زنان و جنگ؛ نگاهی جامعهشناختی به مشارکت زنان در دفاع مقدس | دکتر پروین علیپور - موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی isr
زنان و جنگ؛ نگاهی جامعهشناختی به مشارکت زنان در دفاع مقدس | دکتر پروین علیپور
04 10 2025 14:29
کد خبر : 139399963
تعداد بازدید : 298
دکتر پروین علیپور – عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی
با انقلاب ۵۷ وضعیت زنان نیز بهمانند دیگر سوژگان اجتماعی و سیاسی، تحت تأثیر گفتمان نوپدید سنتیِ تعدیلشده دچار تحول و دگرگونی شد. گفتمان نوپدید باب گفتاری جدید در مورد زنان را گشود و مفهوم «زن مسلمان» را برساخت و آن را در جایگاه دالّ متعالی نظام معنایی هویت زنان نشاند. این دال معنادهنده به همۀ نشانگان جایگاه زنان در گفتمان سنتیِ تعدیلشده تبدیل شد. این گفتمان برخی از دالهای گفتمان سنت را حفظ کرد (بهعنوان مثال در حوزه حقوق زنان) و برخی دالهای آن را به دلیل واپسگرایی طرد نمود (آموزههای گفتمان سنتی نسبت به برتری ذاتی مرد بر زن را به چالش کشید). همچنین این گفتمان برخی دالهای گفتمان تجدد (بهعنوان مثال حضور زنان در اجتماع) را در مفصلبندی گفتمانی خود سامان داد؛ البته با تفسیر خاص خود از این دالها.
این زن جدید در مقایسه با زن سنتی از حقوق و اختیارات نسبتاً بیشتری برخوردار بود، اما در عین حال بر تمام مسئولیت اجتماعی وی در شرایط اجتماعی، بر وجه انقلابی و مسئولیت انقلابی او تأکید شد. زن مسلمان زنی بود جدا از قید و بندهای دو گفتمان سنتی و تجدد و در عین حال توسط برخی عناصر هر دو گفتمان احاطه شده بود. بر اساس گفتمان انقلاب اسلامی، «زن مسلمان» میبایست بهمنظور ایفای نقشهای مادری و همسری خود در چارچوب خانواده، توأم با مشارکت فعال در حیات سیاسی و اجتماعی، بر محدودیتهای گفتمان سنتی و گفتمان پیشین یعنی تجدد فائق آید. با شروع جنگ، وظیفه و نقش زن در چارچوب شرایط جنگی معنی پیدا کرد. نقش او در زمینههای اجتماعی دستخوش تغییرات فراوان شد و عرصه برای حضور پررنگ او در اجتماع برای حفظ انقلاب اسلامی و مشارکت در جنگ فراهم گردید.
درباره نقش زنان در دفاع مقدس بسیار گفته شده است، اما زاویه دید این جستار صرفاً جامعهشناختی است و از اینرو به مختصات اجتماعی مشارکت زنان در دفاع مقدس میپردازد؛ وگرنه زنان نقشهای دیگری منجمله کمک به اقتصاد جنگی داشتند. جنگ در کشور عرضه نیروی کار مردان را کاهش داد و این کاهش با تقاضا برای عرضه نیروی کار توسط زنان پاسخ داده شد. زنان در بسیاری از مشاغل و صنایع مانند کشاورزی، صنعت و خدمات حضور یافتند و با یاری به اقتصاد جنگی به حفظ و تداوم اقتصادی جامعه کمک کردند.
خصیصه اجتماعی مشارکت زنان در دفاع مقدس را میتوان در شش مقوله طبقهبندی کرد:
۱) ایجاد وفاق اجتماعی در زمینه مقاومت ملی: جامعهشناسان وفاق اجتماعی را اینگونه تعریف میکنند: وفاق اجتماعی عبارت است از توافق جمعی بر سر مجموعهای از اصول و قواعد اجتماعی که در یک میدان تعامل اجتماعی موجب ایجاد انرژی عاطفی میشود. به سخن دیگر، وفاق اجتماعی توافق عمومی بر موضعی خاص یا مجموعهای از ارزشها و هنجارهای اجتماعی است که عموماً به تحرکات گروهی میانجامد. فعالیت زنان در معرفی ملی و میهنی جنگ و ضرورت مقاومت همگانی در برابر دشمن متجاوز، کوشش در توجیه ملی، میهنی و دینی ایثار و شهادت و ترویج هنجارها و ارزشهایی چون دفاع از وطن، زمینه را برای اجماع افراد جامعه حول این ارزشها فراهم ساخت و بدینترتیب موجب آزاد شدن انرژی عاطفی مردان و تشویق آنان برای حضور داوطلبانه در جبهههای جنگ شد.
