سیاست‌های جنگ و صلح در میانه دیپلماسی، میدان و خیابان: از رئال‌پولیتیک تا سیاست‌های پوپولیستی | دکتر سیدمحمود نجاتی حسینی

12 04 2026 14:11

News Code : 214602468

View Count : 278

دکتر سیدمحمود نجاتی حسینی | مدیر بخش جامعه‌شناسی دین، موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران

۱- جنگ و سیاست در دیپلماسی و میدان
اینکه گفته شده است: «جنگ ادامه سیاست است منتهی به زبانی دیگر»، خالی از حقیقت و واقعیت نیست. در «نظریه‌های روابط بین‌الملل» هم این بحث هست که «دولت‌ها آن‌گونه که سیاست‌ورزی می‌کنند، می‌جنگند و آن‌گونه می‌جنگند که سیاست‌ورزی می‌کنند». این مفروض مهم نیز در زمانه جنگ با دو واقعیت سیاسی مهم هم‌خوانی دارد: «دیپلماسی» (جهانِ سیاست‌ورزی برای صلح) و «میدان» (جهانِ نظامی‌گری برای جنگیدن).

از همین منظر در «نظریه‌های جامعه‌شناسی سیاسیِ روابط بین‌الملل» یک مسئله مهم مورد بحث و منازعه این است که:

  • چرا و چگونه در دولت‌های دموکراتیک که دارای «رئال‌پولیتیک» (سیاست‌ورزیِ عقلانیِ واقع‌گرایِ مبتنی بر علم و تکنولوژی و کارشناسی) هستند، «میدان جنگ، تابع دیپلماسی است»؛
  • ولی در دولت‌های غیردموکراتیک و ایدئولوژیک، که سیاست‌ورزی‌شان معمولاً غیراستاندارد و غیرنرمال و به‌تبع آن ضدعلمی، ضدکارشناسی، غیرواقع‌گرا و بعضاً نیز تخیلی و گاهی توهمی و عمدتاً آخرالزمانی است، «دیپلماسی تابع میدان جنگ است».

به عبارتی ساده‌تر شده، در دولت‌های دموکراتیکِ دارایِ رئال‌پولیتیک، سیاست علمی و دیپلماسی عقلانی می‌گوید: چرا و چگونه باید جنگید، چگونه باید جنگید، کی و کجا و چگونه باید مذاکره کرد و به آتش‌بس موقتی و یا دائمی و ترک مخاصمه رسید و چگونه باید توافق کرد و صلح نمود؛ اما در دولت‌های غیردموکراتیک و دارای سیاست ایدئولوژیک، این میدان و نظامیان هستند که تعیین می‌کنند: چرا و چگونه و کجا و کی باید جنگید و چرا نباید مذاکره و توافق و آتش‌بس و ترک مخاصمه و صلح کرد.

ماهیت جامعه‌شناختیِ تفاوت «میدان و دیپلماسی» در دو مسئله «جنگ و صلح»، موضوع این نوشتار کوتاه است. در اینجا دو مفروض جامعه‌شناختی بحث ما این است که:

  • رفتار «دیپلماسی و میدان» در دولت‌های دموکراتیک را «علم سیاست» و «آکادمی» و «کارشناس» تعیین می‌کند؛
  • ولی رفتار «دیپلماسی و میدان» در دولت‌های غیردموکراتیک و ایدئولوژیک را «ایدئولوژی» و «خیابان» و «رسانه» و «مردم» تعیین می‌کنند.

با توجه به اینکه مفروض دوم بحث، مناسبت فرهنگی بیشتری با واقعیت اجتماعی-سیاسیِ کنونی جامعه ما دارد و نیز به جهت محدودیت حجم نوشتار، به این مفروض دوم (رفتار دیپلماسی و میدان در دولت‌های غیردموکراتیک و ایدئولوژیک را «ایدئولوژی-خیابان-رسانه-مردم» تعیین می‌کنند) مختصراً خواهیم پرداخت.


۲- واقعیت اجتماعیِ «میدان» در نسبت با «ایدئولوژی-رسانه»
لازم است ابتدا تعابیر عملیاتی از «میدان-ایدئولوژی-رسانه» روشن شود.

