درسگفتار «مطالعات شهرهای اسلامی» | دکتر سیدمحمود نجاتی حسینی

21 02 2026 10:58

News Code : 196691218

View Count : 389

 دکتر سیدمحمود نجاتی حسینی، مدیر بخش دین موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی

اشاره

در درس «شهرهای ایرانی - اسلامی»، که درترم مهر1405- 1404 روزهای سه شنبه ساعت 8 تا 10 برای دانشجویان کارشناسی ارشد گروه توسعه اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران وپردیس البرزدانشگاه تهران ارائه شد ، تلاش کردم تا مجموعه ای ازنکات اصلی و کلیدی و راهنما که مرتبط با «جغرافیای تاریخی فرهنگی» شهردرجهان اسلام و«جامعه شناسی تاریخی شهراسلامی» وهمچنین «جامعه شناسی شهری» و «مطالعات فرهنگی شهر» هستند را با بهره مندی از رویکردهای علمی مطالعاتی تکمیلی ازجمله «مطالعات دینی شهراسلامی» و«فلسفه اجتماعی شهراسلامی» بحث کنم. باتوجه به اینکه پوشه شنیداری کامل مباحث 14 جلسه کلاس درکانال تلگرامی ام به این آدرس https://t.me/smnejatihosseini/12287  آرشیو شده و برای همگان نیز قابل دسترسی است؛ لذا دراین نوشتار فقط خلاصه ای ازایده ها و محورها ومضمونها و مسایل و داده ها و یافته های اصلی مباحث ارائه شده در کلاس بصوت مکتوب تدوین شده است. برای سهولت فهم مطالب و نیز به منظور بهره مندی راحت تردانشجویان از مباحث مفصل این موارد بصورت نکات فهرستوار و آموزشی مرتب و تنظیم شده اند.وهرجا نیز لازم بوده، حسب مورد و کشش بحث توضیحات تکمیلی درذیل فهرست نکات آمده است. ذکراین نکته لازم است که این نکات به همان ترتیب منطقی که مقتضی بحث بوده ودرجلسات کلاس (از1 مهر 1404 تا 16 دی 1404) ارائه و بحث شده است، دراین جا نیز همان ترتیب منطقی برای حفظ ربط مطالب و توالی بحث حفظ شده و مباحث به همان ترتیب کلاسی گفته شده دراین نوشتارنیزآمده است .  

***

[1] «سمانتیک» (معناشناسی صوری) و «هرمنئوتیک» (معناکاوی محتوایی) آغاز مسیر شناخت معنا و مفهوم و ماهیت«شهراسلامی است.

وقتی از«شهر اسلامی»سخن میگوییم منظورمان چه نوع شهری است؟: 1-  city of god شهرخدا؟ (یعنی شهری که متافیزیکی است و دراین جهان خاکی وجودش میسر نیست)؛ 2-  spiritual city شهرمعنوی؟ (یعنی شهری که الاهیاتی است و فرم و محتوای آن  مرتبط با امر مقدس و متن مقدس و آموزه های الاهی است و زندگی درآن یک حس و حال غیرمادی دارد) ؛ 3- sacred city  شهرمقدس؟ (یعنی شهری تاریخی- آیینی که به لحاظ ارتباطش با امر مقدس از قداست و حرمت برخورداراست مانند اورشلیم یا بیت المقدس ومکه)؛ 4- city of Islam شهراسلام؟ (یعنی شهرتاریخی فرهنگی دینی مکه و مدینه که آغاز گاه اسلام بوده وهمچنان نیزمرکزمعنوی دینی جهان اسلام و مورد توجه جمعیت دو میلیاردی مسلمانان جهان است)؛ 5-  Islamic city    شهراسلامی؟ (یعنی شهری تاریخی فرهنگی دینی که متاثر ازآموزه های فرهنگ و تمدن اسلامی شکل گرفته است و فرهنگ زندگی قالب - غالب درآن هم چنان فرهنگ اسلامی بوده است)؛ 6-  city of Muslims   شهرمسلمین؟ (شهری که اکثریت جمعیت آن مسلمان بوده اند وهستند).       

با توجه به این گونه شناسی مفهومی و به لحاظ تاریخی از «شهراسلامی» میتوان سخن گفت و به لحاظ فرهنگی هم از«شهراسلام» میتوان صحبت بمیان آورد. اما به لحاظ جامعه شناختی صرفا از «شهرمسلمین» میتوان نام برد. درعین حال در«مطالعات شهرهای اسلامی»، که ادبیات آن به زبانهای لاتین و عربی و پارسی موجودست و مورد نظر ما نیز هست، سه معنای مزبور (شهراسلامی-شهراسلام - شهرمسلمین) موضع اصلی مورد بحث درکلاس ما خواهد بود. این سه زین پس دراین نوشتار تحت عنوان «شهر دراسلام» بحث خواهد شد. 

[2] «تاریخ شهر اسلامی» تعیین کننده نظم فکری مسیر مطالعه و ماهیت  چند رویکردی مطالعه و چند دانشی مطالعه «شهرهای اسلامی» است.

«شهر دراسلام» طی 1500 سال، تکوین و ترتیب و تثبیت و تحول و توسعه تاریخی خاصی داشته است که لازمست  هنگام مطالعه به آن توجه شود.ازاین منظر اتخاذ رویکرد و دانش«تاریخ شهر دراسلام» مهمست .ازین منظر یک ریخت شناسی تاریخی از شهردراسلام نشان میدهد که طی این چند دوره تاریخی مشخص و مهم، زندگی شهری درساحتهای اجتماعی فرهنگی، سیاسی حقوقی، اقتصادی آن در جهان اسلام به صورتهایی متنوع و متفاوت تکوین و تحول و تثبیت یافته است: 1- دوره کلاسیک (سده 8 تا 10 میلادی / 2 تا 4 هجری)؛ 2- دوره میانه (سده 10 تا 15 میلادی / 4 تا 10 هجری)؛ 3- دوره پیشا رنسانسی و پیشا مدرنیته اولیه (سده 15 تا 18 میلادی / 10 تا 12هجری)؛ 4- دوره پیشاشبه مدرن (سده 18 تا 20 میلادی/ 12 تا 14 هجری)؛ 5- دوره شبه مدرن اولیه (سده 20 میلادی / 14هجری)؛ 6- دوره نیمه مدرن ثانویه (21 م/ 15 هجری).

نکته جامعه شناختی مهمی که درباره این 6 دوره تاریخی باید گفت اینست که درتمام این دوره ها نقش عوامل جغرافیایی (مانند تغییرات آب و هوایی و زیست محیطی واقلیم شناختی) و سیاسی (جنگ ها و نوع حکومت ها وکوچ های اجباری و کشتارها) و حقوقی (نوع حاکمیت و رابطه مردم با حکومت و نوع نگاه حاکمیت به مردم و نیز میزان امنیت و رعایت حقوق مردم) واقتصادی ( قحطی ها وغارتها و میزان فقر و فلاکت مردم و میزان رفاه نسبی مردم و ماهیت کسب وکار و رویه بازار) به اندازه عوامل دینی (مانند باورهای دینی و سنتهای دینی و عادات و آیینهای مذهبی و فرقه گرایی های مذهبی و نیز سلطه فقه بر معماری و شهرسازی و زندگی فردی و گروهی و جمعی مردم و نحوه اندیشه ورزی و دانشورزی و دانشپژوهی نخبگان و اهل قلم و فکر) و فرهنگی (گسترش علم ودانش وفلسفه وحکمت والاهیات وفقه و عرفان وادبیات و دانشهای تاریخ و جغرافیا ونیز توسعه فنون مهندسی شهری وکاربست دانش در حاکمیت و مدیریت زندگی در شهر) موثربوده است.

درهمین راستا نیز باید به تاثیرمهم یک دترمینانت موثر یعنی عامل اجتماعی (گروهبندیهای اجتماعی درشهر، مسایل اجتماعی شهرها، ماهیت قشربندی اجتماعی شهری، اکولوژی اجتماعی شهر ونحوه توزیع جمعیت درشهر و محلات و مناطق آن، مهاجرتهای شهری، روابط اجتماعی میان مردم، شکاف های اجتماعی، مساله اعتماد و سرمایه اجتماعی، امید اجتماعی و یاس اجتماعی، فاصله دارا و ندار،اختلاف مردم و حکومت، نزاع مردم با حکومت، میزان مشارکت سیاسی مدرن درحاکمیت و مانند آن) هم توجه کرد.           

[3 ] «دانش - رویکردها» یی که باید برای مطالعه «شهردر اسلام» بکارگرفت .

 پیشتر گفتیم که «شهر دراسلام» به معنای حقیقی کلمه چند لایه و چند وجهی است و لذا با یک رویکرد- دانش امکان وارسی و شناخت وتوصیف واقعیت شهری درفرهنگ دینی و تمدن اسلامی میسر نیست. بنابرین ما نیاز داریم که از چند رویکرد - دانش مرتبط تخصصی، که دربالا هم بنوعی ذکر کردیم، بهره مند شویم. این رویکرد - دانش ها را میتوان برحسب ماهیت علمی وکارکرد پژوهشی و اقتضائات بکارگیری شان به چند نوع تقسیم کرد: 1 رویکرد - دانشهای توصیفی (شامل: تاریخ شهردراسلام / جغرافیای شهردراسلام /  هنر و معماری و شهرسازی شهر دراسلام / برنامه ریزی شهری شهردراسلام)؛ 2- رویکرد - دانشهای تحلیلی (شامل: اقتصاد سیاسی شهر دراسلام / اکولوژی اجتماعی  شهر دراسلام / جمعیت شناسی شهردراسلام / روانشناسی اجتماعی شهردراسلام / سیاست شهردراسلام / حقوق شهردراسلام)؛ 3- رویکرد - دانشهای تبیینی (شامل: جامعه شناسی تاریخی شهردراسلام)؛ 4-رویکرد - دانشهای تفسیری (شامل: انسان شناسی شهر دراسلام / مطالعات فرهنگی شهر دراسلام)؛ 5-رویکرد - دانشهای هنجاری ( فلسفه اجتماعی – سیاسی - حقوقی شهر در اسلام ). 

