مسئولیت اجتماعی دانشگاه در زمانه جنگ و صلح | دکتر سیدمحمود نجاتی حسینی

12 04 2026 14:11

News Code : 217535470

View Count : 794

دکتر سیدمحمود نجاتی حسینی | مدیر بخش جامعه‌شناسی دین، موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران

 شهروندی و مسئولیت اجتماعی
جهان جدید و جامعه جدید و رابطه اجتماعی انسان اجتماعی جدید با این جامعه و جهان، تابع معادله «مسئولیت‌پذیری شهروندی» است: «داشتن حق، انجام وظیفه و تکلیف، احساس تعهد نسبت به سرنوشت دیگری و جامعه». این «دیگری» و «جامعه» اما یک پیوستار اجتماعی بسیار گسترده است: از همسایه و همکار و آشنا و خویشاوند و دوست و خودی تا غریبه و ناآشنا و «آن دیگری». هم در سطح جامعه و حوزه عمومی و جامعه مدنی، این معادله شهروندی به «مسئولیت‌پذیری اجتماعی» ختم می‌شود؛ لذا هم در سطح نهادهای عمومی مهمی چون اداره و مدرسه و مسجد و رسانه، تحقق این مسئولیت‌پذیری اجتماعی لازم است و هم در سطح یک نهاد تخصصی چون «دانشگاه»، وجود مسئولیت‌پذیری اجتماعی ضروری است. در این میان، تعبیری که از مسئولیت اجتماعی (Social responsibility) می‌شود مهم است؛ به‌ویژه در ساحت «مسئولیت‌پذیری اجتماعی دانشگاه و دانشگاهیان و دانشجویان».

 فضای مفهومی مسئولیت اجتماعی دانشگاهی
چیست آنچه می‌نامندش «مسئولیت اجتماعی دانشگاهی» (Academic social responsibility)؟ می‌توان «هرگونه حساسیت اجتماعی به تغییر محیط زندگی و نیز داشتن حس تأثیرگذاری مثبت بر محیط زندگی برای تصحیح روال زندگی و بهبود محیط زندگیِ طبیعی و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و حس تعهد و تکلیف اخلاقی به مشارکت فعال و جدی و سازنده در زندگی گروهی و جمعی» را به‌عنوان ماهیت، فرم و محتوای مسئولیت اجتماعی لحاظ کرد. این مسئولیت اجتماعی، هنگامی که متوجه دانشگاهیان در دانشگاه و جامعه است، عنوان «مسئولیت اجتماعی دانشگاهیان» را به خود می‌گیرد. اما مصداق‌های مسئولیت اجتماعی دانشگاهیان می‌تواند طیف گسترده‌ای از رفتارها را شامل شود: از «دگرانتقادی و خودانتقادی تا روشنگری و اطلاع‌رسانی صحیح و آگاهی‌بخشی به دانشگاهیان و افکار عمومی؛ و نیز از سیاست‌پژوهی تا سیاست‌سازی و مشاوره غیرانتفاعی و نهادسازی و کار گروهیِ داوطلبانه غیرانتفاعی و مشارکت جدی در انجام امور خیریه در دانشگاه و حوزه عمومی و جامعه مدنی تا بهسازی و بهزیستی مادی و معنوی محیط زندگی اجتماعی».

در مجموع، نتیجه، پیامد و دستاورد اجتماعی که انتظار می‌رود از طریق مسئولیت اجتماعی دانشگاهی نصیب جامعه و دانشگاه شود، تصحیح زندگی اجتماعی-فرهنگی جامعه، ارتقای توسعه اجتماعی-فرهنگی کشور، تقویت بنیه علمیِ سیاست‌های اجتماعی-فرهنگیِ حاکمیتی و افزایش سرمایه اجتماعی، مشارکت اجتماعی، اعتماد اجتماعی و امید اجتماعی در جامعه هدف است. از این لحاظ، سازوکارهای علمی-پژوهشی-آموزشی-کارشناسی دانشگاه که مناسب تحقق مسئولیت اجتماعی دانشگاه بوده و با این اهداف متناسب شود، می‌تواند به عینیت یافتن و عملیاتی شدن بهتر و بیشتر مسئولیت اجتماعی دانشگاه منجر شود.

