جنگ و زیرساختها: فهم عملیاتی و واقعگرا از معنا، ماهیت و اهمیت استراتژیک زیرساختها در جنگ و صلح | دکتر سیدمحمود نجاتی حسینی - موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی isr
جنگ و زیرساختها: فهم عملیاتی و واقعگرا از معنا، ماهیت و اهمیت استراتژیک زیرساختها در جنگ و صلح | دکتر سیدمحمود نجاتی حسینی
08 04 2026 23:54
News Code : 208576842
View Count : 308
دکتر سیدمحمود نجاتی حسینی (خراسانی)، مدیر بخش جامعهشناسی دین، مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران
اهمیت فهم معنای فرهنگی و ماهیت فنی «زیرساختها»
فهم «زیرساختها» در گروِ فهم ماهیت فنی، معنای فرهنگی و اهمیت استراتژیک کارکردهای اقتصادی-سیاسی و امنیتی-دفاعی زیرساختها است. لذا پرسش مبنایی میتواند این باشد: «چه مینامندش زیرساختها را؟ چه باید دانست زیرساختها را؟». اما این پرسش که بهطرز فلسفی و هایدگری بیان شده است، در بطن خود پرسشی است فنی-مهندسی و اجتماعی-فرهنگی. بیان سادهشده، پوپولار و قابلفهم این پرسش برای عموم نیز این است: «زیرساختها یعنی چه؟ چه چیزهایی زیرساخت است؟ وجود زیرساختها برای یک تمدن و جامعه و کشور-دولت و کشور-جامعه و دولت-ملت چه اهمیتی دارد؟ در نبود زیرساختها چه فاجعهای رخ میدهد؟ چرا باید از زیرساختها محافظت کرد؟». علم اجتماعی، که شایستهترین زبان فنی-فرهنگی و علمی-شناختی برای فهم جامعه و عناصر کلیدی آن -از جمله «زیرساختها»- است، کمک میکند به این پرسشها پاسخهایی درست، مناسب و واقعگرا بدهیم. همین جنبهها مدنظر این نوشتار راهبردی کوتاه است.
در جنگهای مدرن [از جمله همین جنگ ۴۰ روزه آمریکا-اسراییل با جمهوری اسلامی که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ از طرف آمریکا-اسراییل شروع و در ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ هم با یک تعلیق دو هفتهای تا ۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ موقتاً متوقف شده است] «زیرساختها» اهمیت پیدا میکنند؛ هم از لحاظ کارکردشان در جنگ و هم از لحاظ حساسیتی که افکار عمومی نسبت به تخریب یا آسیبدیدگی این زیرساختها دارند و هم از لحاظ اهمیت استراتژیکی که این زیرساختها در پیشبرد یک جنگ و یا متوقفسازی آن دارند و یا اهمیت امنیتی-دفاعی که این زیرساختها در پیشبرد موفقیتآمیز جنگ و نیز تعیین سیاست آتشبس موقتی یا ترک مخاصمه و صلح بین دو طرف جنگ دارند.
در همه موارد گفته شده، «زیرساختها» مهم و حیاتیاند و لذا حفاظت از آنها، بهویژه در زمانه فاجعه جنگ، برای بقای یک تمدن و فرهنگ و کشور و جامعه اولویت اول است؛ همانند اولویت استراتژیک دفاع تخصصی و دفاع همگانی از وطن و میهن و کشور و جامعه، هم در زمانه صلح و هم در عرصه جنگ.