[4] «مساله - پرسش»های کلیدی که در«مطالعات شهر در اسلام» باید طرح کرد .

مساله ها و پرسشها هم قطب نمای مطالعه وپژوهش اند، لذا به مطالعه جهت را نشان میدهند،هم نقشه راه برای دانش - رویکردهای گفته شده هستند و لذا مسیرهای اصلی را درمیدان تجربی مطالعه مشخص میکنند و هم این که شبیه جعبه ابزاری فنی - علمی-تکنیکی  هستند برای یافتن پاسخ پرسشها وحل مساله های طرح شده. زین روی طرح مساله ها و پرسشهای اصلی راهنما دررویکرد - دانشهایی که گفتیم بسیار مهم و ضروریست. ما نیزدراینجا تلاش مکنیم چند مساله - پرسش محوری اصلی که حالت خوشه ای دارند، و خود به چندین مساله - پرسش مرتبط منجر میشوند، را طرح کنیم. این ها طبق پروتکل متعارف درعلوم اجتماعی مساله – پرسشهایی هستند با ماهیت «چیستی – چرایی - چگونگی». البته بنیادی ترین پرسش - مساله در مطالعات شهر اسلامی اینست که: «آ- چه تعبیر و برداشت و دیدگاهی درباره ماهیت شهراسلامی میتوان داشت؟» و یا «ب - چه تعبیرمناسب و نزدیک به واقعیت تاریخی از شهراسلامی باید داشت؟». و نهایتا اینکه « پ - چه تصویراجتماعی فرهنگی دقیقی از تیپ ایدئال شهر دراسلام میتوان ترسیم کرد که برای مطالعه علمی شهراسلامی و شهرهای اسلامی متنوع و چند فرهنگی مناسب و کابردی باشند؟.

علاوه براین ، مساله-پرسشهای دیگری هم هستند که به انها اشاره میکنیم.1- ازلحاظ اجتماعی چرا شهر دراسلام شکل گرفته است و چه ضرورتهایی شکل گیری زندگی شهری در جهان اسلام را موجب شده است؟ 2- به لحاظ تاریخی شهر دراسلام چگونه شکل گرفته و چه تحولات اجتماعی فرهنگی و تغییرات سیاسی حقوقی و توسعه های اقتصادی را از سرگذرانده است؟ 3- از لحاظ جغرافیایی شهردراسلام دارای چه ریختارها وشکلها و خصایصی بوده است؟ 4- ازلحاظ اقتصاد سیاسی شهر دراسلام، تعامل و تقابل دولت وبازار و جامعه درشهراسلامی چگونه بوده است؟ 5- ازلحاظ فرهنگی سنتهای دینی و تاریخی بر نحوه شکل گیری شهر دراسلام و زیست شهری مسلمین چگونه تاثیرداشته است و چه تاثیراتی گذاشته است؟ 6- ازلحاظ اکولوژی اجتماعی فرهنگی درشهر اسلامی، گروههای اجتماعی و گروههای قومیتی نژادی واقلیتهای مذهبی چگونه با هم دیگر همزیستی یا ناهمزیستی داشته اند؟ 7- حکومتها درشهرهای اسلامی چگونه مدیریت میکرده اند و چه رفتاری نیزبا مردم واقلیتهای مذهبی قومی و نخبگان و اعیان و اشراف و بیگانگان داشته اند؟ 8- به لحاظ سیاسی درشهرهای اسلامی وجود جنگهای خارجی و داخلی و وقوع آشوبها و شورشهای شهری چه تاثیراتی بر زیست شهری جمعی و شکل شهر و روابط اجتماعی مردم داشت؟ 9- شبکه فرهنگی علمی درشهراسلامی، که مولف بود از دانشمندان و فقها و فیلسوفان و ادیبان وعارفان و مدرسان و دانشورزان و دانشجویان چگونه برزندگی فرهنگی شهر دراسلام و بازتولید فرهنگی درشهراسلامی تاثیرگذاربودند؟ 10- ازلحاظ سیاسی و حقوقی، ماهیت آزادی بیان وعقیده و زندگی و نیز امنیت درشهراسلامی چگونه بوده است و چگونه تامین میشده است و نحوه ومیزان تضمین حقوق شهروندی مردم نیز به چه صورت بوده است ؟ 11- به لحاظ هنری و از نظر معماری شهری، فضاهای شهری در شهرهای اسلامی چه خصایص هنری و معماری و شهرسازی داشته اند؟ 12- به لحاظ دینی و فقهی، فقه سنتی چه نسبتی با معماری و شهرسازی در شهر اسلامی داشته و چگونه آموزه ها و احکام فقهی بر شکل معماری شهردراسلام و نیزشکل و محتوای زندگی شهری درشهرهای اسلامی تاثیرگذار بوده است ؟ 13- به لحاظ فرهنگی واجتماعی چه سنخ شناسی ازشهرهای اسلامی درطی دوره های تاریخی گفته شده میتوان داشت؟ 14- از لحاظ اجتماعی فرهنگی چه الگوهای تاریخی برای شکل گیری شهر های اسلامی وجود داشته است؟ 15- علل ودلایل جامعه شناختی ظهور و افول شهرهای اسلامی چه بوده است و دراین میان کدام یک از عوامل سیاسی حقوقی و اجتماعی فرهنگی و اقتصادی و اخلاقی مذهبی بیشتر تاثیر داشته اند؟.

درکناراین پرسشها – مساله ها، که نمونه وار انتخاب کردیم و پاسخ به آنها نیزباید بصورت تاریخی- تجربی با استفاده از رویکردها - دانشهای گفته شده فراهم شود، پرسش راهبردی مهمی هم مطرح میشود با این مضمونها: «یکم - مدرنیته و مدرنیسم و مدرنیزاسیون غربی چگونه فرم و محتوای شهرها درجهان اسلام معاصر را تغییر داده است؟ دوم - تا چه اندازه و چگونه توسعه شهری مدرن و برنامه ریزی شهری مدرن ومدیریت شهری مدرن بر دور شدن شهرهای جهان اسلام کنونی از فرم - محتوای اسلامی دینی آنها موثر بوده است؟ سوم -چگونه و تا کجا و با چه مکاینزمهایی ممکنست بین دین سنتی و مدرنیته شهری مصالحه و تعامل فرهنگی شهری برقرار شود؟ چهارم - آیا اصولا امکان بازگشت  به شهراسلامی بصورت تاریخی آن ممکن و محتمل است؟ پنجم - آیا اصولا بازگشت به شهراسلامی بصورت تاریخی آن مهم و لازم و ضروریست؟ » 

[5] «تیپ شناسی تاریخی – اجتماعی - فرهنگی» که از«شهرهای اسلامی» میتوان داشت.

هم به لحاظ اشتراکات فرهنگی - اجتماعی وتشابهات سیاسی- حقوقی و همگرایی های اقتصادی زیادی که شهرهای اسلامی در دوره های تاریخی چندگانه گفته شده داشته اند و هم به دلیل برخی تمایزات و تفاوت های جامعه ای که شهرهای جهان اسلام دارا بوده اند میتوان گفت که شباهت ها و تفاوت ها موجب شده است که برخی شهرهای اسلامی دوره کلاسیک و میانه را بتوان دریک خوشه فرهنگی- اجتماعی قرار داد و از لحاظ جامعه شناختی آنها را به عنوان یک تیپ اجتماعی منظور کرد. این کار بوِیژه برای شناخت تئوریک و نظام یافته تر و روشمند تر شهرهای اسلامی لازم است و برای پژوهش تاریخی- تجربی دقیق تر این شهرها نیز چنین تیپ شناسی سودمند است.

بگذریم ازاین که بر مینای این تیپ شناسی از شهرهای اسلامی چند مزیت علمی دیگر هم از طریق کاربست «دانش جامعه شناسی تاریخی مقایسه ای شهری» حاصل میشود، از جمله به این صورت که : 1- میتوان آن را مبنای رسیدن به یک «تیپ ایدئال ازشهراسلامی»، درمعنایی که ماکس وبر در جامعه شناسی تاریخی شهری خود برای شهر غربی قرون وسطایی و دوره مدرنیته تصویر کرده است، قرار داد. 2- و نیزاینکه میتوان برمبنای روش مقایسه ای که میان شهرهای اسلامی تیپ بندی شده انجام میشود به شناخت هایی ازتاثیر عوامل جامعه شناختی حاضر و یا غایب دراین شهرها، برمبنای روش علمی جان استوارت میل برای علوم اجتماعی مقایسه ای، و ماهیت این عوامل هم نائل شد.3- ضمن این که میتوان به صورت یک «مقایسه بینا تمدنی- فرهنگی» میان شهرهای جهان اسلام درقرون وسطا و عصرمدرنیته با شهرهای غربی در اروپا هم به شناختی مقایسه ای ازکاستیها و مزایای این شهرهای اسلامی درمقایسه با شهرهای غربی رسید.

