15 10 2025 13:11
کد خبر : 141550884
تعداد بازدید : 679
یادداشت تحلیلی دکتر حسین ایمانی جاجرمی، رییس موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران
سیاستهای دولتی در ایران، چه پیش از انقلاب اسلامی و چه پس از آن، تأثیرات عمیق و گستردهای بر تغییرات جمعیتی، اجتماعی و اقتصادی روستاهای ایران گذاشتهاند. این تأثیرات چه بودند؟ چگونه از طریق رویکردهای متمرکز و از بالا به پایین در برنامهریزی توسعه اعمال شدند؟ منافع چه گروه های اجتماعی را حفظ کردند؟ و چه گروه هایی از این برنامه های سود نبردند؟
اگر پاسخ این پرسش ها را برای درک ماهیت تحولات و دگرگونی جوامع روستایی در ایران مهم بدانیم بهترین منبع برای دریافت آن پاسخ کتابی است که آقای دکتر مصطفی ازکیا استاد پیشکسوت جامعه شناسی روستایی دانشگاه تهران به زبان انگلیسی منتشر کرده اند. هدف اصلی این کتاب، ارائه تصویری جامع و توصیف روند توسعه روستایی در تاریخ معاصر ایران طی یک دوره ۶۰ ساله است. نویسنده با تحلیل "آخرین آمار منتشره"، به ریشهیابی و تحلیل ماهیت توسعه روستایی، فراز و نشیبهای آن، و چالشهای بزرگی چون مهاجرت روستا-شهری و نابرابریهای حلنشده در جوامع در حال توسعه میپردازد. دکتر ازکیا در این اثر، فراتر از یک تحلیل صرف از گذشته، نقش حیاتی روستاییان، جایگاه اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی آنان را در توسعه ملی و منطقهای تصدیق میکند و بر این باور است که مشارکت واقعی مردم، سنگ بنای هر توسعه پایدار و عادلانه است. او دیدگاه های مبتنی بر مفهوم «خرده فرهنگ دهقانی» را که برخی آن را مانع توسعه میدانند، به چالش می کشیده و تأکید دارد که نمی توان با رویکردهای خرد به فهم و درک دقیق موانع مشارکت و توسعه رسید. این اثر، با ارائه جزئیات و بینشهای عمیق، نه تنها برای محققان و دانشجویان رشتههای مرتبط با توسعه روستایی، جامعهشناسی، اقتصاد و علوم سیاسی در ایران، بلکه برای هر کسی که به توسعه روستایی در سطح جهانی توجه دارد، یک منبع ضروری و روشنگر است.
در این کتاب می آموزیم که سیاست های دولت بیش از همه بر جمعیت روستاها تاثیر گذاشتند. یکی از بارزترین پیامدهای سیاستهای دولتی، افزایش مستمر مهاجرت از روستاها به شهرها بوده است. این پدیده عمدتاً ناشی از نبود فرصتهای شغلی کافی و کاهش منابع درآمدی در مناطق روستایی، و در مقابل، رونق ساختوساز و خدمات در مراکز شهری بوده است. این مهاجرتها به نوبه خود منجر به خالی شدن تعداد زیادی روستا از جمعیت و افزایش حاشیهنشینی و سکونت گاه های غیر رسمیی در شهرها بویژه شهرهای بزرگ شده است. نکته مهمی که کتاب طرح می کند تاثیر سیاست کنترل جمعیت و تنظیم خانواده برجمعیت روستاهای ایران است. سیاستهای دولتی در دهههای اخیر، بهویژه از اواخر دهه ۱۳۶۰، شامل مداخله در اندازه خانواده و سطح باروری از طریق برنامههای دولتی تنظیم خانواده بوده است. این امر منجر به کاهش قابل توجهی در سطح باروری کشور شد و جمعیت روستاها را کاهش داد.