اما با نگاه علمی، «زیرساختها» چیستند؟
فارغ از تعاریف و تعابیر متنوع، متکثر و متعددی که افکار عمومی از «زیرساختها» دارند و متأسفانه بسیاری از این تعابیر هم بینهایت پوپولار [مردمپسند و عامهپسند] و بعضاً پوپولیستی [عوامزده، غیرکارشناسی، گمراهکننده و ایدئولوژیک] هستند؛ از جمله همین تعابیر نادرست و ایدئولوژیک که برخی از مردم، خصوصاً اپوزیسیون داخل و خارج، در طی جنگ ۴۰ روزه از زیرساختها داشتند و بسی غلطانداز هم بود! باید به معنای علمی، فنی، تخصصی و فرهنگی-اجتماعی «زیرساختها» توجه کرد و این معناها را برای هرگونه بحث علمی، تخصصی و کارشناسی، از جمله در این نوشتار، مختصراً اولویت داد.
«زیرساختها» در نگاه تخصصی، درست، علمی و غیرایدئولوژیک آن، همه آن «شالودههای علمی و بناهای فرهنگی و سازههای فنی-مهندسی و سازمانهای اجتماعی و ساختارهای دفاعی-امنیتی و نظامی-انتظامی و کارگزاران ماهر و کنشگران متخصصی هستند که ثروت فیزیکی، طبیعی و انسانی یک تمدن، فرهنگ، جامعه و کشور محسوب میشوند و ضامن بقا، دوام و حیات جامعه و شهروندان آن هستند».
به این معنا، از «آب و برق و گاز و نفت و بنزین و تلفن و اینترنت و رسانه و فیبر نوری و اداره تا خیابان و مدرسه و مسجد و حوزه علمیه و مدرسه دینی و دانشگاه و پژوهشگاه و اندیشگاه و پالایشگاه و فروشگاه و باشگاه و فرودگاه و کارگاه و دادگاه و ندامتگاه و ورزشگاه و کارخانه و بازار و مارکت و آزمایشگاه و مؤسسه و پتروشیمی و پمپبنزین و پست و پل و جاده و ریل و بیمارستان و درمانگاه و پاسگاه و پایگاه و پادگان و سایت؛ و از مدیر و مهندس و کارآفرین و پزشک و پرستار و کارشناس و کارگر و کارمند و روحانی تا معلم و محقق و پروفسور و تا دانشآموز و دانشجو و طلبه و تا سرباز و مرزبان و تا پاکبان و تا پاسدار و پلیس»، همه عناصر فنی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تشکیلدهنده «زیرساختها»ی یک کشور-جامعه و دولت-ملت و میهن-سرزمین هستند.
نادرستی نگاه ایدئولوژیک به فهرستبندی زیرساختها
نگاه ایدئولوژیک، عمدتاً نگاهی ضدعلمی و غیرعلمی است؛ بهجز در مواقعی که یک ایدئولوژی بهطرز واقعگرا در خدمت شناخت علمیِ وضع موجود و ساختن عقلانیِ یک وضع مطلوب است. لذا در فهم، تعبیر و برداشت از ماهیت فنی و معنای فرهنگی، ما با نگاه علمی سروکار داریم که نگاهی است منطقی و عقلانی و نیز تخصصی و حرفهای و در نتیجه نگاهی است کاربردی، راهبردی و راهگشا. لذا با نگاه ایدئولوژیک نمیتوان عنصر مهمی را از فهرست «زیرساختها» حذف کرد یا به فهرست «زیرساختها» اضافه کرد؛ فقط منطقاً باید نگاه تخصصی، فنی، علمی و فرهنگی-اجتماعی در فهرستبندی عناصر فیزیکی، طبیعی و انسانیِ «زیرساختها» داشت؛ کاری که ما در این نوشتار انجام دادهایم.
فهم سیستمافزارمندی «زیرساختها» ضروری است
در همین راستا، تعبیر فنی و فرهنگی-اجتماعی و علمی دیگری هم از منظر نظریه سیستمها از «زیرساختها» میتوان داشت که به فهم بهتر آنها کمک میکند و بهویژه برای هدف ما در این نوشتار فشرده سودمند است. وفق این نگاه سیستمی، میتوان «زیرساختها» را در چهار خردهسیستم تعریف، تعبیر و فهم کرد:
- وجه «نرمافزاری» زیرساختها: شامل ایدهها، دانشها، پژوهشها، اطلاعات فنی و دادههای اینترنتی که سازنده زیرساختها و عامل پایداری و محافظت و ضامن عملکرد زیرساختها و تعمیر و نگهداری آنها است.