درمجموع و در یک وارسی کلی ما معتقدیم که این تیپ شناسی ازشهرهای اسلامی میتواند مبنایی مقدماتی برای مطالعات تکمیلی قرارگیرد: «شهرهای عربی خاورمیانه / شهرهای عربی شمال آفریقا / شهرهای آسیای میانه وخراسان بزرگ/ شهرهای ایرانی/ شهرهای عثمانی/ شهرهای آندلس اسلامی». با توجه به اهمیت استراتژیک عامل دین در شکل گیری تاریخی شهرهای اسلامی و شکل بندی اجتماعی زندگی شهری دراسلام تیپ شناسی تاریخی دیگری هم دراین راستا با لحاظ زمان تاریخی ظهور و افول این شهرها میتوان داشت. یکم - شهرهای هنداسلامی (1750 تا 1000 میلادی)؛ دوم - شهرهای عثمانی (1500 تا 1900 میلادی)؛ سوم - شهرهای هندو چینی دوره اسلامی درآسیای میانه (1200 تا 1900 میلادی)؛ چهارم - شهرهای اروپای اسلامی دراندلس اسپانیا و شبه جزیره بالکان (700 تا 1400 میلادی)؛ پنجم- شهرهای ایران اسلامی دردوره حاکمیت مذهب تسنن (800 تا 1500 میلادی/ و مذهب تشیع( 1500 تا 1900 میلادی )؛ ششم - شهرهای اسلامی خراسان بزرگ (800 تا 1900 میلادی)؛ هفتم- شهرهای آفریقای بربر و اسلامی( 800 تا 1900 میلادی).                      

[6 ] تاثیرات «فرهنگ دینی» بر شکل بندی اجتماعی«شهرهای اسلامی چند فرهنگی» مهمست

«فرهنگ دینی» به معنای گسترده آن شامل منظومه ای از باورها و ارزشها و سنتها و عادات و آیینها و دانشها و اطلاعات مرتبط با دین ومذهب است که مردمان معتقد آنرامبنای دین باوری و دین گرایی و دین زیستی و دین نگری شان قرار میدهند. به عبارتی فرهنگ دینی موتور محرک سبک زندگی دینی و مذهبی معتقدان و باورمندان به دین است . درحقیقت فرهنگ دینی به قول گئورگ زیمل جامعه شناس برجسته آلمانی سده 19 م و از برجسته ترین متخصصان جامعه شناسی دین، دین هم یک شیوه زندگی است و هم یک شیوه دیدن جهان و جهان بینی است. دراین معنا و به گفته ماکس وبر دیگر جامعه شناس برجسته آلمانی سده 19 نیز، که او هم از بنیان گذاران جامعه شناسی دین است، فرهنگ دینی سازنده بخشی مهم ازکنشهای اجتماعی معنادارکنش گران درزندگی اجتماعی است.

بااین نگاه، فرهنگ دینی اسلامی دوره کلاسیک و عصرسنت (سده های 8 تا 19 میلادی / 2 تا 13 هجری) در فرایند شکل گیری شهرهای اسلامی چندفرهنگی که بحث کردیم، یعنی شهرهای عربی و غیرعربی از جمله شهرهای اسلامی ایرانی و عثمانی و خراسان بزرگ و شهرهای هند اسلامی و شهرهای اروپای اسلامی دوره اندلس در اسپانیای امروزین، تاثیرات اجتماعی فرهنگی و سیاسی حقوقی واقتصادی مهمی داشته است و برشکلبندی اجتماعی زندگی درشهرهای اسلامی و نیز برنامه ریزی و مدیریت شهری این شهرها موثر بوده است. لذا لازمست در بررسی شهرهای اسلامی این بخش از مطالعه نیزدیده شود. به این منظور ذکرچند نکته راهنما،که نشان میدهد چرا و چگونه فرهنگ های دینی و آیینهای مذهبی برزندگی و مدیریت و سیاست و حقوق و اجتماع و اقتصاد «شهرهای اسلامی چند فرهنگی» موثربوده است، سودمنداست.

هرچند اسلام گرایی طایفه ای وقبیله گرا و محدود به سبک عرب جاهلی پیشا اسلام و پسا اسلام در شبه جزیره عربستان مهم بود و تاثیرگذار بر فرم و محتوای شهرهای اسلامی، اما از منظر اصلی مورد بحث ما که یک «جامعه شناسی تاریخی جغرافیایی فرهنگی شهرهای اسلامی چندفرهنگی» است میتوان در «شهرهای اسلامی چندفرهنگی» مورد بررسی چند نوع فرهنگ دینی تشخیص داد که به صورت تاریخی و اجتماعی حضور داشته اند و موتور محرکه زندگی مذهبی واجتماعی معتقدان بوده اند. مهم ترین این فرهنگ ها که درادامه بحث خواهند شد عبارت بوده اند از: «فرهنگ دینی مداراگرا، فرهنگ دینی تعصب گرا ، فرهنگ دینی اخلاق گرا، فرهنگ دینی عقلانیت گرا، فرهنگ دینی مدنیت گرا، فرهنگ دینی علم گرا». حاملان این فرهنگ ها یعنی نیروهای اجتماعی و کارگزاران اجتماعی که این فرهنگ ها را تبلیغ و ترویج و تشویق و محقق میکرده اند هم محل توجه است. از جمله میتوان به «فرهنگ دینی اخلاقی و مداراگونه عارفان، فرهنگ دینی تعصب آمیز و سخت گیر و خشک اندیش فقهیان، فرهنگ دینی عقلانی فراگیر بازرگانان و تاجران، فرهنگ دینی خشونت آمیزنظامیان، فرهنگ دینی عقل گرای فیلسوفان و دانشمندان» اشاره کرد. به این صورت مهمترین حاملان اجتماعی فرهنگ های دینی در شهرهای اسلامی چند فرهنگی «عارفان و فیلسوفان ودانشمندان و ادیبان و فقیهان و بازرگانان و نظامیان و سیاست پیشگان» بوده اند. این فرهنگهای دینی، همان طورکه درادامه آمده است، به نحوی خاص برشکلبندی اجتماعی زندگی در شهرهای اسلامی چند فرهنگی مورد بحث موثر بوده اند.

 1- فرهنگ دینی، با جهت دادن به سیاستهای حکومتهای مستقر در شهرهای اسلامی، موجب تعیین نوع حاکمیت (مردمی بودن یا نبودن) و شیوه حکومت کردن (آمرانه وجاهلانه یاعالمانه وعاقلانه) وطرز سلوک حکومت با مردم (رفتار از سر قدرت و زور یا رفتار از سر شفقت و مهرورزی) هم بوده است. برای نمونه فرهنگ دینی که رابطه حکومت و مردم را یک رابطه انسانی و اخلاقی تلقی میکرده است به سیاست ورزی انسانی تر و اخلاقی تر و مردمی تر منجر میشده است و برعکس. کافیست اشاره شود که در برخی دوره های تاریخی از جمله دوره طلایی تمدن اسلامی( سده های 10 تا 12 میلادی ) و پیش از حمله مغولان (در سده 13 میلادی) وجود فرهنگ دینی متمایل به علم گرایی و دانشورزی و عقل گرایی و وجود حکومتهای نسبتا عاقل تاثیرگذار بوده و درنتیجه بر رشد فرهنگ وتمدن و معنویت و اخلاق درشهرهای اسلامی چند فرهنگی گفته شده هم تاثیرمثبت داشته است. حال انکه دردوره های پر ازجنگ و نزاع و پر ازکین توزی مذهبی و بخاطر وجود فرهنگ دینی که تعصب آمیز و مخالف علم ورزی وعقل گرایی و مخالف اقلیتهای مذهبی و جریانات فکری دگراندیش بوده است، حکومتها نیز در راستای این فرهنگ دینی نامناسب به سمت اعمال خشونت و اعمال سلطه بر زندگی اجتماعی در شهرهای اسلامی متمایل شده اند.

 2- فرهنگ دینی ازطریق گروهبندی های مذهبی و فرقه ای که در شهرهای اسلامی چند فرهنگی حضور داشتند عمدتا بر نحوه هم زیستی تعاملی یا تقابلی این گروههای اجتماعی موثر بوده اند. مشخص شده است که فرهنگ دینی تعصب آمیز و انحصارگرا، با تشویق رفتار تنش آمیز با فرقه های مذهبی مذهبی خصوصا یهودیان و مسیحیان و حتی در دوره هایی ایجاد تنش میان فرقه های صوفی، به چالشی شدن زیست شهری در شهرهای اسلامی دامن زده است. شکل گیری گتوهای مذهبی متعدد یا مناطق و ناحیه ها و محلات مسکونی که متعلق به یک قومیت و یا نژاد و یا فرقه مذهبی خاص بوده است را میتوان بخشی از شکلبندی اجتماعی شهری درشهرهای اسلامی چند فرهنگی دید. گتوهای مذهبی درحقیقت حصارهای امن شهری برای زندگی اقلیتهای مذهبی درشهرهای اسلامی چند فرهنگی بوده اند. هرچندگاه به همین گتوهای مذهبی نیز به ویژه گتوهای یهودی- مسیحی نشین در شهرهای اسلامی حمله میشده و این گتوها غارت میشدند و اقلیت های مذهبی ساکن این گتوها دچار تلفات جانی و مالی هم میشدند.