کتاب به تأثیرات اجتماعی در روستاها توجه دارد. سیاست های دولتی سبب دگرگونی ساختار اجتماعی و قشربندی در روستاها شدند. سیاست اصلاحات ارضی دهه ۱۳۴۰ منجر به تضعیف قدرت مالکان سنتی و ظهور طبقات جدیدی از سرمایهداران ارضی و بهرهبرداران تجاری در مناطق روستایی کشور شد. همچنین، بورژوازی خردهپا در روستاها گسترش یافت که شامل مغازهداران، واسطهها، و دلالان محلی بود. با این حال اگرچه هدف اصلاحات ارضی دستیابی به نوعی عدالت در مالکیت زمین و بهره برداری از آن عنوان شده بود. این اصلاحات نتوانستند نابرابری اجتماعی موجود را از بین ببرند، بلکه در برخی موارد آن را تشدید کردند. پس از انقلاب در حالی که هدف اولیه گسترش عدالت اجتماعی و رفع نابرابری بود، اما به استناد مطالعات بررسی شده در این کتاب نویسنده نشان میدهد که شکاف درآمدی و نابرابری اجتماعی بین گروههای مختلف روستاییان گسترش یافته است. این امر به دلیل سود بردن طبقات ثروتمند و سرمایهداران از برنامههای توسعه و عدم برآورده شدن نیازهای دهقانان خردهپا و کارگران بیزمین بوده است. همچنین مداخلات دولت پس از انقلاب هم تداوم یافت و سبب افزایش حضور و بسط بوروکراسی دولتی شد. سیاستهای دولتی، بهویژه پس از اصلاحات ارضی، منجر به گسترش چشمگیر دستگاه اداری و بوروکراسی دولتی در مناطق روستایی شد. این امر خلا ناشی از نبود مالکان را پر کرد، اما همچنین منجر به کاهش روحیه خوداتکایی و مشارکت واقعی مردم شد. تأسیس نهادهای جدید پس از انقلاب، مانند جهاد سازندگی، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، مراکز خدمات کشاورزی، شوراهای اسلامی روستا و بسیج با وجودی که هدفشان بهبود شرایط زندگی روستاییان و توسعه کشاورزی عنوان شده بود و با این که نهادها در ابتدا در ارائه امکانات زیرساختی و خدمات عمومی دستاوردهای چشمگیری داشتند، اما نتوانستند به طور کامل به اهداف خود دست یابند و مشارکت واقعی مردم را جذب کنند. در نهایت کتاب پیامدهای اجتماعی مهم بسط دیوان سالاری دولتی در روستاها و ترویج ارزش های شهری را تغییر هویت و سبک زندگی روستاییان و به نوعی شهری شدن روستاها می داند. با این حال برخی دستاوردهای مثبت همچون توسعه آموزش و سواد در میان روستاییان بویژه پس از انقلاب هم وجود دارد. نویسنده بر این نظر است که سیاستهای تشویقی منجر به افزایش نرخ سواد در مناطق روستایی، بهویژه در میان زنان، پس از انقلاب شده است.
بخش مهم دیگری که مورد توجه این کتاب است، تأثیرات اقتصادی بر جوامع روستایی ایران است. از مهمترین این تاثیرات باید به تغییر نظام بهرهبرداری از زمین اشاره کرد. در پیش از انقلاب، اصلاحات ارضی منجر به توزیع نابرابر زمین شد که یک عامل آن بنا به نوشته کتاب مبنا قرار دادن حق نسق برای توزیع زمین بود. مبنایی که سبب شد میلیون ها کارگر کشاورزی که حق نسق نداشتند و در بنه ها کار نمی کردند، محروم از دریافت زمین باشند و با عنایت به ماشینی شدن کشاورزی و کاهش نیاز به نیروی کار، راه چاره ای جز مهاجرت به شهرها برای آن ها باقی نماند. شهرهایی که آمادگی و زیرساخت های لازم برای این جمعیت های تازه وارد را نداشت. همچنین، شرکتهای سهامی زراعی و کشت و صنعتها با هدف مدرنیزاسیون و افزایش بهرهوری در مقیاس بزرگ معرفی شدند. این مدلها اغلب به بیگانگی دهقانان از زمین و تبدیل شدن آنها به کارگران مزدبگیر منجر شد. پس از انقلاب اگرچه سیاستها در دو دهه اول به تشویق کشاورزی