بازی حاشیه‌نشینان و تهی‌دستان شهری با سیاست‌های اسکان و اشتغال | دکتر اسدالله نقدی

18 12 2025 02:27

کد خبر : 171254930

تعداد بازدید : 340

دکتر اسدالله نقدی | استاد جامعه‌شناسی شهری و توسعه دانشگاه بوعلی سینا؛ مشاور بخش مطالعات شهری موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی

بررسی تحولات شهرنشینی ایران در یک‌صد سال گذشته نشان می‌دهد که مهاجرت‌های گسترده روستا ـ شهری، به دلیل کلان‌الگوی توسعه کشور که دارای خصایصی مانند تمرکزگرایی شدید، توسعه نامتوازن و فقدان برنامه‌ریزی منطقه‌ای و آمایش سرزمین، همچنین شهرگرا بودن برنامه‌های توسعه و عدم آمادگی مدیران شهری برای میزبانی، پذیرش، ادغام و ارتقای کیفیت زندگی مهاجران و تازه‌واردان در شهر است، سبب ظهور و گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی در بسیاری از شهرها، به‌ویژه پایتخت و شهرهای صنعتی و مراکز استان‌ها شده است.

به دلیل اقلیم ایران و شرایط آب‌وهوایی کشاورزی ایران، جامعه روستایی امکان نگهداشت جمعیت بیش از آنچه امروز دارد را ندارد و به ناچار راهی مناطق شهری برای دستیابی به فرصت‌های زندگی بهتر برای خود و به‌ویژه برای فرزندانشان شده و می‌شوند.

این تازه‌واردان، دسترسی به مواهب زندگی شهری را به دلیل نداشتن مهارت، مدارج علمی و عدم سرمایه اجتماعی و انسانی لازم جهت زندگی در شهر ندارند و ناچارند بر اساس تئوری بازی‌ها، با استفاده از روش‌ها و ابزارهای در اختیار و ممکن، با سیاست‌های رسمی شهری در حوزه اشتغال و اسکان بازی کنند و بقای خود را ممکن و مستمر سازند.

این فرودستان شهری برای بقا، زندگی و کار ناچارند با واقعیت‌های عریان شهر، مبتنی بر منطق سود، محاسبه و منافع، مواجهه‌ای عقلایی داشته باشند تا نتیجه آن امکان بقا و استمرار حیات اقتصادی و اجتماعی آنان در محیطی تازه و غریبه، یعنی «شهر»، باشد.
مهاجرت، اسکان غیررسمی و فقر شهری متغیرهای هم‌زیست و هم‌افزا هستند. وقتی اقتصاد رسمی ظرفیت جذب ندارد یا این افراد مهارت‌ها، شاخص‌ها و صلاحیت‌های مورد انتظار آن اقتصاد را دارا نیستند، به ابزارها و روش‌های دیگر بقا و بازی دست می‌زنند.

بازی عام مهاجران و فقرای شهری برای کسب درآمد و گذران زندگی، در شکل کلاسیک، «دستفروشی» است؛ از گاری‌های چهارچرخ قدیمی تا بساط روی جعبه میوه، پیت نفت و بساطی در معابر شهری.

همچنین اشتغال در بخش غیررسمی در هر جای شهر، از کارگری تا نان‌خشکی، شاگرد مکانیکی، ضایعاتی، نگهبانی و اخیراً زباله‌گردی، از دیگر اشکال این بازی است.
در سال‌های اخیر، آنان با تغییر تاکتیک، شیوه‌ای منعطف و متناسب با اقدامات شهرداری‌ها برای گریختن از چنبره نیروهای سد معبر قدیم و انضباط شهری جدید اتخاذ کرده‌اند.

متناسب با تغییرات اجتماعی و شرایط زمانی، آنان از رویکرد اشغال فضاهای شهری استفاده می‌کنند که به‌راحتی قابل برخورد و جمع‌آوری نباشد و من آن را «نهضت وانتی‌ها» نام نهادم؛ اشغال سیال و منعطف فضاهای شهر برای کسب‌وکار و درآمد، یکی از عام‌ترین اشکال نوین بازی با سیاست‌های شهری و استراتژی بقا است.
این استراتژی و ابزار در حال حاضر در مقیاس بسیار وسیع، در همه شهرهای کوچک و بزرگ، توسط مهاجران، حاشیه‌نشینان و تهی‌دستان شهری مورد استفاده قرار می‌گیرد.

