اهمیت کلاندادهها در پیشبینی و مدیریت بحرانهای شهری | محمد اسکندری نسب - موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی isr
اهمیت کلاندادهها در پیشبینی و مدیریت بحرانهای شهری | محمد اسکندری نسب
16 09 2025 20:57
News Code : 132063212
View Count : 350
محمد اسکندری نسب | دانشجوی دکتری جامعهشناسی توسعه اجتماعی دانشگاه تهران
پیشرفتهای اخیر در حوزههای فناورانه، امکانات گستردهای برای زندگی امروز بشر و سازوکارهای مدیریتی فراهم آورده است. این پیشرفتها موجب شده که دادههای بزرگ یا کلاندادهها زیادی تولید شوند که برای ما مثل یک نقشه زنده از جهان امروز و بهطور خاص در بحث ما شهر هستند. از حسگرهای کیفیت هوا گرفته تا دوربینهای ترافیکی، بارانسنجها، دادههای تلفن همراه و حتی محتوایی که مردم در شبکههای اجتماعی منتشر میکنند. وقتی این منابع را کنار هم قرار دهیم و با الگوریتمهای پیشبینی و یادگیری ماشین تحلیل کنیم، میتوانیم قبل از وقوع بحران، الگوهای خطر را شناسایی کنیم. مثلاً در تهران میتوان براساس دادهای سنجش آلودگی که در مناطق مختلف شهر جمعآوری میشود سامانهای را طراحی کرد که بهوسیله هوش مصنوعی و یا الگوریتمهای یادگیری ماشین، میتوان اوجگیری آلودگی هوای مناطق مختلف را مثلاً ۴۸ ساعت زودتر پیشبینی کنند؛ یا میتوانیم نقاط آبگرفتگی معابر را بر اساس ترکیب بارش، توپوگرافی و ترافیک پیشبینی کنیم.
در ادبیات نظری، اصولاً ما با طیف متنوعی از بحرانها (Crisis) مواجه هستیم؛ از بحرانهای جمعیتی ناشی از افزایش مهاجران و پناهجویان تا اپیدمیهایی همچون شیوع کرونا یا تب دنگی. همچنین بلایای طبیعی و حوادث انسانی نظیر اقدامات وندالیستی یا خسارات جانی و مالی ناشی از ازدحام جمعیت در جاهایی مانند ورزشگاهها یا مراسمات مذهبی- آیینی، نمونههای دیگری از این وضعیتها هستند. در کنار آنها، میتوان به حملات تروریستی همچون حمله داعش به مجلس شورای اسلامی، جنگها داخلی، حمله نظامی به کشور و اعتراضات و خشونتهای عمومی اشاره کرد. از سویی، طیفی از بحرانهای دیگر نیز وجود دارد که شامل بینظمیهای اجتماعی، حوادث صنعتی و فروپاشی زیرساختها میشود.
اهمیت و نقش کلاندادهها در مدیریت شرایط اضطراری و بحرانی
در نظر داشته باشیم که این اقسام بحرانها که ذکر شد، همگی نیازمند مدیریت مدون در مراحل مختلف هستند که با رویکرد دادهمحور میتوان در هر مرحله بهخوبی بحران را مدیریت کرد. چهبسا کلاندادهها با توجه به چهار ویژگی معروف به «چهارV» معرف اهمیت آنها در فرایندهای تحلیلی-مدیریتی هستند که شامل:
- نخست، حجم (Volume): انبوه بسیار بالای دادهها که با ابزارهای سنتی پایگاه داده قابلپردازش نیستند؛
- تنوع (Variety): تولید دادهها در قالبهای مختلف: ساختاریافته، نیمهساختاریافته و بدون ساختار که میتوانند منابع غنی تحلیلی به دست دهند؛
- سرعت (Velocity): تولید دادهها بهصورت لحظهای (real-time) در مقیاس میلیثانیه تا چند ثانیه که با تحلیل در لحظه آنها میتوان راهبردهای سریعی در شرایط اضطراری اتخاذ کرد؛
- درستی یا صحت (Veracity) که غالباً یک چالش مرسوم در کلاندادههاست که به ابهام در میزان واقعی و معتبر بودن دادهها اشاره دارد و با اتخاذ راهبردهای تحلیلی مناسب میتوان بر این چالش فائق آمد.