۲) سازمانیابی خودانگیخته: زنان مسلمان در چارچوب قواعد تسهیلکننده همکاری همچون تعاون، به نوعی سازمانیابی خودانگیخته و خودجوش در جهت کمک به جنگ و رزمندگان دست یافتند. کمکرسانی آنان به جبههها در همه عرصههای تدارکات شخصی و گروهی رزمندگان از قبیل تغذیه، پوشاک و تهیه ملافه و پتو و کفش و…، همچنین مشارکت در کار امدادرسانی بهداشتی و درمانی، و حتی تأمین بخشی از نیاز مالی جبههها با اهدای طلا و جواهرات و پرداختهای نقدی، بخشی از این سازمانیابی خودجوش زنان بود.
۳) انسجام اجتماعی: انسجام اجتماعی شرایطی است که اعضای جامعه برای رسیدن به اهداف ترسیمشده، با یکدیگر همکاری و تعامل دارند. زنان مسلمان در ایجاد چنین شرایطی در زمان جنگ نقش بسزایی داشتند. بهعنوان مثال میتوان به نقش تشکلهای غیررسمی و محلی زنان و شبکههای اجتماعی آنان در کمک به مهاجران جنگی در شهرها یا مشارکت در برگزاری مراسم یادبود شهدا اشاره کرد که به انسجام گروههای مختلف جامعه کمک کرد.
۴) تابآوری اجتماعی: جنگ به مثابه بحران اجتماعی با بهمخاطره افتادن و برهم خوردن تبادل عمومی و زندگی اجتماعی همراه بود. جامعه دستخوش بحران و آشفتگی اجتماعی شد. اما مشارکت زنان در جنگ و حضور فعال آنان در پشت جبههها موجب تابآوری اقشار مختلف اجتماعی در برابر مصائب جنگ از یکسو و تابآوری پیکارگران جبهههای نبرد از سوی دیگر گردید. زنان با ایجاد ظرفیت سازگاری در اقشار مختلف و افزایش توان آنان در مقابله با تنشها و بحرانهای اجتماعی ناشی از جنگ، نقشی کلیدی ایفا کردند.
۵) سرمایه اجتماعی: همه موارد یادشده از عوامل مؤثر در شکلگیری سرمایه اجتماعی بودند. این موارد موجب تقویت اعتماد اجتماعی، ترویج روحیه همکاری، همبستگی و مسئولیتپذیری در جامعه جنگزده شدند. بررسیها نیز مؤید این است که سرمایه اجتماعی سنتی در دوران دفاع مقدس در بالاترین سطح خود قرار داشت و زنان از عاملان اصلی این سرمایه بودند.
۶) تغییر ارزشهای مردسالارانه: جنگها معمولاً ساختارهای اجتماعی را دچار تزلزل میکنند و فرصتهایی برای بازتعریف نقشهای جنسیتی فراهم میآورند. زنان ایرانی با مشارکت در دفاع مقدس از این فرصت بهره بردند. آنان با ورود به عرصههای سنتاً مردانه مانند تولید صنعتی، کشاورزی، پزشکی، رسانه و حتی جبههها، کلیشههای جنسیتی را به چالش کشیدند و نقشهای اجتماعی را بازتعریف کردند. همچنین با مدیریت خانواده در غیاب مردان، مسئولیتهای اقتصادی، تربیتی و مدیریتی را بر عهده گرفتند. این تجربه استقلال و قدرت تصمیمگیری آنان را افزایش داد و ساختار مردسالار خانواده را تضعیف کرد.
به نظر میرسد میان مشارکت زنان در جنگ تحمیلی و پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی آنان رابطه وجود داشته باشد. زنان خانوادههای طبقه متوسط بیشترین مشارکت را، از خدمترسانی و کارهای تدارکاتی و پشتیبانی گرفته تا فعالیتهای جبههای، بر عهده داشتند. دلایل این امر عبارتاند از: اهمیت بیشتر مفاهیم وطن، فرهنگ و زبان ملی برای اعضای طبقه متوسط؛ تحصیلات بالاتر؛ آگاهی اجتماعی بیشتر؛ و رواج سنت مشارکت اجتماعی در این طبقه. البته این یک ادعاست و نیازمند تحقیقات بیشتر است.
در نهایت میتوان گفت جنگ هشتساله ایران و عراق، با همه خسارتهایش، بستری برای شکوفایی ظرفیتهای پنهان زنان ایرانی فراهم کرد. اما متأسفانه همانند دیگر ظرفیتهای ایجادشده در جنگ، این ظرفیت نیز با نادیده گرفتن و برآمدن خردهگفتمانهای محافظهکار که نقشی در ثبات و تابآوری اجتماعی زمانه جنگ نداشتند، به حاشیه رانده شد. زنان پس از پایان جنگ با بازگشت ساختارهای مردسالارانه مواجه شدند که میکوشید آنان را به نقشهای سنتی بازگرداند. با این حال، تجربه جنگ آگاهی و اعتمادبهنفس زنان را افزایش داد و زمینهساز تحولات بلندمدت در ساختارهای اجتماعی شد.