3- هم چنین میتوان به نقش و تاثیر مثبت یک فرهنگ دینی متمایل به تجارت و بازرگانی و معامله اقتصادی آزاد با همه قومیت ها و فرقه های مذهبی هم اشاره کرد که موجب میشد تا درشهرهای اسلامی چندفرهنگی، نوعی روابط اجتماعی دموکراتیک و همه گیرشکل گیرد. در روابط تجاری اقتصادی، که وفق نظریه جامعه شناسی اقتصادی ماکس وبر نوعی کنش اجتماعی معطوف به عقلانیت ابزاری است، فقط انجام معامله اقتصادی برابر و منصفانه و منفعت طللبانه برای طرفین (فروشنده- خریدار و یا تولیدکننده- مصرف کننده و یا کاسب - مشتری) که تابع الگوی اقتصادی اجتماعی تحلیل هزینه- فایده است مهم و لازمست، ولذا مهم نیست که طرف معامله اقتصادی تاجر مسلمان یهودی است یا مسیحی و یاکافر حربی و برعکس .                  

در مجموع داده های ادبیات موجود بویژه کارتحقیقی حجیم و ارزنده و جامع م.ایرا لاپیدوس باعنوان«تاریخ جوامع اسلامی» (،1387،انتشارات اطلاعات، ترجمه علی بختیاری زاده ، 1290 صفحه) و همچنین کار مهم و جامع و ارزشمند ادیتوریالی و 2 جلدی سلما خدری جیوسی و همکارانش با عنوان « تاریخ شهر در جهان اسلام » (2008 ، انتشارات بریل، 1600 صفحه) و وارسیهای ما روی این داده ها نشانگر چند نکته تاریخی اجتماعی مهم دیگر نیز هست، ازجمله اینکه: یکم- «فرهنگ اسلام بازرگانان» ازطریق سفرهای تجارتی به شرق آسیا به ویژه شهرهای اسلامی در هند و چین و مالزی و اندونزی و برخی شهرهای اسلامی آفریقایی به شکل گیری نوعی فرهنگ دینی تعاملی کمک کرده بود. دوم- «فرهنگ اسلام نظامیان» درشهرهای عربی عراق (کوفه و بصره ) شکل بندی اجتماعی پرچالشی را شکل داده بود. سوم- «فرهنگ اسلام عالمان» نیزبخاطر جهتگیرهای عقلی تجربی فکری که داشت، و از حسن اتفاق برگرفته از آموزه های علم گرایانه و عقل گرایانه و تجربه گرایانه متن مقدس (قرآن) نیزبود، در شهرهای اسلامی خراسان بزرگ و آسیای میانه امروزین (از بلخ و خوارزم و هرات وسمرقند و مرو تا توس و نیشابور و پشت دروازه های چین در ترکستان و هندو چین) موجب شکوفایی فرهنگی و ادبی و هنری و علمی و فقهی وعرفانی شده بود. چهارم- «فرهنگ اسلام فقیهان» نیز درشهرهای اسلامی چون مدینه و بصره موجب شکل گیری مکاتب فقهی مهم و حتی کمک به شکل گیری مذاهب فقهی چهارگانه تسنن (مالکی  و شافعی و حنبلی و حنفی) شده بود و به نوعی برشکل بندی اجتماعی زندگی مردمان عادی هم ازطریق تلاش برای فقهی تر شدن زندگی و اجرای شریعت دینی در زندگی و هنر و ادبیات و معماری و شهرسازی از طریق بازار و مدرسه و مسجد و محله و دارالخلافه- یعنی فضاهای حیاتی و محوری شهرهای اسلامی- موثربود .

[7] «ریختارشناسی اجتماعی » به شناخت «شکل شهری» در « شهرهای اسلامی چند فرهنگی» و «کارکردهای چند گانه» شهر اسلامی کمک میکند.

ریختارشناسی اجتماعی یا مرفولوژی اجتماعی شکل شهر را توصیف میکند و نشان میدهد شهر ازچه عناصر-فضاها و محلها وجاها و مکانهای عمومی- مهم و محوری برخوردار است. با کاربست ریختارشناسی بمعنای گفته شده میتوان نقشه ای از فضاهای محوری در« شهرهای اسلامی چند فرهنگی» را بازیابی کرد. این نقشه به شناسایی کارکردهای اصلی شهرهای اسلامی هم کمک میکند، چرا که از منظر مرفولوژی اجتماعی، درمعنایی که گفتیم،یک «پیوستارفضا- فعالیت – کارکرد – عملکرد - دستاورد» وجود داردکه برای شناخت «فلسفه وجودی شهر اسلامی» نیز ضروریست. عناصر فضایی زیربخشی از ریختارشناسی شهراسلامی هستند که بیش و کم با اندکی واریانس فرهنگی- اجتماعی دراکثر شهرهای اسلامی چند فرهنگی وجود داشته اند.

در ادامه به این ریختارشناسی در سه بعد اجتماعی فرهنگی و سیاسی حقوقی و اقتصادی آن خواهیم پرداخت. پیش ازآن لازمست گفته شود که از منظرجغرافیای تاریخی شهری، شهراسلامی به اصطلاح یک «کوارتت توپولوژیک» یعنی یک فضاشناسی چهارگانه محیطی نیزداشته است که تعیین کننده نحوه زندگی سیاسی- اجتماعی شهر و شهرنشینان وحاکمان شهری بوده است. این شکل به این صورت بوده است: یکم- «ارگ» حکومتی در مرکز مرتفع شهر (که محل کار و زندگی حاکم وکارگزاران حکومتی و تشکیلات حاکمیتی و اعیان و اشراف وابسته به حاکم و حکومت بوده است)؛ دوم - «شار»، در حلقه اول پیرامونی ارگ (که محل کاروزندگی بازاریان و تجار بوده است)؛ سوم - «سوادشهر»، در حلقه دوم پیرامونی شار (که محل کار و زندگی مردمان عادی و پیشه وران و اصناف وکسبه بوده است)؛ چهارم - «ربض »، بخش بیرون از شهر و خارج از برج و باروی شهرکه حالت روستایی و کشاورزی و بیابانی داشته است (و محل زندگی روستاییان و عشایر بوده است).

اما ازمنظر اکولوژی اجتماعی اگربه ریختار شناسی شهر های اسلامی چند فرهنگی نگاه کنیم به این تصویر خواهیم رسید : 1- در بعد اجتماعی فرهنگی، شهراسلامی دارای «مسجد – محله – مدرسه – میدان – خیابان – حمام – منزل – کاروانسرا - رباط- آب انبار» بوده است. 2- دربعد سیاسی حقوقی هم شهراسلامی دارای «ارگ حکومتی – برج و بارو – پادگان - عسس خانه - داروغه خانه - عدلیه» بوده است. 3- در بعد اقتصادی شهر اسلامی دارای «بازار- اصناف - بنگاه» بوده است.

با وجود تفکیک فضایی نسبی در شهرهای اسلامی، بصورتی که گفته شد، اما نوعی پیوستگی ذاتی در فضا- فعالیت وجود داشته است که ناشی از درهم تنیدگی یا ادغام فضا- فعالیت بعنوان نمادی از وجود یک سیستم شهری است. به این معنا میتوان از یک کوارتت مرفولوژیک یا شکل چهارتایی درشهرهای اسلامی بصورت « ارگ حکومتی- مسجد- مدرسه- بازار» نام برد. وجود این وحدت فضا- فعالیت از منظرجامعه شناختی، نشان میدهد چگونه در « سیستم شهر اسلامی» وجوه سیاست و حقوق و اجتماع و فرهنگ و اقتصاد درهم تنیده شده بودند و اینکه چگونه دین و سنت هم چون نخ تسبیح این وجوه را به هم متصل میکرده است.

همین وحدت سیستمیک شهری را میتوان را میتوان در«کارکردهای چندگانه» شهراسلامی ملاحظه کرد. اینها مشتمل اند بر : 1- کارکرد مسکونی برای فراغت و استراحت ( وجود محله و منزل و کاروانسرا و رباط )؛ 2- کارکرد اقتصادی برای تامین معیشت خانوار (وجود بازار و کسب و کار و معامله و تجارت)؛ 3- کارکرد نظامی برای تامین نظم و امنیت داخلی (وجود پادگان و ارتش و پلیس)؛ 4- کارکردسیاسی برای تدبیر ملک و ملت (وجود ارگ حکومتی وتشکیلات حاکمیتی)؛ 5- کارکرد دینی برای تامین معنویت و تقویت دیانت و تضمین سعادت آخرت ( وجود حوزه های علمیه و مساجد و تشکیلات روحانیت و خانقاه صوفیان و زاویه درویشان و حلقه های علمی مساجد)؛ 6- کارکرد آموزشی برای توسعه دانش و ارتقای فرهنگ و تمدن و هنر و ادب و فرزانگی (وجود مدرسه و دارالعلم و کتابخانه و رصدخانه)؛ 7- کارکرد حقوقی برای تامین عدالت و انصاف و تضمین و تثبیت قانون(وجود عدلیه و نظمیه).               