- مسائل علمی مربوط به کلاندادهها و روشهای مرسوم تحلیل آنها را در مقالهای با عنوان «تأملی بر روششناسی علوم اجتماعی محاسباتی» را بررسی کردهام که بهزودی در مجله «مطالعات جامعهشناختی» منتشر خواهد شد.
حال اگر این چهار ویژگی اصلی کلانداده را در نظر قرار دهیم؛ درواقع سه مرحله اصلی وجود دارد که در هر مرحله میتوان با کاربست کلاندادهها، مدیریت بحران را متحول کرد:
- در مرحله پیشا بحران، مدیریت میتواند از فرایندهای گوشسپاری اجتماعی (Social Listening) مبتنی بر شبکههای اجتماعی و یا گزارشهای جمعسپارانه (Crowd Sourcing) دریافتشده از سوی کنشگران شهری، یا دادههای حاصل از حسگرهای محیطی و اینترنت اشیاء جایگذاریشده در نقاط مختلف شهر بهره برده و با پیشبینی زودهنگام حوادث و بلایا، از خسارات احتمالی جلوگیری کنند. اقدام سریع و مقتضی مدیریت شهری در این مرحله، نشانگر هوشمندی و مسئولیتپذیری سیستم مدیریتی است که توانسته پیش از وقوع بحران برای مدیریت آن برنامهریزی و اقدام کند.
- مدیریت در مرحله حین بحران، نیز نیازمند اشراف لحظهای بر ابعاد موضوع و واکنش سریع مدیران است. پرواضح است که واکنش سریع با ارجاع به دادههای و سازوکارهای کلاسیک مانند مشاهده و پرسوجوی میدانی امکانپذیری نیست و اینجاست که کاربست کلاندادهها تولیدی بهصورت لحظهای اهمیت مییابد؛ مدیران بحران میتوانند بهصورت برخط، شرایط محیطی را با حسگرهای موجود برآورد کنند و نتیجه اقدامات خود را با معیارهای کمیتری سنجش کنند و با رجوع به نظرات افکار عمومی در فضای مجازی، روند تغییرات نظرات و ابعاد ماجرا در افکار عمومی را بسنجند.
- در مرحله پسا بحران نیز سازوکارهای مدیریتی میبایست بهگونهای باشند که ضمن اطمینان بخشی به افکار عمومی در مورد موفقیت در کنترل بحران و یا اذعان به ضعفهای خود، تجارب بهدستآمده را با دادههایی متقن و دقیق، مستندسازی کنند؛ از سویی در این مرحله غالباً مدیریت بحران، تمایل دارد که نتیجه دستاوردهای خود را اطلاعرسانی کند و در راستای تنویر افکار عمومی قدم بردارد تا بتواند سرمایه نهادی و اعتماد اجتماعی خود را تقویت کنند؛ ازاینرو تبلیغات و اطلاعرسانی انبوه در دستور کار قرار میگیرد. متعاقباً سنجش افکار عمومی و برآورد اثرگذاری اقدامات انجامشده با هزینه کم و سرعت بالا، تنها با تمرکز بر کلانداده شبکههای اجتماعی امکانپذیر است. از سویی کنشگران شهری غالباً تمایل دارند که نظرات خود را در فضای رسانهای و افکار عمومی مطرح کنند که با تمرکز بر کلاندادهها میتوان صدای آنها را بهخوبی شنید و پاسخ داد.
درواقع دادههای لحظهای همان چیزی است که فاصله پیشبینی تا عمل را پر میکند. وقتی حادثهای رخ میدهد، دقیقهها حیاتیاند. دادههای لحظهای از حسگرها، اپلیکیشنهای مسیریابی و حتی شبکههای اجتماعی به ما اجازه میدهند سریعترین تصمیم را بگیریم. مثلاً اگر به یک منطقه حمله نظامی شود، دادههای لحظهای میتواند مسیرهای باز و بسته را مشخص کند و نیروهای امدادی میتوانند دقیقاً بدانند از کدام مسیر حرکت کنند. حتی تحلیل محتوای شبکههای اجتماعی فارسی میتواند اولین سیگنالهای بحران را چند دقیقه زودتر از کانالهای رسمی آشکار کند. در تهران زیرساختهای زیادی داریم، از دوربینها تا ایستگاههای سنجش هوا، اما چالش اصلی اتصال این دادهها و استفاده یکپارچه از آنهاست؛ البته با نظرداشت حفظ حریم شخصی شهروندان و اطمینانبخشی به مردم که در این فرایندها به هویت و حریم شخصی آنها تجاوز نخواهد شد.
