جنگ محاسباتی، جامعه محاسباتی، علوم اجتماعی محاسباتی | دکتر سیدمحمود نجاتی حسینی

12 04 2026 14:11

News Code : 212414266

View Count : 379

دکتر سیدمحمود نجاتی حسینی | مدیر بخش جامعه‌شناسی دین، موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران

 

مسئله بحث: علم و تکنولوژی / جامعه و جنگ

در کدام عصر تاریخی و دوره فرهنگی و در چه زیست‌جهان تمدنی و در بافتار چه جامعه جهانی زندگی می‌کنیم؟ وفق آنچه از دو دهه پیش علوم اجتماعیِ متعارف نظریه‌پردازی کرده است، جهان کنونی ما هم یک جهانِ اولترامدرن و فوق‌پیشرفته پرتوان از لحاظ رفاهی، علمی و تکنولوژیکی است و هم در عین حال یک جامعه‌ سراسر خطر، مخاطره، ریسک، بحران، فاجعه و چالش است. این جهانِ پیشرفته ولی پرریسک و پرخطر به مدد انقلاب اطلاعات و رسانه، انفجار دیجیتال، فضای مجازی، شبکه اجتماعی و بافتار اینترنتی فراهم شده است. یکی از ریسک‌های پرچالش، پرمخاطره و پرخطر این فضای فوق‌مدرن اینترنتی-دیجیتالی-مجازی، که از سال ۲۰۲۰ میلادی هوش مصنوعی نیز آن را تقویت و تشدید کرده است و می‌تواند به فاجعه و بحران‌های محلی، ملی، منطقه‌ای و جهانی هم منجر شود -کمااینکه شده است- شکل‌گیری جنگ‌های سایبری، دیجیتالی و مجازی در شکل‌های «سایبرتروریسم»، «جنگ سرد دیجیتالی»، «جنگ روایت‌های مجازی»، «جنگ شناختی و عقیدتی در فضای رسانه‌ای» و «جنگ ایدئولوژیک صلح سرد» است.

ردپای اجتماعی-فرهنگی و جاپای سیاسی-حقوقیِ همه این رخدادهای مهم و مؤثر، بیش‌وکم در ادبیات علوم اجتماعیِ فوق‌مدرن سده ۲۱ میلادی و هزاره سوم میلادی بحث شده است. آنچه مانده است و هنوز بحث نشده و یا کمتر مورد توجه واقع شده است، مفهوم-پدیده نوظهور «جنگ محاسباتی» ناشی از شکل‌بندی یک «جامعه محاسباتی» است؛ و نیز این مسئله‌ فلسفه علوم اجتماعی و جامعه‌شناسی که «علوم اجتماعی محاسباتی» در این میان چه نقش علمی ایفا می‌کند و یا باید ایفا کند.

در این نوشتار مختصر به این مسائل در حد ممکن از لحاظ علمی و در سطح طرح مسئله و مبانی مقدماتی بحث خواهیم کرد. شایسته یادآوری است که در این نوشتار و در کنار فضای تئوریک و مفهومی این بحث‌ها که لازمه شناخت علمی مفهوم–پدیده جنگ محاسباتی و جامعه محاسباتی است، از لحاظ فضای آمپیریک و عملی نیز انتظار علمی و راهبردی از این بحث علمی این است که: فهم جامعه‌شناختی از دو جنگ اخیر آمریکا-اسرائیل تحمیلی به جمهوری اسلامی (جنگ ۱۲ روزه خرداد تا تیر ۱۴۰۴ / جنگ ۴۰ روزه اسفند ۱۴۰۴ تا فروردین ۱۴۰۵)، یا آنچه «جنگ رمضان» و «جنگ پسارمضان» می‌نامندش، برای مطالعات فلسفی-اجتماعیِ جنگ‌های فوق‌مدرن و جنگ‌های هوشمند مصنوعی از نوع دو جنگ اخیر فراهم شود.