[8] یک «شهر شناسی مقایسه ای» میتواند به شناخت «کاستی ها و امتیازات» شهر اسلامی کمک کند 

  «روش مقایسه»، بعنوان یکی از روشهای مهم علوم اجتماعی، برای شناخت هم زمان تفاوتها و تشابهات رخدادها و پدیده ها به کار میرود. وفق منطق روش مقایسه، که بسیار وام دار آرای روش شناختی جان استوارت میل فیلسوف اجتماعی سده 18 میلادی و بویژه روش تغییرات متقارن و حضور و غیاب عوامل مداخله گراست، هم چنین ازطریق مقایسه علمی میتوان تاثیر حضور یاغیبت عوامل اجتماعی فرهنگی وسیاسی حقوقی و اقتصادی درشکل دادن به رخدادهای تاریخی وپدیده های اجتماعی فرهنگی و سیاسی حقوقی و اقتصادی را نیز فهم کرد. به گفته فیلسوفان علوم اجتماعی روش مقایسه در علوم اجتماعی جایگزین روش آزمایش در علوم طبیعی تجربی است چون به لحاظ ویژگیهای منحصر بفرد تاریخ و جامعه و فرهنگ امکان آزمایش تجربی به سبک علوم طبیعی تجربی( فیزیک و شیمی و زیست شناسی و زمین شناسی و مهندسی و پزشکی ) یعنی سنجش آزمایشگاهی و میدانی تاثیر یا عدم تاثیر یک عامل یا متغیر مستقل برمتغیر دیگر یا متغیر وابسته ممکن نیست و یا بسختی امکان پذیراست. در این خصوص چند نکته مبنایی خواهیم گفت.

1- از منظر مقایسه ای میتوان نگاهی کلی به خصایص شهرهای باستانی غربی و شرقی داشت که از لحاظ تاریخی شکل گیری برخی ازین تیپ شهرها- خصوصا شهرغربی مورد مطالعه ماکس وبر،که شهر رومی و بیزانسی و قرون وسطای مسیحی نمونه معرف آن بوده است- و حضور جغرافیایی شان همزمان با «شهرهای اسلامی چند فرهنگی» بوده است. 2- این مقایسه را میتوان از لحاظ تاریخی پیشتر هم برد و شهراسلامی سده های 8 تا 10 میلادی را با شهرهای باستانی در هند و چین و بین النهرین و مصر و ایران باستان پیشا اسلام، یعنی سده های پیش ازمیلاد و پس از میلاد، مقایسه کرد. از این نگاه نمیتوان به «شهر عربی جاهلی پیشااسلام» در شبه جزیره عربستان، شامل مناطق طایف وحجاز و یمن و مکه و یثرب (مدینه النبی بعد از اسلام)،پرداخت چون در این مناطق به معنای جامعه شناختی آن شهریت و شهرنشینی در پیشا اسلام ظهور و بروز جدی نداشته است؛ هرچند شهر مکه پیشا اسلام (به اصطلاح جغرافیدانان رومی و یونانی، مکورابا) از منظرجغرافیای تاریخی برای اعراب جاهلی هم یک شبه دولت فدرال قبیله ای- با محوریت قبیله قریش- بوده است و هم نقش یک محور اقتصادی سیاسی و فرهنگی برای شبه جزیره عربستان را داشته و هم بصورت یک پل تبادل اقتصادی سیاسی بین دو تمدن درخشان ایران باستان و روم باستان و جهان یهودی مسیحی عمل کرده است. با این وصف همانطور که گفیتم امکان اینکه بتوان از تاثیرات زیست شهری و روحیه اجتماعی شهریت درمکه، دست کم با داده های کم موجود، سخن بمیان آورد بسیار کم است. با اینحال میدانیم (دستکم بخاطرداده های موجود درآثار ارزنده ای چون" تاریخ عرب قبل از اسلام"1391، نوشته عبد العزیزسالم، ترجمه باقرصدری نیا، انتشارات علمی و فرهنگی/ "تاریخ خاورمیانه" 1391، نوشته برنارد لویس، ترجمه حسن کامشاد، نشر نی) که شکل شبه شهری مکه شامل چند فضا – نهاد مهم ازجمله کعبه (مرکز انجام آیینهای مذهبی بت پرستانه عرب جاهلی وخواندن اشعارجاهلی و معلقات سبعه و محل تجمع برخی از حنفا یعنی پیروان آیین توحیدی ابراهیم) و دارالندوه (مرکز شورای قبیله ای برای تصمیمات سیاسی حقوقی) و بازار عکاظ ( محل تبادلات تجاری و معاملات اقتصادی و کسب وکار) بوده است.

3- از لحاظ مقایسه ای و بینا تمدنی، شکل اجتماعی درشهرهای بین النهرین و هند و چین و مصرشامل چند عنصر فضایی- نهادی مهم بوده اند: «دربارسیاسی- معبدمذهبی- میدان مردمی- بازاراقتصادی». این درحالیست که درشهر مسیحی قرون وسطایی فضا - نهادها گسترده تربوده و عبارت بوده انداز: «دربارسیاسی- کلیسای مذهبی- اسکولای علمی مذهبی- دادگاه حقوقی مذهبی- یونیورسیتاس علمی فلسفی- بازار اقتصادی- میدان مردمی». اما پیشرفته ترین صورت شکل شهری و شکل اجتماعی شهر را درشهریونانی- رومی میتوان دید: «آگورا یا فروم مردمی- اکلزیا و مجلس سنای سیاسی- بلتریون یا شورای مردمی- ژیمنازیوم و استادیوم ورزشی– ترمائوم یا حمام – میوزیوم هنری – آکروپولیس فرهنگی و معبد مذهبی- آکادمئوس علمی فلسفی».

4- مقایسه شهر غربی یونانی– رومی با شهر پارسی– هلنی مانند پرسپولیس یا شهرهای شاهی مانند هگمتانه (همدان امروزی) و هکاتم پولیس (دامغان امروزی) و رگا (ری امروزین) و شوش و مانند آن، فارغ از سابقه 5 هزارساله «شهریت آریایی» در شهر سوخته و شهرهای عیلام و شوش و بابل و چغازنیبل و مانند آن که فعلا مورد مقایسه نیست، هم قابل توجه است. در شهر ایران باستانی دوره مادی- هخامنشی– سلوکی یونانی- اشکانی– ساسانی (1000 قبل از میلاد تا 700 میلادی) هم میتوان چند عنصر فضایی نهادی مهم را تشخیص داد: «دربارشاهنشاهی و مرکز اداره امپراتوری جهان گستر- معبد مذهبی و آتشکده زرتشتی و کتابخانه مذهبی– بازار اقتصادی- مدرسه علمی فلسفی- پادگان ارتش شاهنشاهی– میدان مردمی– انبار غلات - خزانه و بایگانی امپراتوری». نکته جامعه شناسی تاریخی ماجرای شهر اینست که شکل شهری و شکل اجتماعی سیاسی شهر یونانی- رومی باستان که در فضای نسبتا دموکراتیک دولتشهر یونانی (پولیس) شهر وندمدار (پولیتس) شکل میگیرد، طبیعتا با شکل شهری– اجتماعی– سیاسی شهر پارسی در امپراتوری جهان گستر (امپریالیست) متفاوت است؛ چون مبتنی بر نوعی استبداد شرقی شاهنشاهی همراه با سلطه و هژمونی مذهبی زرتشتی توتالیتر همراه است .       

5 – اما توسعه پیشرفته تر شکل شهری و شکل فرهنگی اجتماعی شهرها در غرب با تحولات ناشی از مدرنیته و رنسانس همراه است. از این منظر و وفق پژوهش ارزنده ماکس وبر ("شهردرگذرزمان" 1393، با مقدمه دان مارتیندال، ترجمه شیوا کاویانی، شرکت سهامی انتشار)؛ شهر مدرنیته با پشت سرگذاشتن تحولات در دوره بورژوازی به یک ثبات نسبی از شهریت حقیقی خود میرسد ولذا به گفته ماکس وبر شهر غربی با این چند «فضا – نهاد – فرم - فعالیت» اقتصاد سیاسی و اجتماعی حقوقی مهم و مبنایی و موثر شناخته میشود: «برج و باروی نظامی- دادگاه عرفی- بازار عقلانی- اصناف و اتحادیه های حقوقی شغلی- دولت محلی مستقل عرفی- شهروندان صاحب حق و وظیفه».               

[9] طرح مساله «سیاستها و چالشها» در «شهرهای اسلامی چند فرهنگی» هم به فهم تاریخی «زندگی روزمره» در شهراسلامی کمک میکند و هم برای درک اجتماعی از «زندگی شهری و شهریت» در «تمدن اسلامی عصر سنت» سودمند است .

در جهان مدرن و در بافتار سیاست مدرن – وفق چهارچوبهای دانش سیاسی و فلسفه سیاسی و جامعه شناسی سیاسی- منظور ازسیاستها، خط مشی های ثابت و پیش بینی شده و هدفمند و برنامه ریزی شده و سازمان یافته ای است که برحسب توان و تمایل نهادهای حاکمیتی و مقتضیات محیطی برای مدیریت اجتماع و کشور و دولت و کنترل مردم با هدف تضمین امنیت و تامین بقای حکومت ها اتخاذ میشود. هر چند در بافتار سیاست کلاسیک و سنتی در عصر قدیم انتظار وجود یک سیاستگذاری به معنای مدرن آن که وصف شد، دور از منطق جامعه شناختی است؛ با این وصف تصوراین که دردوران کلاسیک و پیشامدرن در غرب مسیحی(سده های 3 تا 18 میلادی) و جهان اسلام(سده های 8 تا 18 میلادی) شبه سیاست گذاری برای مدیریت جامعه و شهر وجود نداشته است هم، تصوری  است دور از امر واقع .