دهقانی گرایش داشتند، اما در دو دهه اخیر، سیاست کلی دولت به سمت اقتصاد لیبرال، تعدیل ساختاری و خصوصیسازی تغییر کرده و مجدداً به نفع کشاورزی در مقیاس بزرگ، کشت و صنعتها و شرکتهای سهامی زراعی عمل کرده است. در این بخش کتاب به حمایتها و یارانههای دولتی هم اشاره دارد. دولت برای توسعه کشاورزی، نهادهها و تجهیزات کشاورزی را تأمین کرده و یارانههایی برای تولیدکنندگان تخصیص داده است. با این حال، مشکلاتی نظیر نوسانات قیمتها و تورم و نابرابری در توزیع منابع (به نفع بخشهای صنعتی و شهری) اثربخشی این حمایتها را کاهش داده است. نکته مهمی که کتاب به آن توجه دارد وابستگی اقتصاد ایران به درآمدهای نفتی است. این وابستگی سبب شده که سیاستهای توسعه، بهویژه در مناطق روستایی، کمتر بر بنیان تولید متکی باشند و بیشتر جنبه مصرفی پیدا کنند. این امر همچنین محدودیتهایی در تخصیص بودجه کافی برای برنامههای توسعه روستایی ایجاد کرده است. در این بخش کتاب به مشکلات ساختاری در کشاورزی توجه می کند. مساله ای که بطور معمول در متون مشابه دیده نمی شود. برای مثال تکه تکه شدن زمین، بهویژه به دلیل ارث و رشد جمعیت، و کمبود سرمایهگذاری مناسب در زیرساختهای کشاورزی (مانند قنوات) همچنان از مشکلات عمدهای است که بهرهوری را در اقتصاد روستایی ایران کاهش میدهد. نوآوری و به روز بودن نویسنده کتاب را می توان در توجه او به تأثیر تغییرات اقلیمی دید. ایران به دلیل قرار گرفتن در کمربند بیابانی، با خشکسالی و کمبود آب مواجه است. سیاستهای دولتی در این زمینه بر مدیریت منابع آبی و ارتقای بهرهوری آب متمرکز بودهاند، اما به دلیل عدم پویایی و انعطافپذیری، نتوانستهاند به طور مؤثر با پیامدهای تغییر اقلیم بر تولیدات کشاورزی و معیشت روستاییان مقابله کنند.
یک نکته مهم در کتاب بررسی مشکل چندپارگی اراضی کشاورزی در ایران و پیامدهای آن بر هدررفت آب است. این مشکل بهویژه در مناطق روستایی، بهعنوان یک چالش اساسی و دیرینه با قدمت بیش از ۶۰ سال است. این پدیده، که در برخی نقاط ایران میتواند منجر به تقسیم یک قطعه زمین زراعی به بیش از ۱۵ تکه و حتی در مناطقی مانند بروجرد به ۸۰ قطعه برسد، پیامدهای زیانباری، بهویژه در زمینه مصرف و هدررفت آب، به دنبال دارد. کتاب به مشکلات ناشی از چندپارگی اراضی توجه می کند برای مثال گاه فاصله میانگین قطعات یک کشاورز به بیش از ۱ کیلومتر میرسد که آب باید این مسافت طولانی را در انهار و جویها طی کند تا به زمین برسد. این در حالی است که در فصول گرم تابستان، تابش آفتاب بر این آب جاری در جویها، منجر به تبخیر و هدررفت قابل توجهی میشود. باید توجه کرد که بنا به استدلال نویسنده ۶۵ درصد از مجموع آبی که به روستاهای ایران اختصاص مییابد، به این دلیل به هدر میرود. این در حالی است که در مجموع، بالای ۸۰ تا ۹۰ درصد آب استحصال شده در کشور، به بخش روستا اختصاص دارد و بخش عمدهای از آن به دلیل این مشکل از بین میرود. این مشکل نیازمند توجه کافی مسئولان است. آن ها بیشتر بیشتر بر مدیریت مصرف آب در جامعه شهری تمرکز دارند در حالی که بدین ترتیب بخش مهمی از مشکل در نحوه بهره برداری از آب در نظام پراکنده زمین زراعی در بخش روستایی است. نکته دیگر برجسته شده در کتاب مساله پیامد بر بهرهوری کشاورزی است. متوسط زمین کشاورزی در ایران ۵.۵ هکتار است که تازه نیمی از آن زیر کشت فعال است. چندپارگی مانع از بهرهوری بهینه از همین اراضی نیز میشود.