- وجه «سختافزاری» زیرساختها: شامل فضاها و سازههای فیزیکی که این زیرساختها از طریق استقرار در آنها عمل میکنند.
- وجه «انسانافزاری» زیرساختها: شامل کارگزاران و کنشگران متخصص، ماهر و فنی-فرهنگی که با کار، دانش، مهارت و تخصصشان زیرساختها را عملیاتی میکنند.
- وجه «سازمانافزاری» زیرساختها: شامل بروکراسی و مدیریت علمیِ سامانمند و کارشناسیشده منتظمی که امکان تداوم و حفاظت از زیرساختها را فراهم کرده و ضامن بقای آنها هستند.
در زمانه جنگ و صلح، این چهار عنصر سیستمی «زیرساختها» نقش حیاتی و استراتژیک دارند؛ با این تفاوت مهم که در فاجعه جنگ و یا مواقع بحران -اعم از بحران سیستمی (مانند شورشها، اعتراضات و انقلابها)، بحران طبیعی (مانند سیل، زلزله، آتشفشان، توفان، سونامی و مانند آن) و یا بحران بروکراتیک (ناکارآمدی مدیریتی، ضعف حکمرانی و قصور دولتها و حکومتها)- زیرساختها در معرض تخریب یا آسیب شدید قرار میگیرند.
بنابراین بهویژه در مواقع بحرانی، فاجعه و جنگ، حفاظت علمی-تخصصیِ پیشرفته از «زیرساختها» و بهروزرسانی تکنولوژیک آنها، خصوصاً در بهرهمندی از «هوش مصنوعی» و «علوم اجتماعی پیشرفته و محاسباتی»، بسیار ضروری و استراتژیک است.
«زیرساختها» در زمانه جنگ دو وجه دارند
«زیرساختها» در زمانه جنگ دو وجه دارند:
۱. «وجه ابژگی»: وقتی زیرساختها به معنای موسعی که در بالا گفتیم، توسط دشمن مورد حمله قرار میگیرند و تخریب میشوند و یا آسیب میبینند؛ مانند آنچه متأسفانه در جنگ ۴۰ روزه اخیر شاهد آن بودیم.
۲. «وجه سوژگی»: وقتی همه این زیرساختها بهنوعی به سهم، توان، استعداد و ماهیتشان در خدمت محافظت از امنیت، مرزها، حریم و کیان جامعه، کشور، وطن و سرزمیناند؛ درست مانند آنچه در جنگ ۱۲ روزه (۲۳ خرداد ۱۴۰۴ تا ۳ تیر ۱۴۰۴) و جنگ اخیر ۴۰ روزه (از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۹ فروردین ۱۴۰۵) مشاهده کردیم.
راهبرد پساجنگ برای «زیرساختها» چگونه باید باشد؟
همانگونه که کمی پیشتر گفتیم، بهویژه در مواقع بحرانی، فاجعه و جنگ، حفاظت علمی-تخصصیِ پیشرفته از «زیرساختها» و بهروزرسانی تکنولوژیک آنها، خصوصاً در بهرهمندی از «هوش مصنوعی»، «علوم اجتماعی پیشرفته و محاسباتی»، «مشارکت نخبگان» و «حمایت حداکثری مردمی»، بسیار ضروری و استراتژیک است. لذا با توجه به آثار مخرب جنگ ۴۰ روزه برای «زیرساختهای کشور»، لازم است در تنظیم «دکترین امنیت دفاعی کشور برای زیرساختها در دوره پساجنگ»، ملاحظات علمی و اجتماعی گفتهشده نیز در اولویت محوری قرار گیرد.