لذا ازین منظر ما نیز با نظرداشت این موضوع که در فرایند حکومت داری خط مشی هایی برای «سیاست مدیریت و برنامه ریزی شهرهای اسلامی» قابل شناسایی و توصیف است، به این مساله خواهیم پرداخت. با این توضیح که فقط به طرح پرسشهایی کلیدی و راهنما میپردازیم که راهنمای مطالعات تکمیلی و فراهم سازی پاسخ های تاریخی- تجربی به این پرسشها در خصوص سیاست ها هستند. دلیل اینست که فعلا در این مقطع از مطالعه و بحث در کلاس درس داده های تاریخی و تجربی در اختیار نداریم که بتواند در حکم پاسخ باشد. اما این پرسشها را میتوان در مطالعات بعدی و تکمیلی بعنوان راهنمای کاربرای ارجاع به «ادبیات مطالعات شهرهای اسلامی»  بکار گرفت تا به پاسخ ها رسید. لازم میدانم ذکرکنم که به گفته پوپر علم مدرن با مساله – پرسش آغاز میشود و طرح آنها خود نیمی از مسیر مطالعه و پژوهش است. بنابراین باید مساله - پرسش خوب و دقیق و درست و واقعگرا طرح شود تا نیمی از راه پژوهش و مسیر مطاله درباره یک موضوع – در اینجا «سیاست شهریت در شهرهای اسلامی» - بصورت صحیح آن طی شود. اما آن پرسشها:

  1. سیاستهای حکمرانی: حاکمان شهر چگونه حکومت میکردند؟ چه افرادی حاکم بودند؟ حاکمان چه نوع رابطه ای با مردم داشتند؟ حاکمان با نخبگان واعیان و اشراف چگونه برخورد میکردند؟ حاکمان با محیط خارج از دایره حکومت خود چه مواجهه ای داشتند؟. آیا در انتخاب حاکمان شهر با مردم مشورت میشد؟ ماهیت  و کیفیت مشارکت مردم در اداه امور شهر چگونه بوده است ؟
  2. سیاست های حقوقی: مردم در رابطه با حکومت و هیات مدیریت شهر (عسس و گزمه و داروغه و کلانتر و محتسب و پاسبان وحاکم) چه حقوقی داشتند؟ وظایف حقوقی شهرنشینان چه بود؟ نظام قضایی حقوقی چگونه کار میکرد؟ قواعد و قوانین زیست شهری چگونه تنظیم میشد؟ به تخلفات کسب و کار شهری چگونه رسیدگی میشد؟
  3. سیاست های دینی و فقهی: دین چه نقشی در زیست شهری داشت؟ فقه چگونه زیست شهری و رفتار شهرنشینان را تنظیم میکرد؟ رابطه فقه و معماری سنتی و شهرسازی چگونه بود؟ اقلیت های مذهبی ساکن در شهرها چه حقوقی داشتند و با آنان چگونه رفتار میشد؟ فقه در مورد معماری و ساخت و ساز در گتوهای شهری متعلق به اقلیتهای مذهبی و قومی و نژادی چه قواعدی وضع کرده بود؟ نهاد مسجد چه تاثیر اجتماعی بر زندگی مردم  داشته است ؟ برگزاری آیین های مذهبی در شهر چگونه مدیریت میشده است ؟ حوزه های علمیه مذهبی و نهاد روحانیت در شهر چه رابطه اجتماعی با مردم داشته اند؟
  4. سیاست های اقتصادی : رابطه مردم و بازار چگونه بود؟ حق مشتری و مصرف کننده و خریدار چه بود؟ حاکمیت برای رفع فقر و محرومیت در شهرها چه تمهیداتی اندیشیده بود؟ چه نهادهایی برای تامین رفاه محرومان وجود داشت ؟ نهادهای نیکوکاری و خیریه و وقف و صدقات تا چه اندازه به رفع فقر و نابرابری شهری کمک میکردند؟ رابطه تاجران و مالکان و بازاریان و اصناف و پیشه وران و کسبه با مدیریت شهر و اصطلاحا بلدیه و عدلیه و نظمیه چگونه بود؟ امور مالیه شهری مانند عوارض و مالیات و باج و خراج و جزیه چگونه تنظیم شده بود؟
  5. سیاست های فرهنگی و اجتماعی : تا چه اندازه مردم در مدیریت شهر و محله به مشارکت گرفته میشدند؟ وضع مسکن و شغل و رفاه و بهداشت مردم در شهرها چگونه بوده است ؟ نظام آموزش و پرورش و مدرسه چگونه کار میکرده است؟ چه تمهیداتی برای گذران اوقات فراغت و سبک تفریح و سرگرمی مردم وجود داشته و سبک زندگی روزمره مردم نیز چگونه بوده است؟ وضعیت سرمایه اجتماعی و اعتماد اجتماعی و امید اجتماعی در شهر به چه صورتی بوده است؟ اخلاق اجتماعی شهر و شهر نشینان چگونه بوده است؟
  6. سیاست های خدمات شهری: مسایل اجتماعی شهری مانند جرم و جنایت وسرقت و انحرافات اجتماعی چگونه مدیریت میشده است ؟ رسیدگی به بهداشت و نظافت شهرها و محله ها و بازارها و اماکن عمومی چگونه بوده است ؟ آیا مساله ای بنام ازدحام شهری و شلوغی شهر و تراکم شهری وجود داشته است و اگر بوده چگونه مدیریت میشده است؟ آیا نهادهایی مانند گرم خانه و نواخانه و مهمان پذیر برای رسیدگی به بی خانمان های شهر و محرومان شهری و مسافران و بیگانگان و غریبه ها وجود داشته است ؟ وضع مهاجرت به شهر و پناهندگی در شهر چگونه بوده و چگونه مدیریت میشده است ؟

میدانیم که شهرها در جهان چند فرهنگی اسلام عصر سنت یعنی سده های 8 تا 19 میلادی (سده های 2 تا 13 هجری) دستخوش بحرانها و چالشها و مشکلاتی هم بوده اند: ازجنگ ها تا سیل و زلزله و طاعون و قحطی و کشتارهای فرقه ای و مذهبی و نزاع های قومی مرگبار. با این وصف زندگی در شهرها احتمالا – و نه لزوما - با چالشهای اجتماعی بنیانی هم همراه بوده است یا میتوانسته است همراه باشد ، سوای آنچه گفتیم، چالشهایی که گاه چندان پنهان و پوشیده بوده اند که به حس درنمی امدند و به تجربه علمی هم تن نمیدادند و حتی گاه فرهیختگان اجتماع هم درکشان نمیکردند، ولی گاه مگر در مواقعی خاص به ادبیات شیرین عربی و  پارسی و حکایتهای اجتماعی بزرگانی چون سعدی شیرازی و یا سفرنامه نویسان بزرگی چون ناصرخسرو و شاعران منتقدی چون خواجه حافظ شیرازی و دیگران راه میافتند. اینها چالشهایی بودند که زندگی شهری را نسبتا بحرانی میکرده اند و زیستن معنادار را هم سخت و دور از دسترس میساختند ، و شهرنشینان و شهریت را هم از اخلاقیت و معنویت و مدنیت و عقلانیت دور میساختند. ازجمله میتوان به این چالشها اشاره کرد:

«وجود متن شهری و حاشیه شهری/ وجود فقیر و غنی/ وجود محلات اعیان نشین و فقیر نشین/ وجود شکاف بین دارا و ندار/ وجود اکثریت و اقلیت / وجود نابرابری و تبعیض و اجحاف و بی عدالتی و بی انصافی / وجود شهری و روستایی/ وجود اکثریت بی سواد و اقلیت با سواد/ وجود سلطه حکومت و هژمونی فقه / و فور مرگ و میر / وجود بی اعتمادی اجتماعی به حاکمیت / وجود ناامیدی اجتماعی نسب به آینده / وجود ریا کاری و فریبکاری مذهبی/ وجود بی اخلاقی اجتماعی/ وجود ستمگری حاکمان و ستم پذیری محکومان/ وجود لاابالیگری اجتماعی و بی تفاوتی اجتماعی/ وجود انزوای اجتماعی و زیست درویشی». این چالشها نیز در سیر مطالعاتی شهراسلامی قابل وارسی هستند.       

[10] نگاه «مطالعات فرهنگی شهر» هم برای فهم عمیقتر «شهریت در شهرهای اسلامی چند فرهنگی» ضروریست. 

نگاه دانش چند رشته ای مطالعات فرهنگی، به شهر یک نگاه فرهنگی است؛ البته با سویه های سیاسی و حقوقی و اقتصادی و نیز با نگاه به پیامدهای اجتماعی فرهنگ در شهر. لذا در «مطالعات فرهنگی شهر وشهری»، که کمتر هم مورد توجه واقع شده است دست کم در ایران، شهر یک فضا - مکان فرهنگی چند کارکردی و چند لایه برای مردم جهت گذران زندگی روزمره شان است و جایی است که مردم خودشان میسازند و خودشان هم استفاده میکنند. درحقیقت در نگاه مطالعات فرهنگی شهری، اگر چه فرم فیزیکال و کالبدی و به اصطلاح شکل شهرها، توسط «نخبگان» یعنی معماران و مهندسان و شهرسازان و مدیران شهرها و برنامه ریزان شهری و طراحان شهری ساخته میشود و حتی غیرنخبگان یعنی بساز و بفروشها و دلالان شهری سفارش ساخت انرا میدهند و بنگاههای املاک و مستغلات فضاها و آپارتمانها و مراکز خرید و مارکت ها و مگامالها را خرید و فروش میکنند؛ اما در نهایت این «مردمان عادی و متعارف و تیپیکال » هستند که شهر را به اصطلاح «مصرف» میکنند. یا به بعبارتی «محتوای شهر» را همین مردمان عادی تعیین میکنند.

