند.
- سازههای مدرن مگامال هایی چون ایران مال، کوروش، پالادیوم و ... با طراحیهای خلاقانه شان میتوانند تجربهای بصری و جذاب برای شرکتکنندگان نوجوان و جوان تحول خواه و زیباپسند ایجاد کنند. این نوع فضاها به مراسم و برنامههای سرگرم کننده جذابیت بیشتری بخشیده و میتوانند به برندینگ رویدادها کمک کنند.
- مگامالها معمولاً امکانات و تجهیزات پیشرفتهای برای برگزاری رویدادها دارند، از جمله سیستمهای صوتی و تصویری، نورپردازی حرفهای و فضاهای چندمنظوره که میتوانند نیازهای مختلف رویدادها را برآورده کنند.
- برگزاری رویداد در مگامالهای بزرگ و معروفی چون ایران مال میتواند فرصتهایی برای همکاری با برندهای مختلف فراهم کرده و اینفلوئنسرها هم میتوانند به بهانه رویدادهایی با برندهای مهم همکاری کرده و از فضای این بازارهای مدرن برای نمایش محصولات یا خدمات آنها استفاده کنند.
- انتخاب مکانهای مدرن و معاصری چون ایران مال ممکن است در راستای نشر فرهنگ پستمدرن، نوآوری، تجمل و تجربههای جدید صورت گرفته باشد. یحتمل اینفلوئنسرها و سلبریتیها با انتخاب این مکانها پیامهایی از قبیل تعلق خاطر به مدرنیته و پیشرفت و علاقمندی شان به سبک زندگی غربی را منتقل میکنند.
- مگامالهایی چون ایران مال به دلیل شهرت و اهمیتشان معمولاً توجه رسانهها را بیشتر جلب میکنند. این مهم میتواند به افزایش پوشش خبری و تبلیغاتی رویدادهای فرهنگی کمک کند.
- برگزاری رویدادهای فرهنگی و هنری و ورزشی در چنین مکانهایی میتواند فرصتی برای شبکهسازی و برقراری ارتباطات جدید بین افراد مختلف باشد، که این امر برای سلبریتیها و اینفلوئنسرها بسیار حائز اهمیت است.
به طور کلی، انتخاب مگامالهایی چون ایران مال و سازههای مدرن و لاکچری به اینفلوئنسرها و سلبریتیها کمک میکند تا تجربهای منحصر به فرد و جذابی برای مخاطبان خود ایجاد کنند و همچنین اهداف تجاری و شخصی خود را تحقق بخشند.
شیفتگی و دنباله روی از اینفلوئنسرها نشانه ی بحران هویت است یا داشتن هویتی سیال؟
بی شک تمایل و دنبال کردن سلبریتیها و اینفلوئنسرها به جای چهرههای ادبی و علمی میتواند نشانههایی از بحران هویت نوجوانان و جوانان نسل Z و آلفا باشد، اما این پدیده به عوامل متعددی بستگی دارد که در ادامه به مهم ترین آنها اشاره میشود:
- رسانههای اجتماعی به سرعت در حال تغییرِ نحوه ارتباط و تعامل جوانان با دنیا هستند. این پلتفرمها معمولاً برای اینفلوئنسرها فضایی را فراهم میکنند که در آن میتوانند خود را به راحتی معرفی کرده و با مخاطبان ارتباط صمیمی برقرار کنند. این امر ممکن است باعث شود که جوانان بیشتر به سمت این چهرهها جذب شوند.
- اینفلوئنسرها معمولاً به عنوان مدلهای نقشهای اجتماعی برای جوانان عمل میکنند. آنها به دلیل سبک زندگی، موفقیت و جذابیت ظاهری و رفتارهای عجیب و غریب و گاه هنجارشکنانه خود میتوانند تأثیر زیادی بر نگرشها و رفتارهای جوانان مان داشته باشند. این در حالی است که چهرههای ادبی و علمی ممکن است کمتر در دسترس و قابل شناسایی باشند.
- در دنیای امروز، فرهنگ مصرفگرایی و تجملگرایی به شدت رواج یافته است. اینفلوئنسرها معمولاً نماینده و مبلغ و مروج این فرهنگ بوده و نوجوانان و جوانان ممکن است بسرعت تحت تأثیر این پیامها قرار گیرند.
- در برخی موارد، دسترسی به مشاهیر و مفاخر ادبی و علمی ممکن است محدود و دشوار باشد. اگر جوانان به راحتی نتوانند با چهرههای علمی و ادبی ارتباط برقرار کنند، احتمالاً به سمت اینفلوئنسرهای مبتذل سوق پیدا خواهند کرد.
- در دوران نوجوانی و جوانی، افراد به دنبال هویت یابی و یا برساخت هویت خود هستند. تمایل به دنبال کردن اینفلوئنسرها ممکن است نشاندهنده نیاز به جستجوی هویت و تأثیرپذیری فرهنگی از دیگران باشد. این امر میتواند در برخی موارد به بحران هویت دنبال کنندگان هم منجر شود.
- بسیاری از جوانان ممکن است اطلاعات کافی درباره چهرههای ادبی و علمی و مفاخر تاثیرگذار نداشته باشند یا نتوانند ارتباطی عمیق با آثار آنها برقرار کنند. این مهم میتواند باعث شود که آنها بیشتر به سمت اینفلوئنسرهایی جذب شوند که همواره در دسترس بوده و با زبان غیر رسمی و صمیمانه با آنان ارتباط برقرار میکنند.
به طور کلی، تمایل به دنبال کردن سلبریتیها و اینفلوئنسرها و استقبال از فراخوانهای آنان میتواند نشاندهنده تغییرات فرهنگی و اجتماعی عمیقی در جامعه و شیفتی نگران کننده از گروههای مرجع غیر مجازی اعم از چهرههای مذهبی و هنری و ادبی باشد، اما نمیتوان آن را به تنهایی نشانهای از بحران هویت نوجوانان و جوانان دانست. این پدیده نیازمند پرسشگری از دنبال گنندگان آنان، بررسیهای عمیقتر میدانی، و تحلیلهای چندجانبه از سوی جامعه شناسان و بویژه کارشناسان مطالعات فرهنگی و روانشناسان اجتماعی است. همانطور که در پی فوت مرتضی پاشایی خاطرنشان شد، تجمع گسترده هواداران این خواننده اولین شگفتانه نبوده و در پی تجمعی که به دعوت نیما تکیدو در ایران مال شگفتی ساز شد باید هر از گاهی نظاره گر رویدادهایی عجیب و متفاوتی در جامعه در حال تحول و پوست اندازیمان بود.