اهمیت کتاب دکتر ازکیا در این است که برای نخستین بار بر اهمیت چندپارگی اراضی و لزوم تجمیع قطعات دهقانی در واحد نسق را به عنوان یک راهکار مؤثر برای مقابله با هدررفت آب و افزایش بهرهوری کشاورزی توجه می کند.
در مجموع کتاب به این نتیجه می رسد که سیاستهای دولتی در ایران، با وجود اهداف اعلام شده برای توسعه و عدالت روستایی، به دلیل ماهیت متمرکز و از بالا به پایین خود، عدم مشارکت واقعی مردم، و توزیع نابرابر منافع، نتوانستهاند به طور کامل به حل مشکلات اساسی روستاها بپردازند. این سیاستها اغلب منجر به افزایش وابستگی روستاییان به دولت، تغییرات عمیق در ساختار اجتماعی و اقتصادی روستاها، و تداوم نابرابری شدهاند.
کتاب حاضر، «دولت و توسعه روستایی در ایران ۱۳۴۰-۱۴۰۰»، اثری کمنظیر از دکتر مصطفی ازکیا، استاد برجسته دانشگاه تهران و یکی از مجرب ترین و شناختهشدهترین جامعهشناسان روستایی ایران است که نتیجه بیش از نیم قرن (۶۰ سال) پژوهش و تجربه میدانی مستمر خود را در قالب این کتاب در اختیار خوانندگان گرامی قرار داده است. دکتر ازکیا، کار تحقیقاتی خود را در موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران از سال ۱۳۴۴ آغاز کرده و این اثر، حاصل تمام تجربههای میدانی و تحقیقات متعدد او در مورد مشکلات اجتماعی جوامع روستایی ایران است. همانطور که اریک هوگلند، جامعه شناس معروف و سردبیر بازنشسته مجله «میدل ایست کریتیک» اشاره میکند، این کتاب حاوی «سال های عمر کار تحقیقاتی درباره روستاهای ایران» است که تنها به ایران محدود نمیشود و اشارات آن فراتر از مرزهای ملی است.
آقای دکتر مصطفی ازکیا، استاد پیشکسوت جامعه شناسی توسعه در جامعه ایران است. ایشان از دهه 1340 شمسی پس از پایان تحصیلات در بخش تحقیقات روستایی «موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران» به پژوهش پرداخت و سپس به عضویت هیات علمی گروه جامعه شناسی درآمد. دکتر ازکیا از جمله اساتیدی بود که همزمان با کار تدریس، پژوهش ها و مطالعات روستایی را رها نکرد، به گونه ای که پس از انقلاب اسلامی سال ها سرپرست بخش تحقیقات روستایی بود و حدود سه سال نیز ریاست موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی را به عهده گرفت. از آن جایی که ایشان نقش بی بدیلی در تاسیس و گسترش حوزه مطالعات اجتماعی روستا و توسعه روستایی دارند، لازم دیده شد که در این یادداشت، به بخشی از مهمترین برهه های زندگی و فعالیت های علمی و دانشگاهی دکتر ازکیا اشاره شود.
آقای دکتر ازکیا متولد سال 1320 در تهران، رشد و پرورش یافته در خانواده ای با پیشینه ای دیوانی، از نخستین دانشجویانی بود که آگاهانه تحصیل در رشته علوم اجتماعی را در دانشگاه تهران برگزید، رشته ای که در آن زمان بسیار جوان و تا اندازه زیادی ناشناخته بود. او در سال 1346 تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی ارشد علوم اجتماعی که در آن زمان بالاترین مقطع به شمار می رفت، به اتمام رساند و از آن جایی که به سبب پشتکار و دقت در کارهای علمی مورد توجه مدیران وقت موسسه قرار گرفته بود، به عنوان پژوهشگر در این مرکز مهم به کار مشغول شد.