بنابراین درنگاه مطالعات فرهنگی شهری، که میخواهیم ازآن در اینجا برای «شهرهای اسلامی چند فرهنگی» استفاده کنیم، به یک معنای رایج که غالب - قالب است ، شکل شهری را «نخبگان شهر» میسازند یا تولید میکنند ولی محتوای شهر را «مردم شهر» شکل میدهند و مصرف میکنند. و به این معنا و تاجایی که با «مطالعات شهرهای اسلامی» پیوند میخورد باید دید تا چه اندازه داده تاریخی و تجربی از شهرهای اسلامی چند فرهنگی برای توصیف «مطالعات فرهنگی شهراسلامی» دراختیارداریم. فعلا درحد داده های موجود از شهرهای اسلامی، میدانیم که میتوان چندموضوع اصلی مطرح در مطالعات فرهنگی شهر را برای مطالعه شهر اسلامی از منظر مطالعات فرهنگی شهری طرح بحث کرد، ازجمله میتوان به این مضامین اجتماعی توجه کرد :

«هویت شهر، هویت شهری مردم شهرنشین، معنای شهر در نزد مردم شهر، زندگی روزمره مردم درشهر، فضاهای عمومی شهر، فرهنگ شهر، اوقات فراغت مردم درشهر، مسایل فرهنگی شهر، طراحی شهر، نحوه حضورمردم در شهر، نحوه مواجهه مردم با شهر ، بافتارفرهنگی شهر، هراس اخلاقی درشهر، آنومی شهری، ترومای فرهنگی درشهر ، نزاع فرهنگی درشهر، رویکرد فرهنگی معماران سنتی به شهر، رویکرد فقهی سنت گرایان مذهبی به فرهنگ شهر، نحوه مصرف کالاها وخدمات فرهنگی در شهر توسط مردم، شیوه تولید کالاهای فرهنگی در شهر، رویه عرضه  خدمات فرهنگی در شهر، امکانات تفریح و تفرج وگردشگری در شهر، فرهنگ کسب و کار و معامله اقتصادی در شهر، فرهنگ مبادله در شهر، فرهنگ نیکو کاری دینی و مددکاری اجتماعی در شهر، فرهنگ فعالیتهای روشنفکری».

با توجه به اینکه در مطالعات فرهنگی مساله «امر پوپولار یا مردم پسند و مردمی و عامه پسند » هم مطرح است - یعنی اینکه چه چیزی را و چگونه مردم برحسب ذائقه و سلیقه و علاقه و نیاز و تشخیص خودشان تولید میکنند بدون این که نخبگان وکارشناسان برنامه ریزی کرده باشند و همان را نیز آنگونه که خودشان میخواهند و نه این که نخبگان و کارشناسان تعیین کرده باشند طبق تشخیص و نیاز شان و بدلخواه شان مصرف میکنند- لذا میتوان از این منظر هم به ماهیت «امر پوپولار در شهرهای اسلامی چند فرهنگی» اشاره کرد. از این حیث چند مساله - مضمون اجتماعی مهم مطرح میشود، از جمله این چند پرسش مهم :

« آیا و چگونه در شهرهای اسلامی چند فرهنگی میتوان از وجود یک تمایز بین "شهر پوپولار و مردم پسند و عوام" و "شهر نخبگان یا خواص" نام برد؟ آیا و چگونه در شهر اسلامی امکان شکل گیری" فرهنگ مقاومت مردمی"در برابر" فرهنگ قدرت حکومتی"ممکن بوده است؟ آیا و چگونه در شهراسلامی امکان شکل گیری "فرهنگ روشنفکری و دگراندیشی "دربرابر" فرهنگ عمومی حکومتی "ممکن بوده است؟ آیا و چگونه در شهر اسلامی امکان شکل گیری "فرهنگ نوظهورمردمی" در برابر" فرهنگ غالب- قالب نخبگی" ممکن بوده است؟».

[11] «نگاه ساختاری- نهادی» به «شهراسلامی» میتواند شناختی از «جریان زندگی اجتماعی» در «شهرهای اسلامی چند فرهنگی» را ترسیم کند.

حسن و مزیت نگاه ساختاری و نهادی به زندگی اجتماعی اینست که موجب میشود زندگی در جامعه و فضای مهم و اصلی و محوری آن یعنی «اجتماع محلی  شهری» را در کلیت آن و به صورت منتظم و نظم یافته و الگودار آن که معمولا یک روال فرهنگی و روند تاریخی و فرایند اجتماعی «ثابت» است فهم کنیم. از این لحاظ «شهرهای اسلامی چند فرهنگی» درطول تاریخ  نسبتا هزار و پانصد ساله خود یک «اجتماع محلی شهری مبتنی بر سنت و دین» تلقی میشوند که دو خصیصه جامعه شناختی مهم داشته اند: ساختارمند بوده اند و نهادگرا. با این نگاه میتوان تصویری ساختاری- نهادی از شهراسلامی دوره سنت (سده 8 تا 19 میلادی/ سده 2 تا 13 هجری ) ترسیم کرد که برای مطالعات تخصصی و تکمیلی و بعدی حکم راهنما را دارد.

وفق آنچه گفتیم دونوع تصویرساختاری- نهادی از فرم و محتوای شهر اسلامی میتوان ترسیم کرد: یکم- «فرم ساختاری– نهادی شهراسلامی» شامل: فرم شهرسازی (سکونتگاهها و محله ها و میدان ها و مسجد و بازار و فضاها)؛ فرم سیاسی حقوقی (حکومت و اجزای آن از عدلیه تا نظیمه و بلدیه)؛ فرم فرهنگی اجتماعی (مردم و سنت ها و آیینها)؛ فرم اقتصادی (بازار، پول، تجارت، فضاهای کسب و کار، رویه معاملات اقتصادی، خرید و فروش، مالیات، عوارض). دوم- «محتوای شهر اسلامی» شامل: بعد اجتماعی فرهنگی (سبک زندگی مردمان؛ روابط اجتماعی و تعاملات اجتماعی مردم؛ وضع اخلاق اجتماعی و سرمایه اجتماعی و اعتماد اجتماعی و امید اجتماعی؛ وضعیت آموزش و تعلیم و تربیت ؛ وضعیت کتاب و کتاب خوانی، جنبشهای اجتماعی و فکری و فرهنگی؛ جریانات فقهی و علمی و عرفانی و علمی و فلسفی و الاهیاتی)؛ بعد سیاسی حقوقی (رابطه مردم و حکومت؛ نوع نگاه مردم به حکومت و برعکس؛ موقعیت حقوقی مردم از لحاظ شهروندی؛ وضعیت عدالت و برابری و انصاف، وضعیت امنیت و آزادی و آرامش و آسایش مردم)؛ بعد اقتصادی (وضعیت بازار و کسب و کار و رفاه مردم).

***

سخن پایانی

در تعامل فرم و محتوای شهری به شرحی که گفتیم، در «شهرهای اسلامی چندفرهنگی» آنچه بیش از هر مساله و مضمون مهم دیگری مطرح میشود دو مقوله است : «وضع شهر» یا همان فرم و محتوا که توضیح دادیم و «ماهیت شهریت» یعنی نوع زیست مدنی اجتماعی فرهنگی مردم در شهر و کیفیت تعلق اجتماعی مردم به شهر و داشتن رفتار شهری و مشارکت در شهر و کیفیت مدیریت شهر. از این منظر وظیفه و هدف و کار ویژه دانش «مطالعات شهرهای اسلامی» وارسی و توصیف« وضع شهر و شهریت در شهرهای اسلامی چند فرهنگی» با استفاده از «داده های تاریخی و تجربی و متنی» است. ما به سهم و سعی و فهم خود تلاش کردیم تا متنی مقدماتی و مبنایی و راهنما برای این کار ویژه فراهم کنیم تا برای دانشجویان و پژوهشگران چند رشته ای «مطالعات شهری» به کارآید.     

***

سپاس گزاری

بدون بحث علمی وگفتگوی کلاسی با دانشجویان دوره فوق لیسانس گروه توسعه اجتماعی در کلاس «مطالعات شهرهای ایرانی- اسلامی » (دانشگاه تهران – دانشکده علوم اجتماعی- ترم مهر 1405-1404) برخی از مباحث درسگفتار که ارائه دادم شکل نمیگرفت. از این لحاظ جا دارد از دانشجویان این کلاس [ خانم ها : نوشین وحیدیان ، ساراچپقلو، فاطمه فرهمندکیا، مریم قنبری، عاطفه ابولیان ، ملیکا علی محمدی ،کیمیا صدری/ آقایان: شهرام اسدی، امیر گودرزی، محمد علی کوشا، سید مهدی هاشمی ، ایاز بیجارزهی] بخاطر انجام تحقیق کلاسی و پرزنتهای تصویری شان از تاریخ و شکل «شهرهای اسلامی چند فرهنگی» در کلاس بصورت ویدئو کلیپ و همچنین طرح پرسش های خوب شان که منجر به توضیحات تکمیلی من شد قدردانی کنم.