این انتظار علمی که توقعی فنی-فرهنگی از علوم اجتماعی متعارف، علوم اجتماعی کاربردی و علوم اجتماعی راهبردی است، می‌تواند ناشی از این توقع فلسفی درست و به‌جا باشد که داده‌ها، ایده‌ها، یافته‌ها، تحلیل‌ها، تبیین‌ها، تفسیرها و پیش‌بینی‌های علوم اجتماعی باید به سیاست‌پژوهی و سیاست‌گذاری برای یک جامعه انسانیِ برخوردار از معنویت، اخلاقیت، عقلانیت و مدنیت منجر شود؛ که «نبود جنگ» و «بود صلح» لازمه فرهنگی-اجتماعی و پیش‌نیاز سیاسی-حقوقی و پیش‌شرط اخلاقی-دینی آن است.

بار فلسفی و فنی-فرهنگی این سیاست‌پژوهی و سیاست‌گذاری، در درجه اول با توجه به شرایط موجود جهانی و پیشرفت‌های قابل‌توجه «علوم اجتماعی سده ۲۱ و هزاره سوم» نسبت به چند دهه قبل، قطعاً بر دوش «علوم اجتماعی محاسباتی» نیز خواهد بود؛ که مدعیات فنی-مهندسی و منطقی-ریاضی زیادی را وعده داده است و ضمناً توقعات از علوم اجتماعی کنونی را نیز در حد دستاوردهای علوم فنی-مهندسی فوق‌پیشرفته فعلی بالا برده است. به این مسئله علم‌شناسی فلسفی نیز در حد بضاعت علمی مؤلف و حجم محدود نوشتار، در این کوته‌نوشته پرداخته‌ایم.

 

جنگ محاسباتی

«جنگ محاسباتی» (Computational war) در عرصه عملی، تجربی و عینی، جنگی است در میدان فیزیکال؛ اما در عالم ذهنی و نظری، سازه‌ای است علمی-تکنولوژیکی، دیجیتال و مبتنی بر محاسبات سخت و پیچیده ریاضیاتی و عملیات فنی-مهندسی و شبیه‌سازی‌های کامپیوتری و مدل‌سازی‌های ریاضی-هندسی با استفاده از هوش مصنوعی. جنگ محاسباتی به این معنا فقط جنگ بینادولت‌ها نیست، بلکه جنگ بین جوامع از حیث توان علم و تکنولوژی و انسان-ماشین [نیمه انسان-نیمه ماشین؛ سیبورگ (Cyborg)؛ انسانِ ماشین‌مند شده یا انسان مجهز به هوش مصنوعی؛ ماشینِ انسان‌مند شده یا هوش مصنوعی تحت مدیریت انسان] است. از این حیث نیز می‌توان جنگ محاسباتی (CW) را جنگ بیناجوامع هم تلقی کرد. چون پای «جامعه» نیز به جنگ محاسباتی باز می‌شود، پس جنگ محاسباتی می‌تواند سوژه مناسبی برای «علوم اجتماعی محاسباتی» (Computational social sciences) هم باشد.

 

پروبلماتیک

اما مسئله-پرسش این است: کدام جامعه، چرا و چگونه؟. این «چیستی»، «چرایی» و «چگونگی» البته مسئله‌مند و چندسویه است: ۱- چگونه جنگ محاسباتی می‌تواند سوژه علمی برای علوم اجتماعی محاسباتی شود؟ [مسئله‌ روش‌شناختی و نظریه‌شناختی - به معنای فلسفه علم و فلسفه علوم اجتماعی آن]؛ ۲- چگونه علوم اجتماعی محاسباتی می‌تواند نسبت جنگ محاسباتی و جامعه را بکاود و فهم کند؟ [مسئله‌ شناخت‌شناسی – در معنای فلسفه شناخت]؛ ۳- چگونه جامعه‌ای می‌تواند سوژه علوم اجتماعی محاسباتی باشد؟ [مسئله‌ هستی‌شناختی – در معنای فلسفه علوم اجتماعی آن]؛ ۴- چگونه علوم اجتماعی محاسباتی می‌تواند نسبت جنگ محاسباتی و جامعه محاسباتی را بشناسد و ماهیت جنگ و آثار و عوارض و تبعات آن برای جامعه را تحلیل، تبیین و پیش‌بینی کرده و سپس سیاست‌پژوهی و سیاست‌گذاری کند؟ [مسئله‌ فرجام‌شناختی و غایت‌شناختی- در معنای جامعه‌شناختی و مهندسی اجتماعی آن].

