بررسی جامعهشناختی-روانشناختی تجمعات شبانه: گونهشناسی شرکتکنندگان | دکتر محمدمهدی فتورهچی - موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی isr
بررسی جامعهشناختی-روانشناختی تجمعات شبانه: گونهشناسی شرکتکنندگان | دکتر محمدمهدی فتورهچی
24 04 2026 16:41
کد خبر : 229625286
تعداد بازدید : 372
دکتر محمدمهدی فتورهچی، مدیر گروه رسانههای نوین و فرهنگ موسسه
در آستانه ورود به ماه سوم خیزش و به تعبیری بعثت شبانه مردم در خیابانها و میادین شهرها، آحاد مردم با هر نگرش و بینش و دیدگاهی بر حضورشان در میادین شهرها اصرار میورزند؛ گویی آنان، شرکت در تجمعات شبانه را فارغ از ایجاد نارضایتی برای تردد سهل همشهریانشان، برای خود چون تکلیفی واجب پنداشتهاند. نظرسنجیهای بهعملآمده از سوی نهادهای مختلف نشان میدهد حدود ۶۰ درصد مردم دستکم یک تا چند شب در این گردهماییهای پرشور و نشاط و حماسهآفرین شرکت داشته و حدود ۲۵ درصد هم بهطور مرتب در طی سه ماه در میادین و خیابانهای شهرشان حضور فعالانهای داشتهاند. با سپری شدن بیش از ۹۰ روز از تجمعات شبانه، شاهد کاهش نسبی شمار شرکتکنندگان در میادین کوچکتر شهر هستیم، ولیکن در میادین بزرگتر و اصلی شهر با تنوعبخشی به خدمات و اجرای برنامههای مختلف فرهنگی و هنری و... و رویآوردن برنامهریزان به مباحث کارشناسی و تحلیلی به جای شعار و مداحی و رجزخوانی، شاهد پیوستن چهرههایی هستیم که این شیوه اجرای مراسم شبانه را ترجیح داده و لذا تدریجاً شمار شرکتکنندگانی که تمایل به نشستن بر صندلی در مقابل جایگاههای اجرا را دارند، افزوده میگردد؛ از این رو این شبها علاوه بر پرچم و نشانگانهای پرچمی، فروش صندلیهای سبک و سفری هم بهطور چشمگیری رونق پیدا کرده است.
متعاقب مشاهدات و مصاحبههای غیرسوگیرانه انجامشده در میادین انقلاب (با اجرای طاهریها)، تجریش (با اجرای معدود محمدحسین پویانفر)، ونک (با اجرای میثم مطیعی)، ولیعصر، صنعت، کاج (با مدیریت دانشجویان دانشگاه امام صادق (ع)) و شهید شهریاری در طی سه ماه گذشته، شرکتکنندگان در تجمعات و مراسمهای شبانه شهر تهران را میتوان در قالب دستهها و گونههای ذیل بازشناسایی کرد:
- نمازگزاران؛ اغلب میانسال و سالخورده مساجد محلات که اغلبشان بازنشسته نهادهای دولتی بوده و دارای سابقه حضور در جبهه و سوابق ایثارگری و جانبازیاند (این افراد بخش قابل توجهی از شرکتکنندگان در تجمعات شبانه را تشکیل میدهند)؛
- جوانان عضو بسیج پایگاههای مساجد و پاسداران شاغل و بازنشسته؛
- طلاب و روحانیون و امامان جماعات مساجد؛
- کارکنان دستگاههای دولتی و بعضاً مؤسسات و شرکتهای بخش خصوصی؛
- دانشجویان و کارکنان دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و بعضاً اساتید دانشگاههای وابسته به نهادهای نظامی و عقیدتی همچون دانشگاه امام حسین (ع)، امام صادق (ع)، ... (این افراد بیشتر در میادین انقلاب، کاج و ونک حضور مییابند)؛
- بانوان انقلابی خانهدار و تحصیلکرده که با یک یا چند عضو خانوادهشان، بخش قابل توجهی از شرکتکنندگان در تجمعات را در تمامی میادین تشکیل میدهند؛
- نوجوانان کنجکاو و هیجانطلبی که این شبها را برای رفیقبازی و دورهمیهای دوستانه توأم با اطعمه و اشربه مغتنم میشمارند (این قشر بیشتر در میادین انقلاب و ولیعصر و تجریش حضور پررنگتری دارند؛ یحتمل بهدلیل حضور مداحان رجزخوان و امکانات پذیرایی بهتر بهویژه وجود موکبهای شیعیان عراقی که هر شب غذای گرم و قهوه توزیع میکنند).