هم در جهان و هم در ایران نمونههای خوبی وجود دارد. به عنوان نمونه در زلزله هائیتی، دادههای تلفن همراه به تیمهای امدادی کمک کرد تا جابهجایی جمعیت را به صورت لحظه ردیابی کنند. در تهران هم یک نمونه جالب داریم: سامانه GIS ترافیک در منطقه ۶. با ثبت لحظهای تصادفات و تحلیل دادهها، نقاط پرخطر شناسایی شد و همین باعث شد برنامههای کاهش تلفات دقیقتر طراحی شوند. اینها نشان میدهد که داده، اگر درست جمعآوری و یکپارچه شود، واقعاً جان انسانها را نجات میدهد. بهعلاوه گروههای علمی زیادی در دنیا وجود دارند که با معرفی و پژوهش در این زمینه به ما کمک میکنند تا راهکارهای جدید را شناسایی و بهدرستی به کار بریم. بهعنوانمثال اخیراً یک مقاله مروری از یافتههای شبکه پایداری محاسباتی (CompSustNet) با عنوان «پایداری محاسباتی: محاسبات برای جهانی بهتر و آیندهای پایدار» را ترجمه کردهام که در آن آخرین یافتهای این شبکه تحقیقاتی در زمینه کاربست کلانداده در مواجهه با بحرانهای زیستمحیطی و توسعه پایدار مرور شده است. این مقاله در شماره اخیر نشریه (شماره 36) «آب و توسعه پایدار» منتشر شده است.
بزرگترین چالش در استفاده از کلاندادهها برای مدیریت بحران در شهرهای ایران
مهمترین چالش، پراکندگی و جزیرهای بودن دادههاست. هر سازمانی داده خودش را دارد: شهرداری، پلیس، اورژانس، محیطزیست. از سویی استاندارد مشترک و پروتکل تبادل داده وجود ندارد. از طرف دیگر، کیفیت دادهها هم مشکل دارد؛ گاهی ناقص ثبت میشود یا فرمتهای ناسازگاری دارد. مسئله اعتماد و حریم خصوصی هم بسیار مهم است. اگر شهروندان مطمئن باشند امنیت دادههایشان تضمینشده و حریم خصوصی آنها نقض نمیشود، حاضر به مشارکت میشوند. درواقع این خود یکی زمینه افزایش مشارکتهای مردمی و است که با ارسال گزارشهای خود از طریق سامانهها و اپلیکیشنها به مدیریت شهری کمک کنند و از این طریق مدریت مشارکتی محقق میشود. نهایتاً، مسئله کمبود تیمهای بینرشتهای؛ متخصص داده، مدیر بحران و جامعهشناس باید بتوانند با زبانی مشترک کنار هم کار کنند تا بتوان از فناوریهای جدید استفاده شود؛ در این راستا تلاشهای خوب در کشور در حال انجام است ولی تربیت و حمایت از نیروهای متخصص مجهز به دانش بینرشتهای، راهکار اساسی است.
توصیههایی برای مدیران شهری
در این باره میبایست به سه موضوع راهبردی توجه داشته باشند:
اول، یک «پایگاه کلانداده شهری» بسازید؛ یعنی سامانهای که دادههای حیاتی مثل تماسهای اورژانس، ترافیک، هواشناسی و گزارشهای مردمی را در لحظه به هم وصل کند.
دوم، روی مشارکت اجتماعی سرمایهگذاری کنید. ابزارهای ثبت و دریافت نظرات کنشگران شهری و نظرات مردمی در شبکههای اجتماعی به شما کمک میکند تا بفهمید مردم در محلات و نقاط مختلف چه بحرانی را تجربه میکنند و چه خواستهای دارند.
سوم، شفاف باشید. وقتی شهروندی گزارشی میدهد یا دادهای به اشتراک میگذارد، باید بازخورد بگیرد که حرف و نظرش شنیده شده و متوجه شود که نتیجه این کنشگری اجتماعی چه بوده است. این شفافیت در فرایندها، کلید اصلی تقویت اعتماد به نهادها و موجب تداوم مشارکتهای اجتماعی شهروندان میشود.
* این مقاله برگرفته از مصاحبه نگارنده با فهیمه سنجری بوده که در وبسایت خبرگزاری آنا (25 شهریور 1404) منتشر شده است.