 

علوم اجتماعی محاسباتی

اما ماهیت «علوم اجتماعی محاسباتی» نیز خود محل پرسش است. حسب تعریف، «علوم اجتماعی محاسباتی» یک شناخت علمی چنددانشی، مؤلف از علوم اجتماعی و علوم فنی-مهندسیِ کامپیوتر، ریاضیات، فیزیک و مکانیک است؛ رشته‌ای به‌غایت مهندسی‌شده و یک دانش آکادمیکِ نوپدید است که محل استقرار آن هم دانشکده‌های فنی-مهندسی، برق، کامپیوتر، علوم منطقی-ریاضی، فیزیک و مکانیک است، تا دانشکده‌های علوم انسانی و علوم اجتماعی!. به این معنا، علوم اجتماعی محاسباتی -در معنای تیپ ایده‌آل آن البته و نه آنچه ادعا می‌شود- تلفیقی است هوشمندانه و خلاقانه از کاربرد توان علوم مهندسی، ریاضی و کامپیوتر با بهره‌مندی از قدرت نظریه‌پردازی علوم اجتماعی و کلان‌داده‌های حاصل از ردپای انسانی، در فرمت مدل‌سازی‌های ریاضیِ پیشرفته و شبیه‌سازی‌های کامپیوتریِ پیچیده و سناریونویسی‌های هوشمندِ مصنوعیِ چندوجهی برای «شناخت دقیق جامعه، عمل درست در سیاست، پیش‌بینی واقع‌گرا برای حال و آینده و سیاست‌گذاری و مهندسی اجتماعیِ مؤثر برای نظارت، مراقبت، حفاظت، حراست و کنترل جامعه محاسباتی».

 

جامعه محاسباتی

پس «جامعه محاسباتی» (Computational society) نیز منطقاً ماهیتش محل پرسش است. ما می‌توانیم «جامعه محاسباتی» (CS) را جامعه‌ای فوق‌مدرن مفروض بگیریم که: ۱- هم از توان و تجربه علمی و تکنولوژیک پیشرفته‌، کم‌نظیر و بی‌رقیب در ساحت علوم فنی-مهندسی، ریاضی و کامپیوتر برخوردار است [وجه نرم‌افزاری- داشتن دانش، نظریه، ایده، متن، داده و بانک اطلاعات]؛ ۲- هم دارای سازه-فضاهای پیشرفته آموزشی و پژوهشی علوم محاسباتی است [وجه سخت‌افزاری– وجود دانشکده‌ها، دپارتمان‌ها و آزمایشگاه‌ها و پژوهشکده‌ها]؛ ۳- هم حاوی حجم عظیمی از متخصصان برجسته و مجرب علوم محاسباتی است [وجه انسان‌افزاری– وجود دانشمندان، محققان، مهندسان، تکنیسین‌ها و کارشناسان تراز اول]؛ ۴- و هم برخوردار از یک مدیریت هوشمندِ عقلانی و حکمرانیِ علمیِ دموکراتیک است [وجه سازمان‌افزاری– وجود حاکمیت عقلانیِ معقول با یک بروکراسی علمیِ کارآمد و روزآمد مبتنی بر لیبرال‌دموکراسیِ جمهوری‌گرای قانون‌مند].