وقتی هم از دانشگاه صحبت می‌کنیم منظورمان، آن‌گونه که در مطالعات دانشگاهی (Academic studies) نیز تثبیت شده است، یک سازه-فضای علمی و یک ساختار-سازمان آموزشی-پژوهشی و یک فضای سرزمینی است که خانه‌ای برای دانش‌ورزی و زیست آکادمیک دانشگاهیان است؛ و کارگزاران فرهنگی و کنشگران اجتماعیِ دائمی آن هم، دانشگاهیان‌اند: یعنی دانشجویان و اعضای هیئت علمی و نیز مدیران و کارشناسان و کارکنان مستقر و فعال و شاغل در دانشگاه که وظیفه‌شان، از منظر جامعه‌شناسیِ علم و تکنولوژی و دانشگاه، بازتولید مستمر و پویای علم و دانش و تکنولوژی مدرن، پیشرفته، روزآمد و کارآمد برای تمدن بشری، جامعه جهانی، کشور-جامعه و دولت-ملت است.

هرچند از منظر فلسفه دانشگاه (Philosophy of academy and university)، که با روشن‌سازی ماهیت و هدف و رسالت حقیقی، ایدئال و هنجاری دانشگاه سروکار دارد، کارویژه دانشگاه باید دربرگیرنده و حاوی: «شناخت حقیقت، یادگیری علم، کسب فضیلت، تمرین معنویت-عقلانیت-مدنیت-اخلاقیت و آموختن دانش‌های تمدنی و فراگیری مهارت زندگی اجتماعی» باشد؛ با این حال همه این موارد و به‌عبارتی همه عناصر فلسفه وجودی دانشگاه می‌توانند به‌نوعی در خدمت «مسئولیت اجتماعی دانشگاهی» نیز قرار گیرند. چیستی و چگونگی این امر مهم به‌ویژه در «زمانه جنگ / پساجنگ / بیناجنگ / نه جنگ و نه صلح / صلح سرد»، مسئله-مضمون اصلی این نوشتار کوتاه است. پیش از آن البته لازم است تعبیر نوشتار از «جنگ و صلح» روشن شود.

 فضای مفهومی جنگ و صلح
منظور از «صلح» (Peace)، وجود امنیت و نبود خشونت فیزیکی، مادی و نمادین؛ و وجود آرامش و آسایش خاطر و همبستگی و وفاق اجتماعی و نظم انسانی؛ و تعامل پویا، پایا و سازا بین گروه‌های اجتماعی در اجتماع دینی و حوزه عمومی و جامعه مدنیِ عرفی؛ و نیز جاری بودن تفاهم و توافق گفتگویی و اخلاق گفتگویی بین نهادها و گروه‌های دین‌گرا؛ و نیز پایبندی و گفتگوی معنوی-مدنی و عقلانی-اخلاقی در جامعه و در سطح روابط اجتماعی میان کنشگران و نیز میان مردم و حاکمیت در سطح کشور-جامعه و دولت-ملت است.

به این معنا «صلح» از طرفی یک امرِ اجتماعی-فرهنگی است که دارای آثار و نتایج سیاسی-امنیتی است؛ و نیز یک امر سیاسی-حقوقی-مدنی هم هست که بر جامعه، فرهنگ و تاریخ تأثیرگذار است و می‌تواند روال، کارکرد و عملکرد ساختارهای جامعه‌ای و سیستم حکمرانی و اعمال قدرت و حاکمیت دولت و زیست‌جهانِ کنشگران را بهبود بخشیده و جامعه را به سمت توسعه انسانی پایدار و پیشرفت در فرهنگ، رفاه، معنویت، مدنیت، عقلانیت و اخلاقیت سوق دهد. نهایتاً صلح می‌تواند به «فرهنگ صلح»، یعنی باورها، ارزش‌ها، هنجارها و سنت‌هایی که زمینه‌ساز گفتگو، تفاهم، توافق، مدارا، وفاق و اعتماد هستند، منجر شود و هم موجب «فرهنگ مسئولیت‌پذیری اجتماعی» شود؛ یعنی باورها، ارزش‌ها، هنجارها و سنت‌هایی را که زمینه‌ساز تعهد فرد و گروه و احساس مسئولیت فردی و جمعی به مشارکت در گفتگو، تفاهم، توافق، مدارا، وفاق و اعتماد هستند، تسهیل کند.