از دیگر بازی‌هایی که ساکنان سکونتگاه‌های غیررسمی و مساکن خودساخته برای اسکان و ساخت خانه به کار می‌گیرند، خرید زمین در پشت دیوارهای قانونی و حریم طرح‌های جامع و تفصیلی شهرها برای ساخت مساکن خودساخته، خارج از نظارت نهادهای رسمی شهری و بدون نیاز به پروانه و پایان کار است.
تصرف اراضی ملی، موقوفه و بایر و مجهول‌المالک.
حتی در مواردی، تصرف عدوانی اطراف شهرها در گذشته یکی از روش‌های مهاجران برای اسکان بود که امروزه به دلیل پیشرفت فناوری‌های GIS و نقشه‌برداری هوایی، رفته‌رفته تقریباً ناممکن خواهد شد؛ امری که در گذشته روشی بسیار رایج و پرتکرار بود.

یکی از بازی‌های دیگر مهاجران برای تثبیت یک مکان و تبدیل آن به یک محله مسکونی، تأسیس مراکز مذهبی، حسینیه یا مسجد می‌باشد.
به دلیل احترام و قداست این مکان‌ها، هیچ سازمان و نهادی قادر به جلوگیری و بازدارندگی از تأسیس آن‌ها نمی‌باشد. خود این مراکز، به دلیل مقبولیت اجتماعی در بین ساکنان، به‌عنوان یک سپر دفاعی و مشروعیت‌بخش برای شکل‌گیری محله و نیز پیگیری و اخذ خدمات لازم عمل می‌کنند.

ساکنان این مناطق با هوشمندی و برای جبران محرومیت‌های اقتصادی و اجتماعی ناشی از مهاجرت، فقر و تازه‌وارد بودن در نهادها و سازمان‌های اداری، و به‌خصوص سازمان‌هایی که تازه تأسیس هستند، با ایجاد زنجیره ارتباطی و حتی در صورت نیاز، اهرم فشار، برای کسب قدرت و نفوذ اداری و اجتماعی و نیز ساخت مسکن و گرفتن انواع خدمات و تسهیلات استفاده می‌کنند.

مناطق فرودست و سکونتگاه‌های غیررسمی، انبوهی از محرومیت‌ها، مسائل و مصائب را با خود به همراه دارند؛ به همین دلیل، آن‌ها همواره فهرست بلندی از نیازها و مطالبات را همراه خود دارند و به نوعی درگیر یک سندروم «خواستن و خواستن و خواستن» هستند.
این عطش گرفتن حداقل امتیاز از سازمان‌ها و نهادها، آن‌ها را درگیر نوعی قمار بهبود می‌کند و انتخابات شوراهای شهر، مجلس و حتی سایر انتخابات، دوران طلایی برای نوعی مبادله و معامله در این مناطق و برای مردمان این نواحی است؛
رأی در برابر گرفتن خدمات آب، برق، آسفالت، اشتغال و حتی وارد شدن در محدوده قانونی.

شیوه‌های کلاسیک ساخت شبانه، غیرمجاز و غیرقانونی، به شکل دسته‌جمعی و با کمک بستگان و وابستگان، یکی از بازی‌های این گروه اجتماعی فرودست برای دستیابی به سرپناه، هم در ایران و هم در کشورهای همسایه مانند ترکیه، در گذشته بوده است؛
تا آنجا که در کشور ترکیه به این محلات «گجه‌کوندی» یعنی شبانه‌ساخته‌شده اطلاق می‌شود.

حتی در مواردی، در مطالعات میدانی محقق، در شهرهایی مانند ساوه، مواردی از اسکان نیابتی یا اسکان رایگان با هدف رسمیت‌بخشی مشاهده شده است.
دلالان، زمینداران یا گاه بنگاه‌های املاک می‌توانند از این ابزارها نیز برای شکل دادن به محلات، افزایش قیمت زمین و فروش زمین و مستغلات استفاده کنند.

از بازی‌های کلاسیک که امروزه کمتر مقدور و ممکن شده، ساخت بنا در اطراف دکل‌های فشار قوی برق یا نواحی پست شهری (کنار رودها و مسیل‌ها و …) و ساخت خانه در زمین‌ها و عرصه‌های ناهموار و کم‌کیفیت مانند زورآباد کرج است.

مهاجران، تازه‌واردان و ساکنان سکونتگاه‌های خودساخته، به دلیل عدم دسترسی به منابع و مواهب زندگی شهری، ناچارند از ابزارها و استراتژی‌های مختلفی برای ادامه حیات در شهر استفاده کنند ـ که تماماً مبتنی بر محاسبه و منفعت است.
یکی از بهترین ابزارها برای تحلیل این وضعیت، تئوری بازی‌ها (Game Theory) است که می‌توان با آن این مواجهه را عمیق‌تر و بهتر تحلیل کرد.

اگرچه همیشه آنان برنده نیستند، اما برآیند کلی این بازی‌ها، گرفتن امتیاز برای خود یا محله است.
تجربه زیسته آن‌ها و نسل‌های پیشین این مهاجران و اقشار فرودست شهری نیز به آن‌ها نشان داده است که این بازی‌ها در نهایت به نفع آن‌هاست.

برچسب