نخستین پژوهش علمی که به ازکیای جوان محول شد، انجام یک مونوگرافی در روستای حاجی آباد شهرستان بیرجند در سال های 1345-46 بود. دوره ای که می توان آن را عصر شکوفایی مطالعات روستایی در موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران لقب داد. به عبارت دیگر به همت جوانانی چون مصطفی ازکیا، مهدی طالب، منصور وثوقی، خسرو خسروی، علی اکبر نیک خلق و احمد اشرف که بعدها خود به کسوت استادی این حوزه درآمدند، انجام مطالعات جامعه شناختی در اجتماعات روستایی در ایران رونق بی سابقه ای گرفت. این اتفاق درست در زمانی داشت صورت می گرفت که روستاهای ایران پس از اصلاحات ارضی، شاهد بزرگترین تغییرات و دگرگونی ها در ابعاد مختلف زندگی خود بودند، تحولاتی که دامنه آن شهرها را نیز در دهه 1350 گرفتار کرد و مشکلی به نام «حاشیه نشینی» در آن ها و بویژه در تهران پدید آورد.
ازکیا آن چنان که خود در مصاحبه ای رادیویی بیان می کند، پس از یازده سال تحقیقات عمدتا میدانی در روستاهای مختلف ایران به همت همسرش برای ادامه تحصیل راه فرنگ را در سال 1356 در پیش گرفت و به دانشگاه آبردین از معتبرترین دانشگاه های بریتانیا رفت تا در ان جا در رشته جامعه شناسی توسعه زیر نظر اساتید نام آوری چون برایان ترنر، آیان کاوتر و رابرت مورد دوره دکتری خود را بگذراند. کاری که با توجه به شرایط آن روزگار در کشوری غریب آسان نبود و تلاش های زیادی را از سوی این زن و مرد جوان ایرانی با دو فرزند خردسال در شمال جزیره انگلیس می طلبید. حاصل این تحصیلات البته پربار است و به انتشار دو کتابی در حوزه جامعه شناسی توسعه پس از بازگشت دکتر ازکیا به ایران می انجامد که اکنون هریک بیش از ده بار تجدید چاپ شده اند. نکته مهمی هم در داستان بازگشت دکتر ازکیا به ایران هست که شاید به کار جوانان ایرانی بیاید و آن اولویت کار در وطن پس از اتمام تحصیلات در کشوری خارجی نسبت به هر جای دیگر حتی یک کشور توسعه یافته است. دکتر ازکیا با آن که پیشنهاد استخدام جذابی در موسسه مطالعات خاورمیانه در دانشگاه برکلی آمریکا داشت با این وجود به سبب علاقه و پیشینه کاری در روستاهای ایران، ترجیح می دهد به کشور بازگردد و تحقیق و آموزش را در حوزه جامعه شناسی روستایی و مطالعات توسعه در کنار پرورش دانشجویان مستعد در خاک وطن ادامه دهد.
بازگشت دکتر ازکیا مصادف است با دورانی پس از انقلاب اسلامی که روستاها مورد توجه دولتمردان انقلابی است و از همین رو تخصص و تجربه ایشان به کار می آید. دکتر ازکیا خود می گوید: «در سال های اولیه ورود به ایران در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران برنامه های متعددی در زمینه مسائل توسعه و توسعه روستایی تهیه کردم و برای مدیران و روسای صدای جمهوری اسلامی کارگاه هایی برگزار کردم که در آنها مسائل روستایی و توسعه روستایی مورد بحث قرار می گرفت... سال های ۶۱ و ۶۲ و ۶۳ که تعداد زیادی میزگرد داشتیم، اصحاب دانشگاه را گرد می آوردم و با آنها در مورد مسائل جدید توسعه صحبت می کردیم. جامعه ما در آن اوایل یک جامعه انقلابی بود و از آن زمان می خواست راه خودش را پیدا کند و بالاخره ما یک وظیفه ای داشتیم که بگوییم تجارب دنیا چطوری است و ما چطور می توانیم حرکت کنیم. لذا به نظر من دهه ۶۰، دهه بسیار خوبی حداقل برای توسعه روستایی در ایران بوده است ولی از دهه های بعد، با تغییر سیاست ها و خط مشی ها و رویکردهای صنعتی شدن، در واقع روستا را فراموش کردیم».
این اثر که به زودی به زبان فارسی هم منتشر خواهد شد می تواند دریچهای نو به درک چالشها و فرصتهای پیش روی جامعه روستایی ایران بگشاید و الهامبخش رویکردهای مؤثرتر و عادلانهتر برای توسعه در آینده باشد.