به هر دو معنایی که گفتیم، فرهنگ‌های صلح و مسئولیت‌پذیری اجتماعی، هم عامل ایجاد وضعیت صلح، یعنی صلح‌گرایی، صلح‌خواهی، صلح‌جویی و صلح‌سازی هستند و هم زمینه‌ساز پیشگیری از «جنگ»، یعنی نبود و نقض صلح یا پیش‌دستی در جنگ هستند. بر همین مبنا می‌توان گفت هر چیزی که «صلح» را به چالش کشد، «ناصلح» است و اعمال خشونت فیزیکی و زور و سلطه و هژمونی است؛ یعنی «جنگ» (War) است.

خواه یک جنگ نظامی مخرب بین دولت‌ها و ارتش‌ها باشد [مانند جنگ تحمیلی روسیه به اوکراین از ۲۰۲۲ تاکنون]؛ و خواه یک جنگ نظامی پیشرفته مخرب بین دولت‌ها و ارتش‌ها باشد با استفاده از هوش مصنوعی [مانند دو جنگ تحمیلی اخیر آمریکا-اسراییل به جمهوری اسلامی در خرداد ۱۴۰۴ و اسفند ۱۴۰۴ تا فروردین ۱۴۰۵] که فاجعه اجتماعی و بحران انسانی ایجاد می‌کند؛ خواه نزاع عقیدتی-فکری بین فرقه‌های مذهبی و سیاسی در سطح کشور-جامعه باشد که می‌تواند به جنگ داخلی هم منجر شود [مانند آنچه در خاورمیانه اسلامی متأسفانه شاهد بوده‌ایم و هستیم]؛ خواه مناقشه و نزاع بین گروه‌های قومیتی و نژادی به شکل نسل‌کشی و قوم‌کشی باشد [مانند آنچه در آفریقا و آسیا شاهد بوده‌ایم و یا حتی در اروپای شرقی در دهه ۱۹۹۰ میلادی در شبه‌جزیره بالکان بین صرب‌ها، کروات‌ها و بوسنیایی‌ها]؛ خواه به شکل نزاع بر سر مطالبات سرزمینی-شهروندی یک ملتِ بی‌سرزمین (فلسطینیان) از یک دولت اشغالگر (اسراییل) باشد [مانند آنچه متأسفانه در غزه فلسطینی طی چند سال اخیر به‌واسطه جنایات جنگی اسراییل رخ داده است]؛ و خواه نزاع سیاسی-حقوقی در سطح دولت-ملت باشد بر سر مطالبات حقوق شهروندی مردم از یک حاکمیت [مانند آنچه در طی جنبش‌های اجتماعی و اعتراضات مردمی-مدنی ایران طی چند دهه اخیر شاهد آن بوده‌ایم؛ از جمله جنبش سبز ۱۳۸۸، جنبش اعتراضی دی ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ و جنبش زن زندگی آزادی ۱۴۰۱ و نهایتاً نیز جنبش اعتراضی دی ۱۴۰۴].

در همه این مواردِ تاریخی-مستند، «فرهنگ صلح» جای خود را به «فرهنگ جنگ» داده است و دولت‌ها، انسان‌ها و جامعه‌ها، خواسته یا ناخواسته و دانسته یا ندانسته، اسیر جنگ شده‌اند؛ یا جنگ دولت با دولت و یا جنگ دولت با ملت و نهایتاً نیز صلح نقض شده است. پس چنانچه جامعه‌شناختی نگاه کنیم -که منطقاً در یک نوشتار دانشگاهیِ متعهد و مقید به رتوریک و گفتمان علوم اجتماعی مدرن، از جمله این نوشتار فشرده، چنین نیز باید باشد- می‌توان با قاطعیت از یک مقوله اجتماعی به‌نام «فرهنگ مسئولیت‌پذیری اجتماعی صلح» نیز نام برد.

و اینجا دقیقاً همان موضعی است که «مسئولیت اجتماعی دانشگاهی»، یعنی مسئولیت‌پذیری اجتماعی دانشگاه و دانشگاهیان و دانشجویان در قبال تحقق «فرهنگ مسئولیت‌پذیری اجتماعی صلح» در سطح دانشگاه برای دانشگاهیان و در سطح جامعه برای عموم شهروندان برجسته می‌شود؛ آن هم در سه ساحت: «ایده صلح‌گرایی»، «رویه صلح‌خواهی» و «سازه صلح‌سازی».