یکم- میدان
در اینجا مفهوم-پدیده «میدان» اشاره به فضای اجتماعی-فرهنگی و سیاسی-حقوقیِ کار، کوشش و عملِ دیپلماسی و نظامی‌گری؛ رفتار سیاسیِ دیپلمات، دولتمرد و نظامی؛ نیز رفتارهای قابل مشاهده‌ سیستم دیپلماسی و سیستم دفاعی-امنیتیِ جامعه-کشور؛ تدابیر عملیِ حکومت-دولت؛ و همچنین رخدادهای ملموس و محسوس دارد، چه در زمانه جنگ و چه در زمانه صلح و چه در زمانه نه جنگ و نه صلح (آتش‌بس موقتی و یا صلح سرد و جنگ سرد).

بنابراین «میدان» هر آن چیزی است که در عمل در زندگی روزمره‌مان واقع می‌شود و می‌بینیم و تجربه می‌کنیم و برایمان ملموس و محسوس است -حتی اگر منطقی، طبیعی، اخلاقی، عقلانی و انسانی نباشند- و ضمناً بر سرنوشت فردی، گروهی و جمعی‌مان نیز تأثیر می‌گذارد؛ درست یا نادرست و چه بخواهیم و چه نخواهیم و خواه با آن موافق و همراه باشیم و خواه مخالف و ناهمراه و نیز معترض و منتقد آن باشیم.

لذا «میدان» یک فضای واقعی است؛ یک واقعیت اجتماعی که در معنای جامعه‌شناسی دورکیمیِ آن -یعنی آنچه از بیرونِ خواست، اراده، ذهنیت و انتظار ما، خود را به‌صورت یک امر الزامی، جبری و تعیین‌کننده بر ما تحمیل کرده است- می‌تواند بیش‌وکم تعیین‌کننده نگرش، گرایش، گروش، منش، بینش، روش و کنش همه ما در زندگی اجتماعی‌مان باشد.

از منظر «مطالعات فرهنگی» نیز که با زندگی روزمره (یعنی زندگی تکراری و عادیِ مردمان متعارف و تیپیکال جامعه که زندگی‌ای سطحی و سرشار از لذت‌گرایی، سرگرمی، بازی، سیاست‌گریزی و سیاست‌زدگی است) مرتبط است، «میدان» تعیین‌کننده ماهیت و سرنوشت زندگی روزمره است؛ چه مردم درباره آن در محاورات و حرف‌های معمولی و صحبت‌های روزانه و گپ‌ و گفت و چت‌هایشان گفتگو کنند و چه گفتگو نکنند و یا سکوت کنند و یا خودسانسوری کنند و یا حتی آن را به طنز، مسخره، کاریکاتور، جوک و ادبیات پورنوگرافیکِ تصویری، شعری و شکلکی تبدیل کنند. پس توجه به اهمیت و تأثیر «میدان» در زندگی مردم از لحاظ جامعه‌شناختی مهم است، نفیاً یا اثباتاً.

«میدان» از «ایدئولوژی» تغذیه فرهنگی می‌کند.

دوم- ایدئولوژی
ایدئولوژی در اینجا، یعنی یک عقیده-بینش سیاسیِ مهم و مؤثر که راهنما و دکترین فکر، عمل، طرح و برنامه است و می‌خواهد از مرزهای علم و محدودیت‌های علم‌گرایی فراتر رود؛ واقعیت‌های موجود را نادیده بگیرد و هم وضع موجود را نفی کند، و هم خودش وضع موجود را به‌عنوان وضع مطلوب بسازد و کنترل واقعیتِ ساخته‌شده به‌صورت ایدئولوژیک -که همان «میدان» باشد- را به دست گیرد؛ تا بتواند هم زندگی روزمره مردم عادی را مهندسیِ اجتماعی-فرهنگی-سیاسی کند، و هم سیاست‌ورزیِ خواص، دولت، حکومت، کارشناسان و نخبگان را مدیریت، راهبری و هدایت نماید.

این «رسانه» است که «ایدئولوژی» را بازتاب می‌دهد و در «میدان» بازتولید می‌کند.