 

جامعه شبه‌محاسباتی، نیمه‌محاسباتی و جامعه محاسباتیِ دیاسپورا

هرچند آنچه وصف شد، یک تیپ ایده‌آل [در معنای ماکس وبریِ آن البته] از ماهیت جامعه محاسباتی است، با این وجود از لحاظ تجربی و مصداقی، برخی جوامع فوق‌پیشرفته و پیشرفته از جمله آمریکا و اتحادیه اروپا و به‌علاوه کانادا، استرالیا و نیوزیلند در غرب، و تا اندازه‌ای هند و چین و کره جنوبی و ژاپن و ببرهای اقتصادی آسیا در شرق و اسرائیل در خاورمیانه می‌توانند نمونه‌هایی از این جامعه محاسباتی به معنای گفته شده محسوب شوند. روسیه، برزیل، آرژانتین و برخی کشورهای عرب حوزه خلیج فارس به همراه ترکیه، پاکستان و ایران نیز از برخی جهات می‌توانند نمونه‌هایی معرف از «جوامع شبه‌محاسباتی» (Quasi-computational society) یا «جوامع نیمه‌محاسباتی» (Semi-computational society) منظور شوند؛ یعنی جوامعی که یا در آستانه ورود به جامعه محاسباتی‌اند، یا به‌صورت دژوره (De jure) و بالقوه از شرایط لازم علمی-فنی-فرهنگی و پتانسیل علمی-تکنولوژیکِ انسانیِ اولیه برخوردارند و یا اینکه توانسته‌اند برخی از مختصات، عناصر و خرده‌سیستم‌های نرم‌افزاری، سخت‌افزاری، انسان‌افزاری و سازمان‌افزاری را که شاکله جامعه محاسباتی هستند، فراهم کنند.

اما در این زمینه و به‌صورت خاص، و البته به‌عنوان یک پدیده جامعه‌شناختیِ نو، منحصربه‌فرد و قابل‌تأمل و مطالعه، جامعه مستعد ایران تنها کشور-جامعه‌ای است که جامعه دیاسپورای مهاجر آن به‌خاطر وجود ثروت انسانی [هوش، مهارت، تخصص، خلاقیت، ایده‌پردازی و نوآوری]، ثروت علمی [سواد، دانش‌ورزی و پژوهشگری]، ثروت تکنولوژیکی [قدرت کشف، اختراع و ابداع] و ثروت اقتصادی‌اش [پول، کارآفرینی و سرمایه‌گذاری]، یک «جامعه محاسباتی دیاسپورا» را در بافتار جوامع محاسباتی غربی [عمدتاً در آمریکا] تشکیل داده است؛ جامعه‌ای که طی ۵ دهه گذشته منافع اقتصادی و علمی و فنی-مهندسی‌اش بیشتر نصیب اروپا و آمریکا و سپس کشورهای عرب خلیج فارس، ترکیه و جوامع روبه‌رشد شرق آسیا شده است، تا مامِ وطن و میهن یعنی ایران!.

 

سنتز بحث: علوم اجتماعیِ محاسباتیِ جنگ محاسباتی

تا جایی که به جامعه ایران کنونی برمی‌گردد، این دو مسئله: یکی امکان «جامعه شبه‌محاسباتی ایران» و دیگری وجود «جامعه محاسباتیِ دیاسپورای ایرانی»، می‌تواند سوژه مناسب و لازمی برای «علوم اجتماعی محاسباتی ایران» محسوب شود. به‌همچنین این مسئله که چرا و چگونه در چنین بافتاری یک «جنگ محاسباتی» از سوی دو جامعه محاسباتی [آمریکا-اسرائیل] علیه جامعه ایران شکل گرفته است، و این جنگ محاسباتی چه آثار و عوارض جامعه‌شناختی برای جامعه ایران کنونی -خصوصاً با توجه به تهاجم نظامی که به برخی مراکز علمی-پژوهشیِ دانشگاهیِ خاص در ایران [دانشگاه‌های علم و صنعت، صنعتی شریف، بهشتی و مؤسسه تحقیقاتی پاستور] در جنگ اخیر صورت گرفته است- داشته و خواهد داشت، نیز سوژه‌ای نو برای مطالعه در «علوم اجتماعیِ محاسباتیِ جنگ محاسباتی» است.