 فرهنگ مسئولیت‌پذیری اجتماعی صلح در سطح دانشگاه
گفته شد که فرهنگ مسئولیت‌پذیری اجتماعی صلح در سطح دانشگاه در چهار ساحت باید محقق شود: «ایده صلح‌گرایی»، «رویه صلح‌خواهی»، «سازه صلح‌سازی» و «کنشگر-کارگزار صلح‌جو».

یکم) ایده صلح‌گرایی
فرهنگ مسئولیت‌پذیری اجتماعی صلح در سطح دانشگاه باید بتواند و بخواهد ایده صلح‌گرایی را در فضای کلاس درس به دانشجویان، در دپارتمان‌های آموزشی به دانشگاهیان و در ستاد دانشگاهی به مدیران و کارشناسان دانشگاهی آموزش دهد. فرهنگ مسئولیت‌پذیری اجتماعی صلح در سطح دانشگاه هم‌چنین باید بتواند و بخواهد ایده صلح‌گرایی را در فضای عمومی دانشگاهی، از کتابخانه و آزمایشگاه تا کافه تریا و خوابگاه و پاتوق‌های دانشجویی و انجمن‌های علمی دانشجویی و رسانه‌های دانشجویی و فضای اینترنتی دانشجویی و دانشگاهی ترویج کند. در سطح همایش‌های دانشگاهی و انجمن‌های علمی-تخصصیِ رسمی دانشگاهی و تعاملات بینا-استادان و تعاملات بینا-دانشجویان و تعاملات بینا-دانشجو-استاد و تعامل بینا-مدیران و میان مدیران و دانشجویان و دانشگاهیان و کارکنان و همه شبکه اجتماعی فعال در دانشگاه و دانشکده و دپارتمان و کلاس درس و انجمن و پاتوق دانشگاهی، این فرهنگ مسئولیت‌پذیری اجتماعی صلح باید خود را به عینه نشان دهد. اما چگونه همه این‌ها میسر می‌شوند؟ در رویه‌های دانشگاهیِ صلح‌خواه.

دوم) رویه صلح‌خواهی
صلح فقط فکر و حرف نیست، بلکه عمل نیز هست. لذا در دانشگاه باید مقوله ملموس و محسوس صلح‌خواهی در «میدان دانشگاهی» [به‌قول پیر بوردیو، جامعه‌شناس فقید فرانسوی] جاری شود. چگونه؟ در یک فرایند، از یک «گفتگوی علمی-فرهنگی به‌صورت تفاهمی و توافقیِ عقلانی-اخلاقی» [به‌قول یورگن هابرماس، فیلسوف-جامعه‌شناس فقید] میان استادان و دانشجویان و مدیران و کارکنان و در یک فضای دموکراتیکِ آزاد و برابر و مقید به مدارا، بدون نزاع و تحریف و تخریب حقیقت؛ این صلح‌خواهی می‌تواند با هدف داشتن یک «دانشگاه علم‌گرا، اخلاق‌مدار و شهروندگرا» محقق شود. اما با چه زمینه‌هایی و با چه امکاناتی؟ با سازه‌های دانشگاهیِ صلح‌ساز.

سوم) سازه صلح‌سازی
وقتی از سازه‌های دانشگاهی صلح‌ساز صحبت می‌کنیم، به‌سرعت وجود یک فضای دموکراتیکِ شهروندمدار تجسم می‌شود. درست هم این است که بدون یک کلاس دموکراتیکِ گفتگویی (که در آن دانشجو و استاد بتوانند و بخواهند به‌صورت دموکراتیک تبادل‌نظر کنند) و بدون یک دپارتمان آموزشیِ دموکراتیکِ گفتگویی (که در آن استادانِ عضو یک گروه آموزشی بتوانند و بخواهند به‌طرز دموکراتیک و توافقی-تفاهمی درباره دروس و تدریس و تزهای دانشجویان و نحوه تحقق سنت استاد-شاگردی بحث کنند) و بدون یک انجمن علمی-تخصصیِ دانشجویی و دانشگاهیِ دموکراتیک (که در آن روح انتقادگرایی و روحیه انتقادپذیری و روشنگری علمیِ راهبردی و کاربردی وجود داشته باشد) و بدون یک مدیریت و بروکراسی دانشگاهی و دانشکده‌ای که دموکراتیک باشد و اجازه داشتن کلاس درس دانشگاهی و دپارتمان آموزشی و انجمن علمی-تخصصیِ دموکراتیک و شهروندگرا را بدهد، صلح‌سازی ناممکن است و یا بسی سخت و طاقت‌فرسا و پرهزینه از لحاظ سیاسی-اجتماعی برای دانشگاهیان و دانشجویان است [تا اندازه‌ای نسبتاً مانند آنچه متأسفانه در سطح برخی دانشگاه‌های ایرانی–اسلامی کنونی دیده می‌شود].