سوم- رسانه
«رسانه» (اعم از دیداری و شنیداری یا نوشتاری و گفتاری و شفاهی، و یا منبری و ممبری، و یا واقعی و مجازی و یا موبایلی و ماهواره‌ای و یا رادیویی و تلویزیونی و تلوبیونی) یک سازه-فضای فرهنگی و یک سازمان-ساختار اجتماعی و یک شبکه کارگزاری-کنشگری با سویه‌های سیاسی-عقیدتی-ایدئولوژیک است؛ که در خدمت عمل‌گرایی، معناسازی، هویت‌سازی و هویت‌یابی به جهان پیرامون، جامعه، زندگی و سیاست وفق یک «ایدئولوژیِ محوریِ قالب-غالب» است. زین‌روی رسانه هم به کارگزاران و کنشگرانِ سیستم در «میدان»، طرح و برنامه عمل و نقشه مانورِ عقیدتی-سیاسی-ایدئولوژیک و نظامی‌گری می‌دهد و هم به افکار عمومی و مخاطبانِ میدان جهت و سمت‌وسو می‌دهد تا «مردم» را بیشتر، بهتر و مناسب‌تر جذب «میدان» کند؛ هم میدان را از لحاظ فرهنگی-عقیدتی تقویت کند و از لحاظ لجستیکی توسعه دهد و هم میدان را از پژواک، آسیب و چالش‌های «سیاست علمیِ واقع‌گرای عقلانیِ غیریدئولوژیک» به‌خوبی محافظت و مراقبت کند.

تحقق عینی و مؤثر اهداف، کارویژه‌ها و کارکردهای «میدان-ایدئولوژی-رسانه» بدون فیزیک و مکانیکِ «خیابان و مردم» (فیزیک خیابان و مکانیک مردم) ممکن نیست یا به سختی ممکن می‌شود.

۳- واقعیت اجتماعیِ «میدان» در نسبت با «خیابان-مردم»
«خیابان» هرچند در نگاه سطحی و فرمال یک سازه-فضای فنی-فیزیکی است که تابع قوانین فنی-مهندسی، قواعد شهرسازی و ملاحظات معماری و نگاه آرشیتکت‌ها است، اما در نگاه عمقی و جامعه‌شناختیِ آن، خیابان یک «سازه ساختارمندشده‌ سازمان‌یافته» از کنشگران و کارگزارانی است که «زندگی روزمره مردم» را طبق قواعد «میدان» تمرین، تجربه و بازتولید می‌کنند.

رفتار، گفتار، کردار و پندار «مردم» (اعم از سواره و پیاده، عابر و راننده، فروشنده و مصرف‌کننده، خریدار و کارگر، کارمند و بازاری، زن و مرد، مدیر و مسئول، مهندس و پزشک، پلیس و نخبه، دانش‌آموز و دانشجو، کودک و نوجوان، جوان و سالخورده، شهری و روستایی، بومی و محلی، بیگانه و غیربومی، مسافر و خارجی و توریست و غیره) و هر کنشگر و کارگزاری که در «خیابان» حضور دارد، فارغ از قومیت، جنسیت، مذهب، نژاد، طبقه اجتماعی، گروه‌بندی اجتماعی و پایگاه اجتماعی که دارند، به اصطلاحِ جامعه‌شناسیِ زیمل، سازنده «فرم فرهنگی» و «محتوای اجتماعیِ» خیابان هستند.

با این حال «مردم» باید از جایی تغذیه فرهنگی-عقیدتی شوند تا بتوانند فرم و محتوای «خیابان» را شکل دهند. در اینجا «رسانه-ایدئولوژی» وفق مقتضیات و ملاحظات «میدان» به مردم برای ساختن «فرم-محتوای خیابان» جهت می‌دهند.

این کار باید تابع یک «سیاست» باشد. بدون یک «سیاست ایدئولوژیکِ رسانه‌ای‌شده» که بتواند خیابان را به میدان متصل کند و خیابان را تابع میدان نماید و حتی حضور مردم در خیابان را به رنگ قواعد و ملاحظات میدان درآورد، «میدان‌سازیِ ایدئولوژیک» ممکن نیست یا به سختی ممکن است.