***

*پیوست : طرح درس« مطالعات شهرهای اسلامی» [1398-1404]

[دانشگاه تهران- دانشکده علوم اجتماعی  – گروه توسعه اجتماعی]

نام درس: شهر ایرانی اسلامی(با رویکردجامعه شناسی تاریخی) 

[مدرس: سید محمود نجاتی حسینی ( خراسانی )]

تعداد واحد: 3 واحد

نوع واحد: نظری- عملی

ساعت درس: 54 ساعت

هدف:

  1. آشنایی دانشجویان با جایگاه متنی شهر در متون  فرهنگی ایران باستان و اسلام 
  2. آشنایی دانشجویان با مبانی و مقدمات جامعه­شناسی تاریخی  شهری ایران واسلام
  3. آشنایی دانشجویان با تاریخ تحولات شهری در ایران و جهان اسلام 
  4. آشنایی دانشجویان با نظریات اجتماعی شهر ایرانی واسلامی
  5. آشنایی دانشجویان با منطق جامعه­شناختی تحولات شهری، شهرنشینی ، شهرگرایی و شهریت در ایران و جهان اسلام 
  6. تقویت توان تحلیل جامعه شناختی دانشجویان در مسائل مرتبط با زیست  شهری در ایران و جهان اسلام 
  7. توانایی انجام پژوهشهای شهری  میدانی درباره شهر ایرانی و اسلامی با اتکا به رویکردهای جامعه  ­شناسی تاریخی شهری

 سرفصل دروس:

  1. مطالعه جایگاه دینی شهر در متون عقیدتی  معرفتی ادبی ایرانی اسلامی ( شهر در متون مزدایی اوستایی ایران باستان ؛ شهر در متن مقدس و سنت اسلامی ) 
  2. مطالعه جغرافیای تاریخی فرهنگی شهراسلامی(:عصرکلاسیک، عصرگذار، عصرمدرن، عصر پست مدرن ، عصر بازگشت ، عصر پیوندی)
  3. مطالعه زیست جهان های اجتماعی فرهنگی شهراسلامی (:اندلسی، عربی، ایرانی، ترکی، هندو پاکستانی ،بربر ،آسیای میانه ای ،آسیای شرقی)
  4. مطالعه سیستم های سیاسی حقوقی شهر اسلامی (:سنت نبوی ص ، سنت خلافت  ثلاثه ، سنت  خلافت – سلطنت  اموی عباسی  ، سنت امامت علوی ع ، سنت استبداد شرقی ، سنت  شبه مدرن ، سنت ضد مدرن) 
  5. مطالعه اقتصاد سیاسی شهر اسلامی (:بودجه حکومت  شهراسلامی  ، عدالت  اجتماعی و اقتصادی شهر اسلامی ، بازار شهری و معاملات اسلامی ، مالیه شهراسلامی و رفاه شهرنشینان مسلمان، فقر و غنای شهری مسلمین ،تجارت  خارجی شهر اسلامی ،اخلاقیات پولی  اقتصادی شهر اسلامی ،سرمایه داری شهری اسلامی ، نظارت های اقتصادی حکومتی و مردمی در شهر اسلامی ، مسایل اقتصادی خرد و کلان  شهر اسلامی )
  6. مطالعه تاریخ اجتماعی فرهنگی شهراسلامی (:زیست جهان روزمره شهرنشینان مسلمان ، فضاهای  مقدس شهر اسلامی ، فضاهای عرفی شهر اسلامی ، شبکه روابط اجتماعی فرهنگی شهرنشینان مسلمان ، تولید و مصرف دانش در شهراسلامی ، قشربندی اجتماعی شهرنشینان مسلمان، فرهنگ مردم پسند شهراسلامی، فرهنگ فرهیختگی در شهراسلامی، آسیب شناسی اجتماعی  در شهراسلامی، نابرابری های اجتماعی  میان شهرنشینان مسلمان ) 

منابع تخصصی (برگزیده)

  1. ابن اخوه(1360 ) آیین شهرداری{درایران واسلام}جعفرشعار، تهران، بنگاه ترجمه و نشرکتاب .
  2. ابن بطوطه (1359 ) سفرنامه ابن بطوطه، محمد علی موحد، تهران ،بنگاه ترجمه و نشرکتاب .
  3. ابن حوقل (1345 ) صوره الارض، جعفرشعار، تهران ، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
  4. اصطخری (1347 ) مسالک و ممالک، به کوشش ایرج افشار، تهران، بنگاه ترجمه و نشرکتاب.
  5. امانی مهدی (1350 ) شهرگرایی و شهرنشینی در ایران، موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران .
  6. اشرف، احمد (1353) ویژگیهای تاریخی شهرنشینی درایران - دورۀ اسلامی، نامه علوم اجتماعی ، شماره 4.
  7. انصاری، ابراهیم (1381) جایگاه اجتماعی محله در شهرهای اسلامی، پژوهش علوم انسانی ، دانشگاه اصفهان، شماره 13.
  8. بنولو،لئوناردو(1369) تاریخ شهر،شهرهای اسلامی واروپایی درقرون وسطا، تهران ، مرکزنشردانشگاهی.
  9. بنولو، لئوناردو( 1369 ) تاریخ شهرهای اسلامی و اروپایی در قرون وسطا ، تهران، مرکزنشردانشگاهی.
  10. پیرنیا ،محمد کریم (1378 )آشنایی با معماری اسلامی ،تدوین غلامحسین معماریان ،تهران ، دانشگاه علم و صنعت .
  11. پیرنیا ، محمد کریم (1378 ) شیوه های  معماری ایران ،تهران ، هنر اسلامی .
  12. پاکزاد،جهانشاه (1390) تاریخ شهر و شهرنشینی در ایران- ازآغاز تا دوره قاجار. تهران، آرمان شهر.
  13. حسامیان ، فرخ  و همکاران (1363 ) شهرنشینی در ایران، تهران، اگه.
  14. حکیم ،بسیم سلیم ( 1381 ) شهرهای عربی – اسلامی : اصول شهرسازی و ساختمانی، محمد حسین ملک احمدی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
  15. حبیبی ، سید محسن (1380  )از شار تا شهر – تحلیلی تاریخی از مفهوم شهر و سیمای کالبدی آن :تفکر و تاثر ، تهران، دانشگاه تهران.
  16. ریمون، آندره (1370 ) شهرهای بزرگ عربی - اسلامی در قرنهای دهم تا دوازدهم هجری، حسین سلطانزاده ،تهران( بی نا).
  17. سلطان زاده ، حسین (1390) تاریخ مختصر شهر و شهرنشینی در ایران- از دوره باستان تا 1355 ه.ش، تهران، چارطاق.
  18. سلطان زاده، حسین (1362) روند شکل گیری  شهر و مراکز مذهبی  در ایران ، تهران، آگه.
  19. سلطان زاده، حسین (1365) مقدمه ای بر شهر و شهرنشینی در ایران ، تهران، آبی.
  20. شهری ،جعفر (1357 )تهران قدیم، تهران، امیر کبیر.
  21. فکوهی، ناصر( 1383) انسان شناسی شهری، تهران ، نی.
  22. کاستللو، فرانسیس وینسنت (1368) شهرنشینی در خاورمیانه، پرویز پیران و عبدالعلی رضایی. تهران، نی.
  23. گرابار ، الگ ( 1390 ) شهر در جهان اسلام { از مجموعه "جهان اسلام" برنارد لویس  ) ، مهرداد وحدتی دانشمند، تهران ، بصیرت .
  24. لسترینج ،گای ( 1386 ) جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی ، محمود عرفان، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.
  25. مجید زاده ، یوسف (1368 )آغاز شهرنشینی در ایران ، تهران،مرکز نشر دانشگاهی.
  26. ناصر خسرو ( 1382) سفرنامه ناصر خسرو، به کوشش نادر وزین پور، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.
  27. نجاتی حسینی، سیدمحمود (1390) جامعه شناسی تاریخی شهر اسلامی ، در نجاتی حسینی، سید محمودوروشنفکر، پیام(به کوشش ) (1390 ) : شهر اسلامی – ایرانی : گذشته ،حال ،آینده (مجموعه مقالات همایش ملی: شهرداری تهران و موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران) ، تهران ، طرح آینده .
  28. وبر، ماکس (1375) شهر در گذرزمان، شیوا (منصوره) کاویانی، تهران، شرکت سهامی انتشار.
  29.  Edmond Bosworth, C(ED) (2007) historic cities in the Islamic world, Brill.leiden, Neatherland.

  

منابع تخصصی دبیرخانه شهر ایرانی اسلامی 

  • ایمانی جاجرمی،حسین (ترجمه وتالیف) (1393) مقالاتی درباره شهراسلامی ، دبیرخانه شهرایرانی اسلامی ( شهرداری تهران ) مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران . 
  •   ایمانی جاجرمی، حسین (ترجمه وتالیف) (1393) شهرهای اسلامی در منطقه خاورمیانه و شمال افریقا، دبیرخانه شهرایرانی اسلامی ( شهرداری تهران ) مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران. 
  • مداح ، هما و روشن فکر، پیام (تحقیق، گردآوری و برگردان) وقف و مطالعات شهراسلامی ،دبیرخانه شهرایرانی اسلامی ( شهرداری تهران) مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران.
  •  روشن فکر، پیام و همکاران(زیرنظر) (1393) ماخذ شناسی چند زبانه تشریحی مطالعات شهر اسلامی، دبیرخانه شهرایرانی اسلامی (شهرداری تهران) مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهرتهران . 
  • قبادی، علیرضا (1393) ویژگی های شهر از منظر نهج البلاغه، تهران، دبیرخانه شهرایرانی اسلامی ( شهرداری تهران ) مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران . 
  • قبادی، علیرضا (1393)ویژگی های شهرازمنظرقران وتفاسیر، دبیرخانه شهرایرانی اسلامی ( شهرداری تهران) مرکز مطالعات وبرنامه ریزی شهر تهران . 
  • نجاتی حسینی، سید محمود و روشنفکر،پیام (به کوشش) (1390) شهر اسلامی – ایرانی : گذشته ، حال، آینده (مجموعه مقالات همایش ملی: شهرداری تهران و موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران)، تهران، طرح آینده .

 

Tags