علاوه بر دستههای نامبرده شده، جمعیت نسبتاً قابل توجهی هم با انگیزههای مختلف در میادین حضور دارند که در آمارها و تصاویر، در شمار مردم انقلابی و در صحنه ارزیابی میشوند که میتوان آنان را در چند دسته بهشرح ذیل گونهبندی کرد:
- دستفروشانی که از این تجمعات برای کاسبی و فروش اجناسشان بهره میگیرند و در برخی از میادین از جمله انقلاب، ولیعصر و تجریش بیشتر دیده میشوند؛
- افراد کمبضاعت و فقیری که با زنبیلی در دست، ساعتهای زیادی را در صف توزیع مواد خوراکی صرف کرده (بهویژه در موکبهای شیعیان عراقی که غذای گرم و بیشتر چلوخورشت، فلافل و قهوه توزیع میکنند) و تلاش دارند مواد غذایی مناسب و کافی را هم برای اعضای خانوادهشان جمعآوری کنند؛
- معتادان و کارتنخوابهایی که اغلب از نقاط پایینتر شهر به مناطق و میادینی در نواحی شمالی شهر عزیمت میکنند و از این ضیافتهای شبانه و دورهمیهای دوستانه بیش از هر جماعتی خرسند و مسرورند؛
- شهروندان کنجکاو و پژوهشگرانی که با هر بینش و سلیقه و گرایشی به مناطق و میادین مختلف عزیمت کرده و از نزدیک به بررسی و ارزیابی پیوسته برنامهها و نگرش افراد میپردازند و از جمله معترضان و معاندانی که با حضورشان در میادین و اغلب از دور یا سوار بر خودروهای شخصیشان، اوضاع و احوال میادین را رصد و پایش میکنند.
در پی این گونهشناسی، در این اندیشه بودم که در تجمعات شبانه از زمان تهاجم آمریکا به این کشور، علاوه بر اعلان حمایت از سیاستهای دفاعی نظام و رزمندگان اسلام و بیم تصرف خیابانها از سوی معترضان و اپوزیسیون و...، چه دلایل روانشناختی و جامعهشناختی برای حضور شبانه آحاد مردم در مدت حدود ۹۰ روز در میادین و خیابانها وجود دارد؟ در ادامه این گفتار تلاش خواهم کرد پدیده حضور گسترده و مداوم مردم در میدانهای شهر تهران بهویژه در شرایط بحرانی و شبانه را در طی ۹۰ شب تحلیل کنم. بیشک، چنین تحلیلی نیازمند نگاهی چندجانبه به سازوکارهای روانی و ساختارهای اجتماعی و فراتر از جنبههای سیاسی و اعتقادی است. در ذیل تلاش کردم چندین عامل مهم را در دو حوزه روانشناسی و جامعهشناسی برشمرده و تشریح کنم.
تحلیل روانشناختی
- کاهش اضطراب و مدیریت بحران: در زمان وقوع تهدیدهای خارجی و شرایط جنگی، معمولاً جامعه دچار «اضطراب جمعی» میشود؛ لذا حضور در میادین و در کنار دیگران، نوعی «تسکین روانی» ایجاد میکند. فرد با دیدن دیگرانی که در همان وضعیت هستند، احساس میکند تنها نیست و این امر به کاهش اضطراب ناشی از عدم قطعیت در زمان توقف جنگ کمک شایانی میکند.
- احساس کنترل بر محیط: بحرانهای بزرگ باعث ایجاد احساس درماندگی و بیکنترلی در افراد میشود. حضور فیزیکی در فضای عمومی چون میادین شهر، نوعی «کنشگری» ایجاد میکند که به فرد این حس را بازمیگرداند که او نیز بخشی از جریان رویدادهاست و صرفاً یک ناظر منفعل بیمناک در خانه نیست.
- تخلیه هیجانی یا کاتارسیس: تجمعات میتوانند بستری برای تخلیه هیجانات شدیدی باشند که در اثر اخبار جنگ و تهدیدها انباشته شدهاند. فریاد زدن، شعار دادن یا حتی صرفاً حضور در جمع، بهعنوان یک مکانیسم دفاعی برای تخلیه تنشهای روانی و اعلان انزجار از دشمنان عمل میکند.
- تأیید اجتماعی: دیدن همسویی دیگران با احساسات خود، باعث تقویت باورهای فردی و ایجاد نوعی ثبات روانی در میان تلاطمهای خبری میشود.
تحلیل جامعهشناختی
- همبستگی اجتماعی و انسجام: در جامعهشناسی، بحرانهای خارجی معمولاً باعث ایجاد «انسجام درونی» میشود. تجمعات شبانه تجلی عینی این همبستگی است؛ جایی که مرزهای طبقاتی یا گروههای مختلف اجتماعی در برابر یک تهدید مشترک کمرنگ شده و یک «هویت جمعی» واحد شکل میگیرد.