چهارم) کنشگر-کارگزار صلح‌جو
وفق نظریه‌های جامعه‌شناختی که تأییدکننده نسبت پویا و دیالکتیکی میان ساختار-کارگزار هستند، وجود کنشگرانی که تربیت صلح‌خواهی و آموزش صلح‌گرا دریافت کرده باشند و یا منش و بینش و روش آنان در دانشگاه و دانشکده و کلاس درس و دپارتمان آموزشی و انجمن علمی در دانشگاه دموکراتیک بوده و روحیه انتقادی و گفتگویی و توان ارائه راهبرد علمی برای حل مسئله و توانشِ روشنگری برای توسعه علمی داشته باشند، شرط اساسی برای پیشبرد «فرهنگ مسئولیت‌پذیری اجتماعی صلح در دانشگاه» است. لذا تربیت مدیر و کارشناس دانشگاهی و استاد و دانشجوی دموکراتیک و شهروندگرا و اهل گفتگوی علمی-فرهنگیِ انتقادی-راهبردی، به تحقق عینی فرهنگ صلح و مسئولیت‌پذیری اجتماعی در دانشگاه کمک می‌کند.

 دانشگاه و عاملیت صلح و ممانعت از جنگ
آنچه گفتیم عمدتاً پیش‌شرط‌های شکل‌گیری «مسئولیت‌پذیری اجتماعی دانشگاهی» و شکل دادن به یک «فرهنگ و اجتماع دانشگاهیِ صلح‌گرا» در ساحت یک سازه-فضا و ساختار-سازمان دانشگاهی بود. از مسئولیت اجتماعی دانشگاهی درباره مقوله جنگ، که همان وضعیت بحرانی و موقعیت چالشیِ ناصلح و نبود صلح و یا نقیض صلح است، مستقیم بحثی به میان نیامد؛ بیشتر به این دلیل که دانشگاهیان و دانشجویان به اندازه‌ای که می‌توانند «عامل صلح» باشند، نه (خوشبختانه) عامل جنگ‌اند و نه (متأسفانه) مانع جنگ.

با این وصف، به لحاظ اجتماعی و فرهنگی، همین عاملیت دانشگاهیان و دانشجویان در فرایندهای اجتماعیِ «صلح‌گرایی و صلح‌خواهی و صلح‌سازی و صلح‌جویی» و حس و تعهد و روحیه و اخلاقیات و فرهنگِ «مسئولیت اجتماعی دانشگاهیان» به‌شرحی که وصف کردیم، فی‌نفسه و لنفسه خود می‌تواند از جهاتی در خدمت «ممانعت از بروز و گسترش جنگ» و «کاستن از ترومای فرهنگی-اجتماعی جنگ» و «مواجهه کارشناسی-علمی با چالش‌های جنگ» در سطح دانشگاه و جامعه و نیز «عاملیت دانشگاهیان در تحقق و توسعه صلح» باشد. اندکی توضیح در این باره سودمند است.

 مسئولیت اجتماعی دانشگاه در ممانعت از جنگ
اگر نخواهیم انتزاعی نگاه کنیم و انضمامی‌تر به نقش و مسئولیت اجتماعی دانشگاه در مقوله «ممانعت از جنگ» بیندیشیم، لازم است به چند واقعیت اجتماعی و چند نکته تخصصی مرتبط با آن توجه کنیم:

یکم) سیاست-قدرت و ایده-رویه جنگ
جنگ، ساخته و پرداخته سیاست‌ورزان و قدرت‌مندان است. آنان ایده جنگ را طراحی و رویه آن را تنظیم می‌کنند. واقعیت اجتماعی این است که طراحان و تنظیم‌کنندگان جنگ، اگرچه ممکن است «مدرک دانشگاهیِ» تخصص علمی-فنی در جنگ‌ورزی هم داشته باشند، اما «روحیه دانشگاهیِ صلح‌مدار» ندارند. در اینجا مسئولیت اجتماعی دانشگاه و روحیه ممانعت از جنگ‌طلبی و جنگ‌خواهی و جنگ‌افروزی که در دانشگاه است، می‌تواند «فرهنگ صلح و نه جنگ» را از طریق یک «فرهنگ دانشگاهیِ انتقادی-روشنگرانه-راهبردی» به ساحت سیاست و قدرت و عرصه حاکمیت، با هدف شکل‌دادن و تقویت و توسعه «دکترین اول صلح و دیپلماسی»، پمپاژ کند.