۴- سیاست ایدئولوژیکِ رسانه‌ای‌شده
به گفته ژاک رانسیر، فیلسوف سیاسی (در کتاب «ده تز در باب سیاست» / ترجمه امید مهرگان، نشر کتاب‌های کوچک، ۱۳۸۸) که می‌گوید (در تز ۸ کتاب، ص ۳۸) کار «سیاست» پیکربندی فضاهای خاص خودش است، از جمله در خیابان. بر مبنای تز رانسیر می‌توان گفت: حضور پلیس در خیابان و امر و نهی پلیس در راهنماییِ مسیرهای تردد و ترافیکی و رفت‌وآمد به عابران و رانندگان و خودروها، همه بیانگر این است که «پلیس» به نمایندگی از سیستم می‌خواهد به خیابان و مردم نظم، امنیت و دیسپلین بدهد. به اصطلاحِ جامعه‌شناسیِ مرتون، این «کارکرد آشکار» نظم و امنیت پلیسی در خیابان است؛ اما کارکرد پنهان آن، وفق تز رانسیر، چیزی نیست جز ساختن سوژه مورد نظر پلیس یعنی «مردمِ مطلوب، خوب، مطیع و موافقِ سیستم» برای حضور مؤثر و نافع در «خیابان و میدان» که حضوری است بی‌خطر و بی‌ضرر برای سیستم در خیابان و میدان.

به همین دلیلِ جامعه‌شناختی است که «خیابان-میدان-پلیس-سیستمِ» غیردموکراتیک و ایدئولوژیک، تاب و توان و تحمل حضور سوژه‌های مخالف، معترض و منتقد سیستم را ندارند و شکل‌گیری تظاهرات و تجمعات مردمی و آشوب‌ها و شورش‌ها و اغتشاشات در خیابان را برنمی‌تابند و وفق قواعد میدان، اجازه شکل‌بندیِ سوژه مخالف در خیابان و میدان را نمی‌دهند.

هرچند در «خیابان-میدان-پلیس-سیستمِ» لیبرال‌دموکراتیک و غیریدئولوژیک، حضور سوژه‌های مخالف، معترض و منتقد سیستم میسر است و شکل‌گیری تظاهرات و تجمعات مردمی-مدنی هم مجوز ظهور و بروز دارد؛ ولی در همین سیستم لیبرال‌دموکراتیکِ غیریدئولوژیک هم با آشوب‌ها، شورش‌ها و اغتشاشات در خیابان مقابله می‌شود.

در نتیجه وفق تجربه‌های محلی، ملی، منطقه‌ای و جهانی، «سیستم و سیاست» تعیین‌کننده فرم، محتوا، ماهیت و مکانیسم «خیابان و میدان و مردم» هستند.

۵- سیاستِ سیستم و سوژه مردم در میدان و خیابان
خیابان و میدان در مجموع و در هر سیستم سیاسی، یک «فضاسازه پلیسی‌شده» در معنای نظم، امنیت و دیسپلین است، بیش‌وکم و البته با واریانس‌هایی که خاص سیستم است. این خاص‌بودگیِ سیستم به نوع «سیاست سیستم» برمی‌گردد.

در این سویه –به اصطلاحِ فلسفه سیاسیِ ژیژک- پای چند نوع سیاست‌گذاری به میدان می‌آید:

  • «سیاست پوپولار (مردم‌پسندِ فریبنده)» POPULAR POLITICS: (سیاست‌ورزی، آن‌گونه که مطابق ذوق و سلیقه و علاقه مردم است).
  • «سیاست پوپولیستی (عوام‌زده و عوام‌فریب)» POPULIST POLITICS: (سیاست‌ورزی، آن‌گونه که مردم را به وجد آورد، راضی نگاه دارد، فریبشان دهد، قانعشان کند و مجابشان سازد).
  • «سیاست پی‌پل‌ستی (مردم‌مدار و مردم‌گرای زیبنده)» PEOPELIST POLITICS: (سیاست‌ورزی، آن‌گونه که وفق منافع مردم و مصلحت جامعه-کشور بوده و تقویت‌کننده حاکمیت ملی و ضامن اقتدار و اعتبار سیستم و تضمین‌کننده بقای دولت-ملت و تأمین‌کننده اهداف تمدنی ملت باشد).

پرداختن به این نوع سیاست‌ها نیز خود موضوع یک نوشتار مستقل است.