- نشانهپردازی اجتماعی: حضور در خیابانها، یک پیام قدرتمند برای «دیگری» (دشمن یا رقیب) و همچنین برای «خود» است. این حضور، نشاندهنده پایداری و یکپارچگی جامعه است که فراتر از کلام، با حضور فیزیکی، پیام صلح یا مقاومت را منتقل میکند. حضور مداوم در میادین باعث میشود که شرایط غیرعادی (مانند وضعیت جنگی) به بخشی از روتین یا زندگی روزمره جامعه تبدیل شود. این امر به جامعه کمک میکند تا با شرایط جدید سازگار شده و از فروپاشی اجتماعی ناشی از شوک اولیه جلوگیری کند.
- ایجاد شبکههای حمایت اجتماعی: تجمعات خودبهخودی، فضایی برای تبادل اطلاعات، تقویت روابط همسایگی و ایجاد شبکههای حمایتی غیررسمی فراهم میکند که در زمان بحران برای بقای جامعه بسیار حیاتی هستند.
در کل، پدیده تجمعات شبانه را میتوان ترکیبی از تلاش برای «بازیابی آرامش درونی» (روانشناسی) و «نمایش قدرت و یکپارچگی جمعی» (جامعهشناسی) دانست که در مجموع به جامعه کمک میکند تا در برابر شوکهای خارجی، تابآوری خود را حفظ کند. در تحلیل علمی پدیدههای اجتماعی، نباید از جنبههای «زیستشناختی» و «نیاز به لذت» غافل شد. وجود موکبهای پذیرایی و غرفههای سرگرمکننده، نشان میدهد که این تجمعات صرفاً از نوع «تجمعات اعتراضی» یا «تجمعات صرفاً سیاسی» نیستند، بلکه با ویژگیهای «تجمعات اجتماعی-تفریحی» در شرایط بحران نیز همسو هستند.
میتوان این کارکرد مغفول را هم از چند منظر بهشرح ذیل بررسی کرد:
جبران فقدان لذت در شرایط بحران
در زمان جنگ یا تهدیدهای امنیتی، فضای زندگی معمولاً از حالت عادی خارج شده، اضطراب جایگزین آرامش شده و دسترسی به تفریحات معمول محدود میشود. ایجاد غرفههای پذیرایی و سرگرمی در میادین، نوعی «جبران اجتماعی» است تا از سقوط روحی جامعه و ایجاد حس انزوا جلوگیری شود. این کارکرد باعث میشود فرد حس کند با وجود بحران، هنوز هم «زندگی» و «لذت» در جریان است.
تبدیل «تنش» به «تعامل اجتماعی»
اگر تجمعات فقط شامل شعار و ابراز خشم باشد، شرکتکنندگان بهسرعت دچار خستگی روانی میشوند. اما حضور موکبها و غرفهها، ماهیت تجمع را از یک حالت «تنشزا» به یک حالت «تعاملمحور» با ماهیتی فرحزا تغییر میدهد. این امر باعث میشود: ۱- زمان حضور طولانیتر شود: مردم به جای حضور کوتاه، زمان بیشتری را در فضا سپری میکنند. ۲- تنش کاهش یابد: پذیرایی و گفتگو در غرفهها، انرژیهای عصبی را به سمت روابط اجتماعی مثبت هدایت میکند.
ایجاد فضای «عیدگونه» یا «کارناوالگونه»
در نظریات جامعهشناسی (مانند نظریات باختین)، نوعی از تجمعات وجود دارد که در آن قواعد عادی زندگی به هم میخورد و فضایی شبیه به کارناوال ایجاد میشود. در این فضا، مردم با وجود سختی شرایط، به بازی، پذیرایی و معاشرت میپردازند. این کارکرد «کارناوالگونه» به جامعه کمک میکند تا از طریق «خنده و لذت مشترک»، با ترس و وحشتِ ناشی از جنگ مقابله کند. در راهپیمایی اربعین میتوان بهخوبی این کارکرد عیدگونه یا ضیافتی را تجربه و فهم کرد.
تقویت پیوند اجتماعی از طریق «پذیرایی»
در جامعهشناسی، مفهوم «همسفره شدن» یا پذیرایی مشترک، یکی از قویترین ابزارهای پیونددهنده است. وقتی در یک موکب، فردی به فرد دیگر غذا یا نوشیدنی میدهد، این عمل فراتر از یک سرگرمی ساده، یک «کنش نمادین» برای تقویت همبستگی است. این کار باعث میشود احساس تعلق به یک «خانواده بزرگ» در میان مردم تقویت شود. وجود جنبههای تفریحی و پذیرایی، در واقع یک «استراتژی بقای اجتماعی» است. این فعالیتها باعث میشود که تجمعات از حالت یک حرکت صرفاً خشک و سیاسی، به یک «رویداد زیستمند» تبدیل شوند که هم نیازهای روانی (تسکین و لذت) و هم نیازهای اجتماعی (ارتباط و همبستگی) را همزمان پوشش میدهد.