دوم) علم و تکنولوژی جنگ
این هم یک واقعیت اجتماعی است: طرح و برنامه جنگ‌های پیشرفته کنونی که با هوش مصنوعی در سده ۲۱ و هزاره سوم میلادی رخ می‌دهد [از جمله همین دو جنگ اخیر تحمیل شده از سوی آمریکا-اسرائیل به جمهوری اسلامی در خرداد ۱۴۰۴ و اسفند ۱۴۰۴ تا فروردین ۱۴۰۵] و جنگ‌های هوشمند مصنوعیِ فوق‌پیشرفته‌ای که احتمالاً در این دهه و دهه‌های بعدی رخ خواهد داد [احتمالاً بین آمریکا-اسرائیل با چین-روسیه-هند-کره شمالی یا با/در خاورمیانه عربی و غیرعربی و غیره]، همگی فرآورده دانش فنی دانشگاهی و تکنولوژی تولید شده در لابراتوارهای پیشرفته دانشگاهی است. در اینجا نیز نقش صنایع نظامی-امنیتی-دفاعی و پژوهشگاه‌های امنیتی-دفاعی صلح‌آمیز، که البته وجودشان برای تضمین امنیت ملی یک جامعه-کشور و یک دولت-ملت و یک سرزمین-میهن استراتژیک و ضروری است، مهم‌اند. اما وجود «فرهنگ دانشگاهی صلح‌مدار» و تقویت «مسئولیت اجتماعی دانشگاهیانِ کارگزار و کنشگر» در صنایع نظامی-امنیتی-دفاعی و پژوهشگاه‌های امنیتی-دفاعی صلح‌آمیز، می‌تواند به حفظ صلح جهانی با وجود صنایع پیشرفته نظامی-دفاعی کمک کند.

سوم) ترومای جنگ و پساجنگ
هرچند این سیاست‌مداران و قدرت‌ورزان‌اند که طراح و عامل جنگ هستند و نه دانشگاه و دانشگاهیان؛ اما همگان، از جامعه و دولت تا رسانه‌ها و افکار عمومی و نهادهای بین‌المللی، از دانشگاه توقع دارند برای کاستن از «مصایب جنگ» و بهسازی معنوی-اخلاقی و مدنی-عقلانی جامعه-کشور در پساجنگ و بازسازی فنی-مهندسی زیرساخت‌های تخریب‌شده یا آسیب‌دیده سرزمین-میهن در جنگ، اقدام علمی-تکنولوژیک کند. این توقعی است به‌جا و درست از دانشگاه؛ چون همانا برجسته‌سازی مسئولیت اجتماعی دانشگاه و تعهد فنی-تخصصی دانشگاهیان در قبال پیشرفت، توسعه، امنیت، اقتدار و رفاه جامعه-کشور و سرزمین-میهن و دولت-ملت است.

چهارم) پویش «نه به جنگ / آری به صلح و دیپلماسی»
سویه فرهنگی مسئولیت اجتماعی دانشگاه و تعهد فنی-تخصصی دانشگاهیان در قبال پیشرفت و توسعه و امنیت و اقتدار و رفاه جامعه-کشور و سرزمین-میهن و دولت-ملت، در چهار وضعیت اجتماعی-سیاسیِ محتملِ «پیشاجنگ / جنگ / پساجنگ / نه جنگ و نه صلح»، کمک به تحقق «صلح» از طریق راه‌اندازی پویش «نه به جنگ / آری به صلح و دیپلماسی» است.

* مکانیزم اجتماعیِ تحقق این سویه از مسئولیت اجتماعی دانشگاه در ساحت «ممانعت از جنگ و عاملیت در صلح»، خود موضوعی است برای یک نوشتار جامعه‌شناختیِ مستقل.