همچنین در «علوم اجتماعی محاسباتی» به این مسئله هم می‌توان پرداخت که چگونه «جنگ محاسباتی» که «جوامع محاسباتی» علیه «جوامع غیرمحاسباتی» (Non-computational society) -یعنی جوامع توسعه‌نیافته یا کمتر توسعه‌یافته و نابرخوردار از علم و تکنولوژی پیشرفته و نابهره‌مند از سیستم‌های دفاعی-امنیتی-نظامی پیشرفته و هوشمند مصنوعی- راه می‌اندازند، می‌تواند به‌غایت تمام زیرساخت‌های انسانی، فنی-مهندسی و فرهنگی-اجتماعیِ این «جوامع غیرمحاسباتی» را کاملاً تخریب کرده و زندگی اجتماعی را در این جوامع مختل نموده و جامعه را دستخوش فروپاشی اجتماعی کرده و فرایندهای توسعه‌یافتگی را هم به تأخیر بیندازد.

اما پروتکل روشی، نظری و پژوهشیِ وارسی این مسائل و ایده و رویه انجام این نوع مطالعات در «علوم اجتماعیِ محاسباتیِ جنگ محاسباتی» نیز خود موضوعی است جذاب و جالب برای یک نوشتار مستقل. پروتکل موصوف و مورد نظر منطقاً باید به مواردی توجه کند که بیانگر تلفیق روش‌های علمی-فنی-مهندسی [شبیه‎‌سازی هوش مصنوعی و مدل‌سازی کامپیوتری از امر واقع و امر ناواقع ولی محتمل (Counterfactual)] و منطق آماری-ریاضی [الگوریتم حل مسئله و احتمالات] با روش‌های فلسفی-فرهنگی-اجتماعی [هرمنوتیک، فنومنولوژی، اتنومتودولوژی، نتنوگرافی، سلیومتریک و...] است. از حیث تئوریک نیز این پروتکل قاعدتاً به چارچوب‌های مفهومی و نظری مرتبط با پژوهش اجتماعی-سیاسیِ دیجیتال، نظریه بازی‌ها، نظریه سیستم‌ها، نظریه کنشگر عقلانی و نیز دیدگاه‌های مرتبط با پژوهش‌های امنیتی-دفاعی-نظامی و همچنین نظریه‌های روابط بین‌الملل و جامعه‌شناسی سیاسی هم توجه خواهد کرد.

 

پی‌نوشت: علوم اجتماعیِ جامعه محاسباتی

همه این موارد نشان می‌دهد که ما در دهه ۲۰۲۰ میلادی با نوع خاصی از علوم اجتماعی مواجهیم که هرچند بخشی از تجربه، پیشینه و میراث روشی و نظریِ برگرفته از علوم (های) اجتماعی کلاسیک، مدرن، پست‌مدرن، لیت‌مدرن، فمینیستی، رادیکال و انتقادیِ پیش از ۲۰۰۰ میلادی را با خود دارد؛ اما شکل خاصی از یک «علوم اجتماعی دیگر» است. نامی که بر آن می‌نهیم و می‌توان نهاد: «علوم اجتماعیِ جامعه محاسباتی» (Computational society, social sciences) است؛ علوم اجتماعی که سوژه اصلی و محوری آن در اصل «جامعه محاسباتی» است و نه لزوماً «جوامع نیمه‌محاسباتی، شبه‌محاسباتی» و «جوامع غیرمحاسباتی». توصیف «علوم اجتماعیِ جامعه محاسباتی» خود موضوعی است جذاب و جالب برای یک نوشتار مستقل.